وقتی دوست دخترت دوقلو باشه قسمت ۵ از ۳۰۷ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
در بزنم؟
بعید میدونم
در باز کنه
ژیانگ حرومزاده!
برو تو پارک بخواب!
گفتی میخوای ازم جدا
شی و بازم رو داری
برگشتی خونه
بهتر نیست خودمُ
بزنم به اون راه!؟
شاید تا حالا فراموش
کرده باشه؟
نه... اون همچین
چیزی رو فراموش نمیکنه
اگه در قفل کرده
باشه و کلید رو پشتش
گذاشته باشه چی؟
هممم
باز کن...
درو باز کن
اوه
عه؟
کی کلیدمُ دزدید؟
نمیخوای برگردم
خونه؟
اوووه!
ها...!
اومدی!
منتظرت بودم
حمومُ واست
آماده کردم
چرا اینقدر طولش
دادی تا درو باز کنی؟
من! من!
چرا حس میکنم
دارم دلقک بازی
درمیارم؟‌چرا اینکارو
میکنم؟
من خیلی
احمقم!
من...
برگشتم
تین تین
چیکار میکنی؟
زوباش
بیا تو
باشه!!!
خیلی
مشروب
خوردی
معمولاً اینقدر
نمیخوردی
خب امروز...
امروز...
چرا اینقدر
آرومه؟
جوری رفتار
میکنه انگار
هیچی نشده!
باید از
هم جدا شیم
دیگه شک کردم
صبح اون حرفا رو
زدم یا نه؟
تبریک میگم!
مدیر بخش
عملیات شدی
تو... از
کجا فهمیدی؟
مینهوی دیروز
بهم گفت!
ترسید اگه
دیر برسی خونه
نگران شم!
من...
صبح...
برات قهوه میارم
مگه امروز جلسه نداشتی؟
خسته نیستی؟
لازم نیست خودتُ خسته کنی!
خسته نیستم
وقتی منتظر اومدنت بودم
خونه رو تمیز کردم
ادامه دارد...
پایان

قسمت 5 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی وقتی دوست دخترت دوقلو باشه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت