زندگی با میلف تنها و دخترش
مترجم: LichKing
فعلا که خوب
داری پیش میری
دیدی چقدر با
روغن راحت تره؟
وقتی به این خوبی
چرا میترسیدی؟
بجای خجالتی بودن
فقط از خودت لذت ببر
اگه بخوای میتونی
خیلی سکسی باشی عزیزم
با اینکه مجبورم
کرده اینکارو کنم
ولی نمیتونم
حسشو انکار کنم
تا دیروز روم نمیشد
از این اسباب بازی ها
استفاده کنم
ولی حالا نمیتونم
جلوی خودمو بگیرم
میخوام بیشتر
احساسش کنم
خوشحالم که داری
لذت میبری
میتونی هرچقدر دلت
میخواد بالا پایین کنی
هاها
بهتر از چیزی
پیش رفتی..
که انتظار داشتم
خودمم فکرشو نمیکردم
انقدر حال بده
الان دیگه دلم نمیاد
ازش بیام پایین
هاهه:)
آفرین همینجوری
ادامه بده
میخوام ببینم تا کجا
میتونی ادامه بدی
فعلا که..
خوب دووم آوردی
نه ببین چطور میلرزم
دیگه نمیتونم نگهش دارم
میخواد بزنه بیرون..!
هه کف رو کامل خیس کردی
باید بخاطر کثیفی که کردی
مجازاتت کنم
آره منو
مجازات کن
میخوام خشن
گاییده شم
هاهه:)
خیلی بدی وقتی
مجبور نبودی ببندیم
بهت گفتم کنجکاو بودم..
ببینم چطور کار میکنه
که اینطوریاس
پس منم همه چیزایی رو
که آوردم استفاده میکنم
مگه توهم با خودت
چیزی آوردی؟
به هرحال
هرچی که هست
به من ربطی نداره
بیا امروز
بیرون هم بریم
دیلدوعه خیلی
حساسم کرده
باشه فعلا که
داره ابم میاد
اههه یسس!
بریزش توم
امروز آخرین
روزمونه
میخوام حسابی
پرم کنی
بیا جوری
سکس کنیم..
که انگار اصلا
فردایی وجود نداره
راستی گفت اونم
با خودش یچیزایی آورده
من فقط تا وسطاش
کمکش کردم وسایلشو جمع کنه
هرچی هست
من اطلاع ندارم
حتما خودشم برداشته
یه چندتا اسباب بازیه
دیگه آورده
من موندم این همه
اسباب بازی رو اصلا
کی وقت کرده بخره
اومدم بکنمت خوب!
شنیدم کیرتون پرشده از منی
اشکال نداره
تخصص من همینه
لباس پرستاری پوشیده؟!
اصلا لازم نیست..
بترسی ها
پرستار هواتو داره
انتظار هرچیو داشتم
الا این یکی
واقعا این لباسو
بخاطر من پوشیده؟!
اوپس! همش
یکجا رفت توم
با اینکه گفتم تخصصمه..
ولی باید اعتراف کنم
انقدر بزرگ و سفته
که نمیتونم تکون بخورم
درسته شوکه شدم
ولی نه اینکه بدم بیادها..
اتفاقا آرزوی هر مردی این چیزاس
اینکارم برخلاف قوانینه
ولی ازونجایی که
تو بیمار ویژه ای هستی..
پس نباید مشکلی
داشته باشه
غریزم میگه..
ممه هاشو مزه کنم
آخ یواش تر
دردم میادها
همش مال خودته
اگه بخوای میتونی
بریزی توم
نباید یه قطرش هم
هدر بدی ها
نقش بازی کردنش حرف نداره
پس قطعا تو
صداپیشگی هم
میترکونه
آخ پرستار
ابم داره میاد
گفتی میتونم بریزم توت؟
آره بریز تو رحمم
باز اگه شق درد گرفتی
بیا پیش خودم
باشه؟
ممنونم پرستار
به اربابم خیانت کردم
و به این روز افتادم
من خودمو تسلیم تو میکنم
پس چرا وایسادی نگاه میکنی؟!
بیا ترتیبمو بده
خیلی مطمئن نیستم
بیا دیگ
تخمشو داشته
باش بیا
این چه کصشریه دیگ؟!
اصلا این همه طناب رو از کجا آورده؟؟
هاهاهاها
پس میخوای ترتیبتو بدم؟
معلوم میشه کی
بیشتر دووم بیاره
نترس بیا جلو
من مثل بقیه نیستم
پنج دقیقه بعد
لطفا منو ببخش
دیگه
خیانت
نمیکنم
اصلا هرکاری بگی میکنم
هاهاها
پس چیشد اون
همه پررو بازی؟
باید یه درس
درست حسابی
بهت بدم
نه غلط کردم
درست اینه که
باردارت کنم
نه ارباب
التماست میکنم
اینکارو نکن
از این نقش هم
خوشم اومد
البته همش به لطف خودش
که انقدر خوب نقش بازی میکنه
لطفا تا وقتی
اربابم برمیگرده
تو درونم باش!
فقط مشکل این بود
خیلی تو نقشاش فرو رفته بود
یعنی به معنای واقعیه کلمه
داشت شیره بدنمو میکشید بیرون
من همیشه
تشویقت میکنم کاپیتان
نه داخل نریزی ها!
حامله میشم
اگه فکرکردین تموم شد
نه اشتباه میکنید
این روزا دخترای سکسیه
زیادی پلیس میشن
برا اینکه مورد
تجاوز قرار بگیرن؟
میخوام با اسپرمم..
رحمتو دستگیر کنم!!
قراره اولین پلیسی بشی
که بچه های یه مجرم
متجاوزگر رو بدنیا میاره
البته امیدوارم
باردار بشی
از پرستار گرفته تا پلیس
این آخری خیلی
ازم انرژی گرفت
خسته بودم ولی خوشحال
از اینکه دیگه تموم شده
آره بالاخره تموم شد
مطمئنم خودشم راضی شده
دیگه پشیمون نیستم
الان فقط تنها کاری
که مونده بکنیم...
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com