زندگی با میلف تنها و دخترش قسمت ۳۰ از ۳۳۳۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸
زندگی با میلف تنها و دخترش
مترجم: LichKing
فکرنمیکردم انقدر..
پیش غذای
خوشمزه ای باشه
پیش غذات
تموم نشد؟
چرا فقط یکم
دیگه مونده
دنبال اتاقی
میگردین که
مینگوک در اون
اقامت داره؟
متاسفم ولی اینکار
برخلاف سیاست ماست
چه نسبتی باهاش دارین؟
من زنشم
زنشه؟!
مگه اون یکی زنش نبود؟؟
عه پس زنشی
خب بیا تا اتاقشو
بهت نشون بدم
از این طرف لطفا
توقع داری من
چیکار کنم؟
خب فرض کن تو الان
رفتی و پیداشون کردی
اونوقت میخوای
چیکار کنی؟
یا بشینم اینجا بزارم
همش سکس کنن؟
اصلا فکرکردی به این
که واقعا عاشق هم بشن؟
بعد تو باهاشون
کنار میای؟
یعنی از عواقبش
نمیترسی؟
نه
اونا خودشون
اول شروع کردن
چرا من باید
از عواقبش بترسم؟
منظورم اینه..
اگه وسط کار گیرشون بیاری
که بدتر میشه
اصلا میتونی با مامان
چشم تو چشم بشی؟
لااقل تو راه
به ایناشم فکرکن
شرایط هرچی که باشه
چرا مامان و نه من؟!
پسره عوضی!
مگه من براش ارزش ندارم؟
وایسا آقا
میشه ازتون یچیزی بخوام؟
یه پامو گرفتی بالا..
عمیق تر میره توم
تازه پیش بازی
هم نداشتیم
ولی خوب از قبل
آمادگیشو داشتی
چون منتظر بودم
اینجوری منو بکنی
و با تصوراتش
خیس کرده بودم
انجام از پشت خوبه ها
ولی نه تا وقتی
یچیزی تنشه!
من هنوز کادومو
باز نکردم!
میخوام از جلو ببینمت
و همینطور مزه
ممه هاتو بچشم
احمق من که شیر ندارم
اول باید
باردار بشم
حالا بیا وانمود کنیم
که بارداری
اول بیا از شر این
پیش بند خلاص بشیم
انقدری ممه هات
بزرگ هستن..
که چندتا بچه همزمان رو
شیر بدی
اول باباشون
و بعد بچه ها
نباید پدر بچه ها
حریص باشه
اگه دوقلو باشن چی؟
اونوقت باید به جفتشون
باهم شیر بدی
خب باشن
هرچندتا که باشن
به همشون شیر میدم
پس باید از همین الان
تمرین کنی
فرض کن دوتا بچه داری
که باهم شیر میخوان
و من حکم اون دوتا بچه رو دارم
شوهرمم باهام
اینکارو نکرده بود
دوست دارم بچه های مینگوک رو
من بدنیا بیارم
میخوام طعم شیر واقعی مادر رو بچشه
هرچی میخوای منو مزه مزه کن
همه چیزم
برای توعه
آخ فکم درد گرفت
پس چرا وایسادی؟
نکنه خسته
شدی؟؟
خسته که نه ولی میخوام
یکمم انرژی ذخیره کنم
واسه فردا
حالا همینجوری ادامه میدیم
اینجوری بغلم کردی
حس بهتری داره
چیزی نمونده تا..
به ارگاسم برسم
من دارم ارضا میشم
منم عزیزم
داره ابم میاد
میخوام بریزم توت
نه وایسا! اگه خرابکاری کنیم
باید بعدش تمیزی کنیم که..
غذا سرد میشه
پس بریز تو دهنم
انتظار این
یکیو نداشتم
باشه ولی به یه شرط
که همشو قورت بدی ها
قورت میدم عزیزم
تو بریز
خیلی شهوانی حرف میزنه
همینجوری پیش بره
تا وقتی برگردیم
شدم یه تیکه چوب!
دارم به ریختن
تو دهنت..
معتاد میشم
اه کی این وقت
شب مزاحم میشه
حتما مدیره دیگ
وگرنه کی میتونه باشه
خب برو سریع
لباس بپوش
نه بابا گورباباش
همینجوری میرم
حتما بخاطر اتفاق امروزه
اومده تا بحث کنه
ولی ما تنها
که اونجا نبودیم
اومدم
از طرف مدیریت
کارتون داریم
یه لوله خراب هست
که یادمون رفته زودتر بررسیش کنیم
فقط میخواییم
یه نگاه بهش بندازیم
که مشکلی نداشته باشه
ادامه دارد...
پایان

قسمت 30 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 31

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی زندگی با میلف تنها و دخترش
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت