به فروشگاه حشری ها خوش آمدین قسمت ۱۷ از ۲۶۱۲ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
هااا..
اعاااح...!
میخوام بدنشو
مال خودم کنم...
پرنسس...!
میخوای بقیشو
تو اتاق خواب انجام بدیم؟
هااا
ارهه..
به فروشگاه حشری ها خوش اومدین
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
ااااه...
عاااح
عوووح...
هیااا..
عااوح
اوووح...
کص پرنسس حرف
نداره...
عااااح
اااه
هاااا...
خیلی داره
کیرمو فشار میده...
د دررد داره!!!
هیچ جوره نمیتونم
بکشمش بیرون...!
عاااح
دوجین...
عااااوح
هااااح!!
هر بار میخوام
بکشمش بیرون، اونقدر تنگه
که انگاری کیرم میخواد کنده بشه
من میترسم....
دوجین
هاااا...
عااااوح
حس میکنم
قراره بخوری منو...
عااااااای....
اره، میخوام
کل بدنتو بخورم...!
هنوزم از دستم
عصبانیی؟
عااااوح
عااای
بخاطر اینکه گفتم
تو بار یازدهم منی؟!
چی؟؟؟
آخه دروغ گفتم
ببخشید
هااا.
عاااح
پس بهم دروغ
گفتی؟؟
اااای
عاااح
در اصل، بار یازدهمم
نیستی....
دوجین...
این، بار اولمه...
چون خیلی تجربه داری...
و من ندارم...
دفعه اولمه،
پس...
یکم اذیتم میکنه....
خجالت زده شدم
واسه همین دروغ گفتم
دیوونه
نگاش کن
چقدر جذابه...
فک میکنی سر
همچین چیزی عصبانی میشم؟
هااااا!!!
خیلی
خیلی
هاتی، کلویی
عاااااااااااح
ااااییی
عاااوح
ولی دروغاتو
نمیتونم تحمل کنم...
هاااااح...
جلوی دوجین...
لطفا
باهام نرم تر
رفتار کن
لطفا کلویی خودت
رو بیشتر دوست داشته باش
هاااا...
ممم..
فقط کلویی ام
دیگه پرنسسی درکار نیست
باشه، هرچقدر
بخوای باهات باعشق رفتار
میکنم
هاااا!!
دوجین؟!
میخواد چیکار کنه؟
عاااح
هر چی بیشتر
کیرشو میماله بهم، بدنم
داغ تر میشه...
من میترسم
دوجین!!!
لطفا یواش برو...
شرمنده کلویی
نمیتونم جلوی خودمو
بگیرم...
درد داره
با هر تلمبه دردش بیشتر
میشه...
اااایییی
عاااح
عااااوح!!!!
دیدنش لرزش کلویی
بخاطر کیرم، وحشتناک هاته...
عااااوح
اییی
دوجین تنها کسیه که
منو به عنوان کلویی میبینه...
عاااح
عوووح
لطفا پرنسس صدام
نکن
هااا
666
اییی
لطفا بهم...
یاد بده که...
کلویی بودن،
چه حسی داره
کلویی...
عاااح
هووه...
از این به بعد
میخوام مال دوجین باشم.
تو جونمو نجات دادی
وقتی تازه اینجا رسیدم
عااای
همین الانشم
تو مهمترین زن تو زندگیمی
کلویی...
عاااه
پس هر کاری
دوست داشته باشی
انجام میدم
هاااااح
عممممم
عاااح
هاااییی
ارهههههه....!!!
دوست دارم
مال دوجین باشم...!
خیلی ناجوره
باید یه چیزی بگم...
علامت روی گردنت...
نگرانش نباش!
به یه جادوگر ماهر
معرفیت میکنم
هممم...
اون علامت
احتمالن باعث تغییرت
شده، دوجین
شرمنده بابت
اینکه نگرانت کردم
نگران نباش،
به لطف تو
تونستم یه روز پرنسس بودن
رو فراموش کنم
دوستت دارم
دوجین
جاااان؟!
شوخی کردم
هیهی!!
بدون فکر کردن
خیالاتمو، بلند گفتم!!!
اگه توهم
دوستم داری، باهام عادی صحبت کن
و هرچند وقت یه بار بغلم کن
قول بده بهم.
اخخخ...
چقدر نازه این دختر!!!
وقتشه که بریم
جدا باید یه راهی
برای این علامت پیدا کنم
خیلی داره دردسر ساز میشه
برام
به دومین حراجی
برده خوش اومدین
هاه؟
برده...؟
همه جمع بشین برای این برده خاص
یه برده فالگیر،که یه عالمه
شیر میده!!!
این همون فالگیری
نیست که توی جنگل دویول بهمون
حمله کرد؟
پایان

قسمت 17 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 18

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی به فروشگاه حشری ها خوش آمدین
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت