چپتر 15
به فروشگاه حشری ها
خوش اومدین
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 geralt 🐺
اقای دوجین
میشه اگه وقت دارین،
یکم بهم کمک کنین؟
کمکم کن، یه استراحت
درست و حسابی داشته باشم
به فروشگاه حشری ها خوش اومدین
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
در ازای اسپانسر
فروشگاه شدن...
قبول کردم به
پرنسس برای روز تعطیلش
کمک کنم
هممم...
بریم یه میوه
فروشی
شنیدم امسال
محصولات خوب نبودن، اوضاع
مغازتون چطوره؟
خیلی خرابه
از این مدل نون
زیاد میفروشین؟
بخاطر نبود گندم، نون هامون
گرون شده واسه همین مردم
نمیتونن بخرن
قرار بود امروز
تعطیلیت باشه ها!؟!
اوضاع برداشت محصولات
نسبت به پارسال حداقل، چهل
درصد بدتر شده
همممم....
بیا برگردیم.
باید به فکر روشی
برای بهتر کردن اوضاع باشم
کمک به مردم؟!
این چه نوع استراحتیه؟!
پرنسس، قرار نبود
امروز خوش بگذرونی؟
هاها
ها؟!
داره بهم خوش
میگذره
فقط داری در مورد
زندگی مردم میپرسی
از کسی که همه
عمرشو کار کرده، انتظار تفریح داری ؟
از صبح تا شب، مشغول
کار کردنم
هفتاد درصد مسائل
کشور رو خودم راست و ریس میکنم
امپراتور اهمیتی به
روستا نمیده، واسه همین
همه کاراشو خودم باید بکنم
برخلاف چیزی که شنیدم
زندگی مردم بخاطر من سخت تر
شده، من از این بابت
خیلی متاسفم
این ...
عاا...
اگه دقت کنی
میبینی هر کسی به
یه شکل تفریح میکنه
لازم نیست همه سختی
رو خودت تحمل کنی، پرنسس
بیخیال کار!
چطوره یکم تیراندازی
رو امتحان کنی؟!
میدونستم...
هر وقت با دوجینم
احساس راحتی میکنم.
باوشه
بزن بریم توی اون
کوچه
اونقدر راحت، که یادم
میره یه پرنسس ام
چقدر تنگ و تاریکه...
همم...
هیچ کس مارو نمیبینه
واسه همین بهتره
تو هم شنیدی که
ادمای قصر همیشه یه عالمه
غذا دارن و هیچ وقت، گرسنه
نمیشن؟
منم شنیدم اوضاعشون
خیلی خوبه
پرنسس عوضی
همیشه تظاهر میکنه که اهمیت
میده به مردم، ولی همیشه
لباسای لاکچری و گرون میپوشه
میگن هر ماه هم
چند روز رو فقط میره
خرید میکنه
خرید میکنه؟
نکنه میره اون مغازه ای که رییسش
یه پسر خوشگله؟
اون پسره هم عوضیه...
فقط چیزایی که طبقه سوم
میفروشه رو ببین؟
فقط برای راضی نگه داشتن پرنسس
یه عالمه کالا فروخته
اقای دوجین
میشه همون کمون کشی ات رو
بهم قرض بدی؟
پرنسس...
خیلی عصبانیه...
عاااای!!!
ای واای،
شرمنده اممممم
فک کنم اون سنگ
هم اعصابش از حرفاتون
خرد شده بود
مـ ما فقط
داشتیم
فقط چی؟
چه بهانه ای میخوای
بیاری؟
بگو تروخدا
منم بلافاصله میکشمت
پرنسسه!!!؟!
بـ ببخشید!!!!
اره راست میگی
من اصلا جنبه اینو ندارم
که عزیزانمو مسخره کنی
اگه اون حرفا دوباره پخش
بشن توی روستا...
مطمئن میشم که گردن
خودت و خواهرتو بزنن.
شت...
پرنسس خیلی خطرناکه!!!!
جدا بلد بودی
اینقدر خوب از کمون استفاده کنی؟
خودمم نمیدونستم
اینقدر ماهرم...
دیدن عصبانیت پرنسس
خیلی وحشتناکه...
ولی این محکم بودنش
برای شخصی مثل پرنسس لازمه..
شنیدم پرنسس اینج
بودن!!
پرنسس رو دیدی؟
نمیدونم والا!!
ممکنه بخاطر
کسایی باشه که دیدنش؟
پرنسس، باید
برگردیم...
نمیخوام،
امروز دارم از زیر حرف
امپراتور در میرم...
تو اگه میخوای
میتونی برگردی اقای دوجین
بدون من چطوری میخوای
اینور اونور بری؟
بیا فعلا
بریم فروشگاه...
خوش اومدی
رییس
عا، سلام النا...
من امروز و فردا مرخصیم
پس فردا برمیگردم، پس بی زحمت
سمت اتاقم نیا
هیچ کس نباید بدونه
که من کلویی رو اوردم فروشگاه...
هاه؟
چرا در طبقه سوم بازه؟
فقط وقتی
بازش میکنیم که کسی رزرو
کرده باشه...
پرنسس؟!؟
داری چیکار میکنی؟
کنجکاو شدم بدونم
توی طبقه سوم چی دارین؟!
به هر حال، بازم
نباید سرتو بندازی پایین
بیای تو!!!
ببخشید، ولی اینا
چین؟
دفعه اوله همچین چیزی میبینم
این یه صابون حمامه
حالا که اینجایی، میخوای
امتحانش کنی؟
اهه...
نمیدونم
چطوری ازش استفاده کنم...
میشه بهم یاد
بدی اقای دوجین ؟