.33.
منم میخوام
بریزم توت
حواست باشه یه قطرشم
بیرون نریزه ها
عاااااح
اوففف
دااره میاااد
همه بچه هامو
ریختم توت
هاهه
اینسری برات
سه تا مهر آفرین میزنم
ممنون کاپیتان
رانندگی با کیر
مترجم: LichKing
چند روز بعد
هوممم
نام: هان جیمین
سن: 40
استقامت: 6/10
شخصیت: آرام و مهربان
اطلاعات: طلاق گرفته و نوک سینه های وارونه
اطلاعات اضافی: عشق برده بودن و عاشق سکس
تا سرحد مرگ، همچنین درحال حاضر از ووجین اطاعت میکند
علایق: مطالعه، خودارضایی
نوع رابطه: ارباب و برده
رضایت: مکس
با یه سکس
ببین چقدر تغییر کرده
شایدم چون اولین
ارگاسمش بوده
اینکه فقط از من
اطاعت میکنه
حس خوبی داره
به هرحال موفق
شدم بکنمش بردم
و اینکه...
نام: آن سونگیون
سن: 26
شخصیت: مغرور، غیرقابل پیش بینی
اطلاعات: به طور کلی در مقایسه با بقیه
دارای عقده حقارته
اطلاعات اضافی: از وقتی سکس ووجین رو نگاه کرده
بشدت حشری تر شده
علایق: تماشای سکس افراد
نزدیکی: مکس
رضایت: مکس
اینم که منحرف بودو
نمیدونستیم
هعی یادش بخیر
مگه نه سونگیون؟
عععع!!
هاههه
فقط با یه جق
از حال رفت؟!
جالبه
چون توهم دختر خوبی بودی
برات یه مهر صدآفرین میزنم
اههه ممنونم
سونگیون هم عجیبه ها
هوممم
لعنتی!
ابم داره میاد
اوققق
واقعا بهترین کص دهنی دنیا
مال توعه
هوممم
داره میااااد
نریزه بیرونا
هوممم
همشو قورت دادم
آفرین دختر خوب
اولین کار درصبح
بهترین کار تو دفتر مدیره
میشه..
بخاطر کار خوبم
برام یه مهر صدآفرین بزنی
حتما
وقتی تعداد مهرات زیاد شد
بهت جایزه سکس ارگاسمیک میدم
ممنونم
مدیر بودنم خوب چیزیه ها
مدیر..
اگه حوصلشو دارین
تا گزارش ماه می و مواردی
که باید بهشون رسیدگی شه رو بگم
وایسا وایسا!
بیا تو این موردا مثل
همون قبل باشیم
یعنی اینکه تو به اینکارا
رسیدگی میکنی و منم
همون اتوبوسو میرونم
ولی...!
ولی به ولی!
اگه جاییم لازم به
حضور من بود..
بگو تا خودم بهش
رسیدگی کنم
آیا نقش مدیر را به هان جیمین
اختصاص میدهید؟
بله / خیر
چه جالب فکرنمیکردم
همچین قابلیتیم داشته باشه
اینجوری دیگه آزادانه
میتونم هرکاری دلم میخواد بکنم
نه اینکه مجبور باشم یسری کارای
چرت و سخت انجام بدم
تازه یه خوبیه دیگشم
اینه که میتونم به کار اصلیم
که همون گاییدن زنا باشه برسم
نقش مدیر به هان جیمین
واگذار شد
از الان به بعد همه هان جیمین را
به عنوان مدیر در مهدکودک میشناسند
اینجوریم همه فکرمیکنن
من یه راننده اتوبوس سادم
ولی نمیدونن مدیر واقعی منم
حالا از این قدرتم
چطور سو استفاده کنم؟
عهه
اون مادری که آخرین بار
یهویی اومد تو رو یادته؟
برا چی اومده بود؟
منظورت مادر هانسول؟
بچش خیلی شیطونه
ماهم تازگی یه جلسه ای
درمورد خشونت فرزندان داشتیم
خب جلسه جواب داد؟
بعدش چیشد؟
درواقع..
مسئله مادر یجی بود
همینطور خیلی از مادرای دیگ
اومده بودن شکایت که بچشونو
اذیت میکنه و باید اخراج شه
که اینطور
این یکیو بسپار خودم
یعنی خودتون شخصا
میخوایین وارد عمل شین مدیر؟
آره میرم ببینمش
اون زن...
خودم بهش رسیدگی میکنم
چند روز بعد
چشم عزیزم
نگران نباش
آره مدیر مدرسه زنگ زد
گفت برم که مشکلو حل کنیم
گفتم دیگه لازم نیس
نگران باشی
منم دوست دارم عزیزم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com