فکرهای بد دخترونه قسمت ۵۲ از ۶۱۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
فکرهای بد دخترونه
قسمت 52
کیر تو هرچی
امتحانه
هووف
اولین باره که اینجام
ولی هیه را نیست
اصلا
مارو به چشم
دوست میدید؟
آه
بریم؟
فکرهای بد دخترونه
ترجمه اختصاصی سرراست
geralt
عجب هوایی
یه قهوه ای
بخور
به بههههه
مرسی یونا
جون
نمیتونی تمرکز کنی
نه؟ بخاطر هیه را؟
اوه
نکنه باز با صدای بلند
فکر میکردم؟
مین جی
از قیافت
مشخصه
نمیتونی تمرکز
کنی
راست میگی
من قبلا یه بار رفتم
پیش هیه را
چشماش باهام حرف
میزدن
ولی به نظر نمیومد ناراحت
باشه یا بتونه چیزیو توضیح
بده
پس...
چیزی ندارم که ازش
بشنوم
گیج شدم
یه قسمتی من ازش متنفره
بخاطر کاری که کرد... ولی یه
قسمتی هم کنجکاوه بدونه
چرا اون کارو کرد
و اینکه اصلا کلاسارو
شرکت نمیکنه نگرانم
میکنه
شاید کصخلم؟
هاها
نه کصخل نیستی
اون دوست صمیمیت
بود ولی الان نمیدونی چرا
اون کارو کرده
حست طبیعیه
اوه... یونا
و نیازی هم نیست
که درک کنی
واقعا داری سعی میکنی
کسی که دوست دخترت رو
اذیت کرد رو درک کنی؟
دوست دختر؟؟!!
دوست دختر
هیهی
وقتی فقط ما
دوتاییم
من...
دلم میخاد
ببوسمش
یونا
بله؟
نمیتونم تمرکز
کنم
پس بریم؟
مین جی
بریم خونه؟
آخه درس
نخوندیم
شسیشس
یونا میکشمت
درس من تموم
شد اصلا
سیشسی
سشیسشی
اذیتم نکن میمون
کله گنده
مثل آدم باید دعوتم
کنی خونتون
نگران هیچی نباش
مین جی
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی سرراست
geralt
پایان

قسمت 52 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 53

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فکرهای بد دخترونه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت