فکرهای بد دخترونه
قسمت 31
هیچی پیام تبلیغی
بود
مطمئنم یه چیزایی
داره اتفاق میفته
به نظر فیلم خوب
باشه نه؟
اره... خوشحالم که باهم
نگاه میکنیم
فکرهای بد دخترونه
ترجمه اختصاصی سرراست
Geralt
امروز خیلی خوش
گذشت
بفرما بخور
اب پرتقال؟
خیلی از اینا
نمیخوری
مرسی
همم
بخاطر تو خریدمش
وقتی یونا از این حرفا
میزنه خیلی کیوت میشه
عجب
خسته ای؟
کل شبو نگران امروز
بودم
کیوووت
چقد بامزست
یونا
گوشیت
چرا کله صبح
زنگ زدی
عکسی که فرستادمو
دیدی؟
چون..
...
هی...
این چیه
اوییی
...
مین جائه اروم
باش
حس میکنم اینو کسی
که میشناسی نوشته
چی؟
کسی که تورو خوب
میشناسه
اوی... اونا با جزئیات
نوشتن
خب...
چیه؟
رک بگو
آه
اویی
اخ
اگه مطمئن نیستی
کص نگو
نه ولی...
هووف
من ازت همه توی دانشگاه خسته شدم
چرا دانشجو ها اینطورین؟ سعی
میکنن با افراد محبوب دانشگاه صمیمی شن خیخی
میخان از کسی که نمیخاد مصاحبه کنه به زور مصاحبه بگیرن
اون روزنامه حتی روزنامه واقعیم نیست مجله دانشگاهه خیخی
سعی میکنن کیوت رفتار کنن و دنبال مردم میدوئن و دعوتشون
میکنن شب برن بیرون خیخیخی
چرا دانشجو های ترمک این شکلین؟
اون دختره مو قرمزه خیلی رو مخه طوری رفتار
میکنه انگار شغلش خیلی مهمه
خدایا
چرا سعی میکنه کیوت
رفتار کنه
هوف
چه خبره
مین جائه چرا
اینطوریه
تو عمدا این کارو
میکنی؟
نه
من واقعا سعیمو
میکنم
پس چرا نتیجه
خوب نیس
ببخشید
این دفعه تلاشمو
میکنم
این اخرین فرصتته
کارتو درست انجام
بده
هی
میشه یچی بپرسم
اومم
بپرس
چرا این همه به اون دو نفر
اهمیت میدی
مین جائه
فک کنم یه چیزیو
اشتباه فهمیدی
اونا برام مهم نیستن
آه
تنها چیزی که مهمه
خودمم
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی سرراست
Geralt