شاهکوسی که ازش متنفر بودم قسمت ۳۶ از ۳۶۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
قسمت 36
اگه نقشه منو فهمیدی،
ای کاش که مثل قبلا منو
از خودت میروندی..
ولی بجاش، چرا داری اینجوری
آسیب پذیر رفتار میکنی؟!
و سعی میکنی که فرار کنی؟!
و چرا من،
بین اینهمه آدم؟!
منو ببخش جویونگ..
واقعا شرمنده ام..
چرا تو...
الان از من معذرت خواهي میکنی؟!
فقط... چرا؟!
شاه کصی که ازش متنفر بودم
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
نمی‌فهمم..
اییی...
ببخشید...
چرا الآن بهم اعتراف میکنی..
و ازم معذرت خواهي میکنی ؟!
واقعا...
ترسیدی ؟!
چراا؟!
دلیل‌ چیه؟!
دردم میاد!!
بخطار چی معذرت خواهی میکنی؟!
چرا تو...
الان از من معذرت خواهی‌ میکنی ؟!
در مورد چی احساس شرم داری؟!
من فهمیدم که باهات چيکار کردم،
وقتی با جیا صحبت می‌کردم..
اون زمان که یه بازیکن بودی،
و وقتی که رابطه بینمون خوب نبود. و
در موردت چیز های بد به جیا
گفتم..
که دیگه‌ نمیخوام ببینمت..
من مشکل ساز بودم، برای همین
بابا به حرفای من گوش نمی‌داد،
ولی‌ به جیا خوب گوش میده..
چون کارش. خیلی درسته و
استعداد زیادی داره..
وفتی افتادی زمین، شونه هات رو
گرفته بودی اون زمان..
برخلاف کمک سریعی که
گرفتی..
دلیل اینکه از تیم انداخته شدی بیرون..
احتمالا بخطار این بود که من در مورد
تو به جیا چیزای بد گفتم اونم به بابا گفت..
اون اتفاق نمی‌افتاد اگه
من همچین زری نمیزدم..
و...
از آنجایی که دلیل حرف جیا من بودم،
نتونستم بگم بهت که
همچین کاری‌ کردم..
ولی...
الان که مشهورم،
دونستن اینکه
اینهمه تلاش‌ ممکنه..
در یک ثانیه نابود بشه،
حالا الان میدونم اون زمان
چه حسی داشتی..
باعث شد بفهمم که آدم کصشری
هستم...
از الان به بعد..
من خیلی پشیمونم..
و از خودم بدم میاد..
خیلی درد داره.
تو زمانی‌ که بیشترین کمک رو
نیاز داشتی،
من کسی که تورو داخل
این شرائط قرار داد..
بهت خیانت کردم،
چهرت رو خراب کردم،
و ازت متنفر بودم..
ولی برخلاف همه اینا..
تو هنوز حال منو خوب میکنی..
بهم کمک میکنی،
و بهم انگیزه میدی..
برای همین درد داره..
خیلی درد داره...
من میدونم که کاری
نمیتونم بکنم..
برای تو...
من فقط میتونم بهت بدنم رو
تقویم کنم و همچنان معذرت خواهی کنم..
من میدونم که این شانش بزرگ زو
تو بهم دادی،
و خیلی میترسم که از دستش بدم. و
و این خيلی منو میترسونه..
ولی اگه به جیا هدفت رو بگم..
اون میگه که میخواد از دست خلاص بشه..
ولی من چطور میتونم دوباره
اونکارو باهات بکنم ؟!
میدونم هدفت اینه که ازم
انتقامم بگیری،
ولی واقعا نمیدونم الان چیکار کنم..
اگه به جیا بگم که میترسم
این شانشم رو از دست بدم،
فقط برای تو شرایط رو
سخت تر کردم..
ولی اگه کاری هم نکنم
تو از من انتقام میگیری..
پس...
میخوای فرار کنی؟!
شکست، پشیمونی و نا
امیدی ای که من تجربه کرده بودم..
ازین می‌ترسی که اونايي که
من تجربه کردم رو یکم تجربهٔ کنی آره؟!
اگه خيلی می‌ترسی و
واقعا میخوای از زیرش در بری،
باید به جیا همچی رو
بگی احمق جنده!!
تمامی چيزي که من میخواستم..
انتقام از تو بود..
چرا ؟؟ فقط چرااا؟!
چرااا؟!
چراااا؟!
چرا الآن؟!
ورزشکار...
بودن یعنی آسیب دیدن!!
کانگ جویونگ..
ولی چیزی که اونارو از
بقیه مقاومت میکنه...
اینه که خودشون
میتونن بفهمن اسیبشون
جدیه یا نه...
اینکه کارشون تمومه یا نه..
من میدونستم..
شونه ام جوری آسیب دیده که
درست نمیسه،
ولی نمیتونستم این موضوع رو
قبول کنم.
نمیتونستم بشینم سر جام..
بعد اینهمه وقتی که
گذاشتم..
پس قطعا من یک نفر میخواستم که
عقده هام روش خالی کنم..
و اون فرد تو بودی..
کسی که به مالک باشگاه ارتباط
داره و منو کوچیک میبینه..
این رویا من بود که تورو
نابود کنم..
قبل و بعد اینکه ببینمت..
ولی هنوز شک دارم..
چون تو واقعا کاری‌ نکرده بودی
با شونه من...
فقط میخواستم سقوطت رو
ببینم چون منو اذيت کردی..
با اینکه نقشه منو فهمیدی.
بازم میتونستی همون کارو کنی،
تو اینکارو نکردی پس..
چرا... ؟)
هدفت چیه؟!
تو حتی نقشه منو میدونی..
پس چرا از من متنفری؟!
من میترسم..
ولی...
اگه تو راضی میشی..
من مشکلی ندارم..
باقی موندن
تو همین رابطه ای که داریم..
اون اکانت فیلم هات رو
نابود کردم..
دیگه ویدئویی
ازت نیست...
دیگه چيزی ندارم که
باهاش کنترلت کنم...
تو گفتی که میخوای
رابطه رو ادامه بدیم آره!
پس همینکارو میکنیم..
دیگه دلیلی نداره که
اینجا استوپ بزنیم..
به خودت بستگی داره..
که بخوای این رابطه رو ادامه بدی یا نه..
میخوای چیکار کنی ؟!
بعد اینکه قلب، افکار و احساسات
مون
رو پاک کردیم،
مثل دیوانه ها سکس کردیم!
بالاخره احساست واقعی خودمون رو
حس کردیم،
و با بدن هامون
باهم مکالمه کردیم..
حتی یادم نمیاد
چجوری شب تمام شد.. و
شما بچه ها واقعا حرف منو باور
نمی‌کنید؟
میشه منم انجام بدم؟
نه هرگز...
همچنین چیزی ممکنه؟!
اصلا راه نداره، هاهاها
چطور ممکنه یکی بیشتر از
چهار بار انجامش بده؟!
نمصن ؟! هاهاها
منم اگه طرف هایون بود
سه بار میکردمش.
دروغ نگو..
اون یارو خرگوشی چیزیه؟!
امروز بعد از ظهر هم
هستیم!
امروز بعد از ظهر هم هستیم!
چطور ممکنه آخه؟!
واقعا ؟!
منم اگه طرف هایون بود
سه بار میکردمش.
دروغ نگو
طرف خرگوشی چيزی بود؟!
هرگز!!
دوست‌ پسرت پورن استاره؟!
444444
4444444
دروغ نگو.
یارو خرگوشی چیزیه ؟!
اصلا راه نداره!
دوست پسرت پورن استاره؟!
حتی جانی سینز
هم نمیتونه!
ویگرا میخوره ؟!
ترسوندی منو بیبی...
هعی ،بخطار است چت من خودتو
نمیبینم..
اینگار که طرف بدجور بکنه..
ولی راست میگم..
امروز بعد از ظهر هم هستیم!
امروز بعد از ظهر هم هستیم!!
جینجون
1000 وون دونیت
کرد!
اوممم....
آیییی!!
ببخشید!
ببخشید!!
خب... هایون رو فرستادم رو
تردمیل..
هعی کسی که همچین
چیزی گفتی بعدا بهم پیام بده
یه آدرس بهت میدم بیا یسری چیزا برات بفرستم..
وزنه و تکرار
برنامه امروز
طبق برنامه ریزی
ادامه خواهد داشت...
تازه چون اسپانسر هم داریم
راحت میتونید بیاید.
وزنه و تکرار
من دارم همچنان به هایون سختی میدم تا
رو فرم بمونه تا بتونیم کلی اسپانسر
جدید پیدا کنیم..
استریم امروز همینجا تموم
میشه!
شمارو بعدا
هنداج میبینم!
میشه واقعا شمارو ببینیم؟!
کجا میتونه باشه؟
بای بای بای بای..
بعدا میبینمت!
پایان

قسمت آخر(36) تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد هنوز زمان‌بندی نشده

به محض انتشار اینجا می‌آید.

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شاهکوسی که ازش متنفر بودم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت