شاهکوسی که ازش متنفر بودم قسمت ۲۱ از ۳۶۱۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
قسمت 21
آهههه. اوم...
آهههه...
بیش‌تر میخوام...
شاه کصی که ازش متنفر بودم
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
اینا چیه دیگه ؟
چی میتونن باشه آخه؟
وسایل منه..
بالخره به چنتا لباس نیاز
دارم که..
نگفتی که قراره باهم
زندگی کنیم..
مگه تو میخوای..
دوباره غذای آماده سفارش بدی،
اون اشغال رو بخوری،
و به زندگی تخمی
قبلیت برگردی؟
باشه!!!
باشه!!
این مکان حالا یه هدف
جدید‌ داره..
هدف جدید؟
جایی میشه که تو قراره
توش استریم کنی..
میخوام عایق صدا بزارم و
به استدیو تبدیلش کنم..
اولین سرمایه گذاری من روی توئه..
سرمایه گذاری...
به همین دلیل، می‌خوام مطمئن
بشم که تو گند نمیزنی..
رو هر چیزی
مدیریت‌ت میکنم...
بیست چهار ساعته؟!
شوخی میکنی ؟!
به قیافم میخوره
شوخی کنم؟
شتت!!
چرا من میتونم پاهات رو
موقع هوازی زدن ببینم؟
باید‌ تا جایی که میتونی
سریع بدویی!!
به چیزایی که ازت
خواستم نگاه انداختی؟
آره.
عایق صدا سه
تومن هزینه داره،
و کامپیوتر و دو تا مانیتور
حدود دو و نیم تومن..
تازه میکروفن و نور
هم حدود 2.2 میلیون..
تازه نرم افزار ادیت
فیلم هم حدود دویست هزار تومن هزینه
اشتراک داره.. ماهانه..
کلا میشه 11!تومن
لینک چیزایی که میخوای رو
فرستادم خودت میتونی بخری..
مچکرم ،غذا سرت رو
زیاده برات یه نوشیدنی میگیرم دفعه بعد..
حله دایی.
از اونجایی که ساعت اومدن به
باشگاه‌ت رو به ساعت شلوغی تغییر
دادی،
آدم بیشتر میاد اینجا..
چون یچیز جذاب هست بهش
نگاه کن..
خیلی بهم زل میزنن..
خیلی درصد کمی از مردم
از باشگاه میرن اینجوری..
تو فقط یه نگاه به
ملت بنداز..
اون یارو که کلا به بازو هاش
نگاه می‌کرد الان زل زده به اون..
و اونا هم ده دقیقه
زل زدن بهش..
ولی من یکم نگرانم با این
زیبایی های هایون،
شاید اونا دلشون بخواد
باهاش بخوابن..
اون با من...
راستی، رو محتوا اصلی ات
فکر کردی؟
یچیز خلاقانه به ذهنم
رسیده...
فرهنگ شبانه؟
آره برو یکم تحقیق من،
ببین دوست داری چه سبکی
از گیتار بازی کنی،
وقتی همچی اوکی شد،
با چنتا آدم تو
کلاب ها اینا ملاقات کن،
یکم عکس واسه فضای مجازی بگیر، و..
برو مشروب خونه ها..
هعی هایون، اصلا بهم
گوش میدی ؟!
شنیدم...
پس،برو یه دوش بگیر بیا
باید بریم جایی..
ها؟! کجا؟
چیزی رو بخریم که نیاز داری..
همم.. ؟!
از اونجایی که من چیزی از گیتار نمیدونم..
خودش یکی برای خودش انتخاب کنه؟
هعی ،کانگ جویونگ!
کجا داریم میریم؟!
همم... متل؟
کصشر نباف!!
چیزی که مهمه اینه که،
هر دفعه میبینمت...
مهم نیست چی بپوشی،
خيلي قشنگی..
یجورایی سورئال هستی!
هعییب!!
چرا هعی بهم لگد میزنی؟!
خفه شو راه برو!
این..
از آنجایی ک هر گیتار صدای مخصوص
خودش رو داره، تو خودت باید گیتارت
رو انتخاب کنی،
تازه برای اجرا هم بهش نیاز داری!
کیفت رو بده من..
پولمون دو تومنه..
برو اونجا ببین از کدوم خوشت میاد
بخر برای خودت..
هایون ؟
سریع انتخاب می‌کنم!
واقعا درک نمیکنم..
زن ها رو اصلا درک نمیکنم..
پایان

قسمت 21 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 22

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شاهکوسی که ازش متنفر بودم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت