109
خب...
من و یونجونگ
همه چی رو به
دایون گفتیم
راجبه اکیپ
حشری ها و...
گذشتهی
یونجونگ...
اینکه چجوری اکیپ
ساخته شد و روابط
نامشروع خانوادهی
یونجونگ
من فقط میخواستم
همه خوشحال باشن
دایون...
واسه تو هم
همینُ میخوام!
نظرت چیه؟
حالا میتونی
درکمون کنی؟
نه...
نمیفهمم...
معلومه که
نمیفهمی...
اکیپ حشریها
برخلاف آفتاب سوزان تابستون
وقتی گرمای جوونی شروع
به کم شدن میکنه
این موضوع
به منم میرسه
اولین تابستان بعد
از دانشجو شدنم
کیر گنده
یوهو!
ترسوندیم
هه هه... خیلی
منتظر موندی؟
هیونهو
ولی قبلش...
یه قرار گروهی
تو ساحل با زیبارویان
بهشتی چیزیه که تو
جوونیم بهش نیاز دارم!
نظرت چیه؟
با هم اینارو خریدیم
خوشگلن
مشخص بگو!
خب...
سوهیون نونا خیلی خوشگله
چون زیرآفتاب میدرخشه
شاید بخاطر موهای بلوندشه
جدی!؟
سیونم با اون وایبش
مثل همیشه نازه
جلوی من
خجالت میکشی
یونجونگ که انگار
از روی جلد یه مجله
اومده اینجا
هه هه
مرسی
و پروفسور...
با این لباسش دل همه رو برده!
درسته
همه وایمیستن
نگام میکنن
و...
دایون
خیلی سکسی
شده!
پس...
اتفاقی که افتاد...
نمیفهمی یعنی نه؟
معلومه ، حرمسرا
فقط به نفع توئه!
همینقدر که به یونجونگ
اجازه دادم، از حدم فراتر رفتم!
نمیشه با پنج
نفر باشی
پس چارهی
دیگهای نیست
دیگه نمیتونیم
با هم باشیم
ها!؟
به همین آسونی؟
تو که میگفتی
دوستم داری!؟
درسته ولی...
چهارتا بهتر
از یکیه
خیلی پستی!
اصلن انتظار نداشتم
همچین آدمی باشی!
اینجوری نیست
اگه بگی نه با هیچکس
قرار نمیذارم
بیخیالش!
بیا با هم بریم
تعطیلات؟ همین
تابستون!
و اینجوری شد...
جان...؟
الان بهشون
ملحق شدم!؟
دوباره میگم
من هنوز قبول نکردم!
امتحانش میکنم
اگه خوب پیش نرفت
دیگه منُ نمیبینی
یادت بمونه!
باشه
همه شنیدن؟
بچه ها جمع شین
هدف این تعطیلات
راضی کردن دایونه
تو همه چیز
اون باید اول باشه!
پس عملیات
پرنسس دایون رو
شروع میکنیم
خیلی اسمگذاریت
داغونه!
بعدش، طبق
نقشهی یونگجون...
بیا با
هم بازی کنیم
بیخیال
همه سعی
میکردن دل
دایونُ به
دست بیارن
بریز تو
بشقاب!
هوهو!
کیرخور اعظم
سئون اینجاست!
☺
باید کیر هیونهو
رو که تنها خوابیده
با کص و کونم بمالم!
حاضر باش
دارم میام
کجا میری؟
آااای!
دایون؟ میرم
دستشویی...
مگه داشتی نمیگفتی
کیر خور اعظمی و ...
خب...
فهمیدم، دنبالم
بیا...
میخوای منو
بزنی؟
چرا؟ میخوام
باهات حرف بزنم!
واقعاً نمیزنی دیگه؟
گفتم نه!
میخوای راجبه
چی حرف بزنی؟
اوه...
چرا اینکارو
میکنی؟
فقط بخاطر سکس؟
اگه دلیلش اینه
همه میتونن یه
مرد واسه خودشون
پیدا کنن
چرا اینکارو
میکنی؟
نمیفهمم!
اوهوم...
فقط...
میخوام همه
خوشحال باشن
وگرنه دوست دارم
هیونهو فقط مال
خودم باشه!
درضمن، هیونهو گفت
اگه یکیمون نباشه با
هیچکس قرار نمیذاره
اونقدر عاشق یک
یکمونه که نمیتونه
از هیچکس دل بکنه
پس من چطور میتونم
خودخواه باشم؟
همین؟
اره
تو هم با هیچکس
جز اون نبودی، درسته؟
با یکی دیگه سکس کن
بعدش ببین بودن با هیونهو
چه حسی داره!
دیگه نمیتونم
با مرد دیگهای باشم!
تو چی؟
چرا اینقدر از
حرمسرا متنفری؟
ها!؟
راستش، اونقدرام
متنفر نیستم!
ولی میخواین چیکار
کنم؟ من گفتم نه!
اگه یهویی نظرمُ
عوض کنم خیلی
بد میشه!
من میدونم همتون
دخترای خوبی هستین
میخوام باهاتون دوست باشم
پس بریم به
همه بگیم؟
باشه
اول باید با
هیونهو حرف بزنیم؟
باشه
حالا چی میگی؟
ممه هام
خوب افتادن
ها....؟
ادامه دارد...