.قسمت پایانی.
هعی
بریم دیت
حالا چرا یهویی؟
منظورت چیه؟
خیلی وقته بهت نخ میدم
تو خنگی نمیفهمی
همین که آوردمت اتاقم
خودش یه نشونس
من تا الان هیچ پسریو
نیاورده بودم خونم
تو اولین پسری
صادقانه بخوام بگم
با خودم گفتی وقتی دعوتت کنم
حتما میفهمی
ولی انقدر خنگی
که نفهمیدی
حالام که خودم اعتراف کردم
الان فقط منتظر جواب جنابعالیم
نازنکن دیگ
خب..
راستش...
الان داری
شوخی میکنی؟
این رفتارات یعنی چی؟
واقعا خودمم
نمیدونم چه مرگمه
یه دختر داف
عشقشو بهم اعتراف کرده
بعد عین کصخلا نگاش میکنم
بخاطر جو وون
و دونگهیون سانبای
آره؟
البته نه اینکه باهاشون
نخوابیده باشما اونم فقط
یه چندباری..ولی خیالت راحت
چیزی بینمون نیس
لااقل از این به بعد
اتفاق نمیفته
شاید از نظر ظاهری
جذاب باشن ولی تو
رختخواب خسته کنندن
میشه یکم بهم
وقت بدی فکرکنم؟
چییی؟؟؟
بهت وقت بدم؟
واقعا دیوونه ای؟!
هوففف
ببین منو
باشه فقط گمشو
اسکل تو کیو دیدی
یه دختر بهش پا بده
که من اینجوری بهت دادم!
وقتی یه دختر اعتراف میکنه
حتی راضیم نباشی باید قبول کنی
تازه اونم چه بسا
دختره پولدار و باشعور
و تحصیل کرده و با خانواده
و سکسی و و و و!
اصلا من به جهنم
تو عمرت بگردیم
همچین دختری
گیرت نمیاد
هوففف
وقتی سئوون..
باهام حرف میزد
چرا صورت جانگ می
همش میمود تو ذهنم؟
وقتی عصبانی
لهجت عوض میشه
باحال میشی
میخوای چک کنی
ببینی بوی هلو میده یا نه؟
حتی صورت
عیونچای...
شاید حق با سئوونه
من لیاقتشو ندارم
عهه
من که چیزی
سفارش نداده بودم
هاااا؟!
از طرف جانگ می؟؟
یعنی چی میتونه
برام فرستاده باشه؟
یه نامم گذاشته
چی توش نوشته؟
نمودار معادله
زیر رو رسم کن
ههه!
از دست تو جانگ می
شکارچیان کیر
مترجم: LichKing
فکرنمیکردم رفتن به دانشگاه
معتبر چیزیو تغییر بده
دینگ!
دینگ!
ولی اون مادر و دختری که تابستون
سئوون معرفی کرد زندگیمو تغییر دادن
دینگ!
هان سئوون
عقلتو که از دست ندادی؟
شنیدم ترک تحصیل کردی
اینا بخاطر من که نیس؟
داری زیاده روی میکنیا
هیچوقت فکرشو نمیکردم
روزی زندگیم تا این حد
بخواد تغییر کنه
حتی جرات صادق بودن
با احساساتمو نداشتم
فرار کردم چون میترسیدم
از عواقبش
ولی جانگ می از من
خیلی شجاع تره
نه تنها بهم زنگ نزد..
بلکه با ارسال یه پست
احساساتشو نسبت بهم گفت
معلم من اینجام
هومم
بیدارت کردیم؟
صبح بخیر معلم
درست انجامش میدیم؟
آره همینجوره
مامان
تو خیلی سریع میری
یکم یواش تر
نه مامان
معلم سریع دوس داره
خب زودتر میگفتی
ابم داره میادا
وایسید!
اههه
اول صبحی
خوب فعالیا
خوشم بود با اینکه
دیشبم تا دیروقت بیدار بود
داشت میزد نفت دربیاد!
هاهه
نظرت چیه معلم؟
امروز صبحم
برنامه داریم
اومم خوشم اومد
عاایی
اههه
اول من معلم
اههه خیلی
من حشریم
اههه معلم
حس خوبی داره
تا ته
رفته توم
شما سه نفر از امروز
صبح تا الان چیکار میکردین؟
رفته بودم صبحونه آماده کنم
بعد منو تنها گذاشتین نامردا
خیلی بدجنسید
معلم نهه!
اونجامو گاز نگیر
کبود میشه جاش میمونه
فکرکردم دوس داری
من دوس دارم!
.پایان.
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarraest.com