.23.
اون دیوونس!
هعی.....
فدای کون مظلومم
بشم من...!
حتی بابامم
منو تا حالا
اینجوری کتک نزده
چطورجرات کرده
باهام همچین
کاری کنه؟؟؟
احساس
عجیبیه!
به طرز عجیبی
سکس خفنی بود
واقعا حس خیلی
خوبی داشت
هنوزم بهش
فکرمیکنم
فقط فکرکردن بهش
این بلا رو سرم آورد
یعنی باید ازش بخوام
که اینکارو دوباره انجام بدیم؟
ولی چجوری
بهش بگم؟!
فکرکنم دارم
دیوونه میشم
معلم بالایی؟
آره
صبح بخیر
دارم میاد
واوو!..
بیدارت نکردم
چون خسته بنظر میرسیدی
صبحانه رو میز چیده شده
خودت زحمت بکش
و از خودت پذیرایی کن
امروز برا چکاپ
روتین جانگ می
به بیمارستان میریم
و بعد از ظهر
بر میگردیم
معلم؟ گوش میدی؟
آ.آره..ببخشید
خوب نمیتونم تمرکز کنم
چون امروز واقعا زیبا شدی خانم!
جدی؟!
البته منظورم
لباستونه...
وویی
پوففف!
شورت های جانگ می
از وقتی که معلم اومده
همشون زود به زود
کثیف میشن...
اینم شانس مایه
بویون...
هی ترسوندیم
معلم برای چی
اومدی اینجا؟
فقط میخواستم بدونم
کمکی چیزی نمیخوای؟
نه نیازی نیس
باشه...
امممم...
معلم وایسا
این چیه؟
این یه دوربین
مال شوهر مرحوم خانمه
کار نمیکنه و برا
خانم شده دردسر
اگه بتونی دستورالعمل
هاشو یادبگیری و به خانم
هم آموزش بدی
خیلی عالی میشه
چرا به مرکز
خدمات نرفتید؟
هاهاهاهاها
مرکز خدمات افتاده
نا کجا آباد!
این که شارژ نداشت
یعنی کسی نفهمید
که ممکنه شارژ نداشه باشه؟
خب الان
روشن شد
عه این خانمه
یعنی اینا
مال چندسال
پیشه؟؟؟
خیلی زیباس
البته الانم زیباس
خیلی زیباتر
این چیه دیگه؟
خا--
خانم؟!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com