.قسمت دوم.
امممم تو...
میسو سی؟!
نه باورم نمیشه
که این خود میسو باشه
ولی خیلی شبیه
میسو سی عه
هاااا...؟
به چی نگاه میکنه؟
این چرا راست کرده؟!
لایک و سابسکرایب
مترجم: LichKing
مینسوک اوپا...
بیا دیگه
من یبار دیگه میخوام
دوباره بزارش توم
تو تشنه کیرمیا
ولی باید یکم دیگه
التماسم کنی
آره التماسم کن
تا کیرمو بدم بهت
عزیزم...
کیرتو لطفا بده بهم
خودت ببین کصم
طاقت نداره دیگه
ببینم؟!
گفتم التماس کن
نه اینکه دستور بدی!
ازین به بعد
روال همینه عیونجی
فهمیدی؟
آره فهمیدم
به حرفات
گوش میدم اوپا
آفرین دختر خوب
صدای چی بود؟!
نباید بهش زل بزنم
ولی...
انگار داره اون زیر
میترکه
ههه این طبیعیه
باز بگایی
باز ریدم...باز کیر تو این شانسم
بیخیال این شو دیگه
بگو ببینم اینجا چیکار میکنی؟
دیگه روم نمیشه
حتی تو چشاش نگا کنم
خب اومدم
تا رئیسو ببینم
هرچند ممکنه
دیر اومده باشم
نه نباید اونو
الان ببینه
عه پس اومدی
رئیسو ببینی...
خب اون خیلی وقت پیش رفت
دارم زر میزنم
ولی نمیتونم بگم که داره
سکس میکنه
پس که اینطور...
خب چاره ای نیس دیگه...
بعدا باز میام
باشه بعدا بیا
از پشت
عجب نمایی داره ها
منم بهتره فرار کنم...
تا سانبای نیومده برینه بهم
همشون رفتن؟!
آرههههه
پس یعنی ما...
سکسمون نصف
نیمه موند؟
میتونیم بعدا
باز انجامش بدیم
سریعتر لباس بپوش
یچیزی که باید انجام بدیم
کیرم تو این زندگی
آخه کی صبح
به این زودی زنگ میزنه؟
صاحبخونه
2 تماس از دست رفته
صاحبخونه
دانشجو جوهان سری قبل بهت
اخطار دادم مگه نه؟
صاحبخونه
اگه کرایه رو ندی
چاره ای جز بیرون کردنت ندارم
برام مهم نیس
امروز باید هرجور شده
حقوقمو ازش بگیرم
حالا همش نه
نصفشم کافیه
صبح بخیر
.......
چه اتفاقی برا
شرکت افتاده؟؟؟
کامپیوترها کجان؟
دزدی شده؟؟؟
توانایی درک موقعیت:
(صفر)
چی؟!
اینجا چه
خبر شده؟
عه میسو سی
فکرکنم...نه
نمیتونه درست باشه...
بدون اطلاع من
شرکت رو بستید؟
آره میدونستم
این اتفاق میفته
براهمین صبح زود اومدم
چی میگی بابا؟!
منم صبح اومدم
اینطوری بود همه چی
یعنی میخوای
همه چیو انکار کنی؟
خب پس بهم
ثابت کن
عه چیکار میکنی؟!
اها پیداش کردم!!
رمزتو بزن
میخوام پیامات
با رئیست رو نگاه کنم
ولی چرا
میخوای نگاه کنی؟
آخه من کاری نکردم که
الان همه چی
مشخص میشه
عه پس...
چیزی نیس...؟!
بنظر نمیاد
چیزی رو پاک کرده باشه
پس چرا چیزی
نیس؟؟؟
سر راه میایی با خودت قهوه بیار
هیونگ امروز دیر میاد
پس باید زیاد کار کنی
باشه میگیرم
گذاشتمش رو میزت
باشه
سانبای من میخوام برم
یکی میخواد ببینتت
ولی گوشیتو جواب نمیدی
سرت شلوغه؟
همش چرت و پرته
پس الان
رئیس کوش؟
پولم...!
نه با همه ی
پولم فرار کرد
منظورش اینه
کلاه برداری کرده؟؟؟
ولی اون
چنین کاری نمیکنه
ممکنه سو تفاهم
پیش اومده باشه
پس اول یکم آروم باش
خودمم باید
آروم باشم...
نمیتونم آروم باشم...
فکرکنم تو هیچی
نمیدونی...
توهم ازش طلبکاری؟
آره یکم
حقوقم مونده
پیشش...
درسته کمه ولی برای من
اون حقوق خیلیه و زندگیمو نجات میده
ولی سانبای
اینکارو نمیکنه...
جواب بده دیگه
خیلی زوده
برا قضاوت کردن
شماره ای که
با آن تماس گرفته اید
وجود ندارد...
لطفا دوباره بررسی و تماس بگیرید
ای حرومزاده!
حقوق نازنینم!!!
من باید
اجاره خونمو بدم
و قبض کارت
اعتباریم
این همه
خون و عرق و اشک
ریختم اینجا!
باید به پلیس
گزارش بدیم
درسته؟
آرههه
این اولین باریه که
گریه یه مرد رو میبینم
اونم به این تلخی...
به همه
تو دانشگاه میگم...
حتما بیشتر از
پول من کلاه برداری کرده
براش متاسفم
و ما هممون
تو یه قایقیم!
اشکالی نداره...
گریه نکن...
اون حرومزاده رو حتما
گیرش میاریم
دوست دارم ساعت ها
تو همین وضع بمونم
باید به گریم ادامه بدم؟!
ادامه دارد
مترجم: LichKing