25
آلت سرگردان
گرفتم
باشه خانوم
چقدر کسمشنگ
دورم ریخته
اونجوری لخت دراز
نکش! یه چیزی تنت کن!
باشه
میخوای کل روز
بازی کنی؟ برو به
چندتا مشتری سرویس بده
مشتری
نداریم
لعنتی...
الان چی شد؟
منظورش چی
بود تمومش کن؟
راجبه مربی
باشگاه حرف میزد؟
یا شاید راجبه
کالوین حرف میزد؟
چیکار
میکنی؟
وااا...
آقای کنگ اومده
دیدنتون
بفرستش داخل
تق
سلام آقا
کی تو رو
فرستاده!؟
عوه
این نر خرا
کین!؟
دافنه یا کالوین؟
خوش اومدن یا بد اومدنت
بستگی به آدمش داره
دخترتون
گفت اینُ بهتون بدم
هااا...
هاا!
عااه
عشقم، کی
اینکارو میکنی؟
هنوز مطمئنم
نیستم
همینکه از سکسش
فیلم بگیرم میتونم
از شرش خلاص شم
به همین راحتی!؟
مشکل باباشه
پس...
بکشش! همونطور
که داداششُ کشتی!
دارم بهش فکر میکنم
فااک
امیدوارم همه چی
خوب پیش بره
دوست دارین چیکار
کنیم قربان؟
چرا از من میپرسی!
کاری که درسته
رو بکن!
باشه قربان
دافنه هم همین
رو میخواد
ووآاع
اینا همه نقشهی
تو بود
میدونستی!؟
از اولش نه
ببخشید که پای
تو رو به این ماجرا
باز کردم
مشکلی نیست
یعنی تو تقصیری نداری
هورت
منم چیزی از
دست ندادم
فقط...
هم؟
حیف که بیشتر از
این نتونستم لذت ببرم
خجالت میکشم
باشه
بیا بازم سک کنیم
عاشق سکس
با تو شدم!
منظورم اون نبود... اوهوم
هاها...
پس مشکلی
نیست اگه...
هان
آه!
الان بکنمت؟
هاها...
آای
وایسا سم
نه
آااه
هاا
سریعتر
هاا
عااح
خبر فوری
هااا
هااه
هااا...
باشه
کالوین چانگ، رییس
شرکت دارویی ورشکست
شد و با معشوقهش به
مکزیک فرار کرده
این یه شوک
بزرگ برای کشور بود
مقامات میگن
عزیزم، بیا تلویزیون
رو خاموش کنیم
نمیتونم تمرکز کنم
باشه
پاسپورتش...
زود تمومش کنیم
که سم منتظرمه
هااا
هااا
آاه
عااح
دافنه هم
میاد!؟
خوب بود
مرسی آقا
حالم بهتر شد
مطمئن میشم دیگه
همچین اتفاقی نیفته
پایان