آلت سرگردان قسمت ۲ از ۲۵۳۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳
آلت سرگردان
جنده!
آااه
هممم
جنده‌ی
کثافت!
آااه
هااا
هاا
هاا
دیشب به کی
کص دادی جنده؟
هاا...
هااا...
هااا...
هااا...
هااا...
هاااا!
آه!
همیشه بعد از
سکس حس پوچی میکردم!
هااا...
هااا...
هااا...
خوبه!
هااا...
هااا...
آه
آه...
آه
کیموچی
یامت
یامت
آه
آیکیو
...
آیکیو
آه
و...
هووه
مخصوصاً بعد
از جق حس پوچی
بیشتری میکردم!
مخصوصاً بعد از
جق‌با به عروسک!
گفته بودن مثل
کص باکره تنگه!
کسکشای دروغگو!
پیسسس
دینگ دانگ
۹‌صبح
نمیتونه پستچی
باشه
پس فقط یه
نفر میتونه باشه
هان
خودشه!
زن خوشگل
صاحبخونه!
سلام
خونه‌ای
اولش بنظر
میومد بهم علاقه‌مند
شده باشه
ولی وقتی دید با
شورتش دارم جق میزنم
بهم به چشم یه
سگ حشری نگاه میکنه
و دیگه برام شیرینی
هم نمیاره!
لطفاً
اگه نمیتونی کرایه
بدی از اینجا برو!
سر برج میدم
امکان نداره بتونم
تا آخر ماه پولُ
جور کنم!
باشه، سر
قولت بمون
اون چیه؟
چی؟
فاک!
چیزی نیست!
مانکنه!
این روزا دارم
روی یه پروژه که
مربوط به بدن انسانه
کار میکنم
همم
یه چیزی ازش
چکه کرد
ها؟
....
حرومزاده!
بهتره از اینجا
برم!
تا آخر ماه، فهمیدی؟
با پورن بهتره
منم همینطور، بعد از جق
حس پوچی میکنم
چاره‌ی دیگه‌ای نداریم!
مرسی که نظرات قشنگتونُ با ما
به اشتراک میذارین!
ولی...:(
ولی؟
زن صاحب‌خونه منو دید، خیلی خجالت کشیدم!
لعنتی.... هاهاهاها
سرراست بزرگترین
سایت داستانای سکسی
واسه بزرگسالاست
منم به اسم
ارباب میشناسن
باید از فردا یه
جای دیگه واسه
زندگی پیدا کنم
چطوره بری خونه‌ی دخترشماره۳؟
بین دوست دختر شماره ۳
و ۵ موندم؟ نمیدونم برم خونه‌ی
کدومشون؟
۳ و ۵؟ لعنتی!
راستش، من هیچ
دوست‌دختری ندارم
آگورا برای شما
یک پیام فرستاد!
آگورا!
چه خبر داداش؟
با آگورا تو این
سایت آشنا شدم!
چطوری پسر؟
چه خبرا؟
تو زندگی واقعی
ندیدمش ولی ۳ ساله
تو این سایت میشناسمش!
امروز سرت شلوغه؟
چی شده؟
توی سایت منو
به اسم ارباب
میشناسن
ولی اینا
همش یه دورغه
واسه همینه که
تو زندگی واقعی هیچوقت
با هیچکدومشون آشنا نمیشم!
چون اگه بفهمن هر
چی که گفتم چرت و
پرت بوده، تمام داستانایی
که تو این سالا ساختم
بگا میره!
ولی تصمیم گرفتم
بیام آگورا را
ببینم!
شنیدم خیلی
خر پوله و شخصیت
فوق‌العاده‌ای داره
فکر کردم بد
نیست باهاش
آشنا شم!
باید خودش باشه
ببخشید
ها!
پیدام کردی؟
ببین پول درسته
چی؟
با هم راجبه
تحریک‌کننده‌ی خوک
حرف زدیم
فاک... این کثافت
با یه خوک میخواد
چیکار کنه؟
اون نیستی؟
گمشو حرومزاده!
ببخشید
یه آدم
باکلاس و
خوشتیپ!
با یه کت و شلوار
که حتی پول رفتن به
فروشگاهشُ ندارم!
میدونستم
خودشه!
سلام
از آشناییت خوشبختم
اولین باره همدیگه
رو میبینیم، درسته؟
بشین
از ویزی که فکر
میکردم خیلی
متفاوت‌تری
فکر میکردم یه بچه
خوشگلی ولی خیلی
قیافه‌ت مردونه‌ست!
مرسی
جایی واسه موندن
پیدا کردی؟
هنوز نه!
خودشه!
تو وقت کم
پیدا کردن یه جای
خوب سخته!
فکر کنم میخواد
بهم یه پیشنهادی
بده!
داشتم فکر
میکردم...
آره!
چطوره بیای و یه
مدت خونه‌ی من
زندگی کنی؟
چی؟
نمیخواد بابا!
پول بدی کافیه!
خونه‌ی من خیلی بزرگه
و منم دوماه میرم
سفر کاری؟
پس من چرا باید
برم خونه‌ت؟
البته بهتر
تنها نیستی!
زنم خونه‌ست!
پوووف
چی؟
علاقه‌مند نشدی؟
نه... فقط...
خیلی باحالی
فکر کردم
جدی گفتی
دیوونه!
من با بچگیم خیلی
فرق کردم الان هرچیزی
رو باور نمیکنم
این زنمه
لطفاً زنمُ رام کن!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 2 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 3

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی آلت سرگردان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت