فروشگاه توت فرنگی قسمت ۳ از ۲۵۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
مترجم:
LichKing
.03.
بهت گفتم
جیش دارم
هققق
فروشگاه
توت فرنگی
هققق
وقتی میگم
خودم میام پایین
تو چرا نمیتونی
به هیچکی اعتماد کنی؟!
عه
الان چرا
اینکارو کردم؟!
عوضیه منحرف!!
نه سو تفاهم شده
دهنتو ببند
و دندوناتو سفت بگیر!
باورکن اینکارو
از رو هدف نکردم
نکنه انتظارم داری
باورکنم؟؟
یعنی میگی دستات
خودش خود به خود
سینه هامو گرفت؟
نه بزار توضیح میدم
گفتم دهنتو ببند
که دندون هات
خورد نشه
آاییی!
همشونو شستی؟
خیلی لفتش دادی
این لباس هارو
کجا آویزون کنم؟
هاهاهاها
هاهاهاها
هاها
یه نگاه تو آینه
به خودت کردی؟
نخند تا کار
ندادی دست خودت
گفتم این لباسارو
کجا آویزون کنم؟
حالا چرا انقدر عصبانی؟
بندازشون اونجا
عصبانیم چون
ینفر باید عذرخواهی
میکرد که نکرده
خوب آویزونشون
کن اونی!
لیچ کینگ: اینجا باید میگفت اوپا
درواقع اونی برای دخترا به کار میره
اه
فکرنکن هیچی نمیگم
همه چی تموم شده
اصلا میخوای زنگ بزنم پلیس
بگم اینجا یه کلاهبردار
زندگی میکنه ها؟
منم میگم توهم
میخواستی بهم
تجاوز کنی
وای عجب
گیری کردیما
هاها چیشد
اونی جونم؟
مهمون امروزمون
کسی نیست جز...
تف به این زندگی
بازی های امروزیم
یا هی تبلیغات نشون میدن
یا هی باید براشون خرج کنی
حوصلم
سر رفته
راستی..
چیه؟
توکه واقعا
نمیخوای منو
گزارش بدی؟
منظورت وقتیه
که به سینم دست زدی؟
بابا اون
اتفاقی بود
البته منم یه
دل سیر زدمت
حالا نگفتی
چطور بود؟
خوش دست بودن؟
دیدی خودتم میخوای ها
هاهاها
ههه تازه کجاشو دیدی
وقتی بیرونم چشم همه
از بزرگ تا کوچیک به منه
خیلی خوش شانسی حرومزاده
که الان تویه خونه با من تنهایی
حتی سینه هامم
لمس کردی
ولی یجورایی داره
باورم میشه که اونکارو
از رو هدف نکردی
شاید از گزارش کردنت
منصرف بشم
واقعا؟؟ ممنونم
هوفف
بخیر گذشت
آخیش
دیگه کی میخوای بری؟
لباس هاتم خشک شدن
من مشکلی ندارم
شب بخوابی
ولی باید روی زمین بخوابی
نه میرم
پس بده!
چیو بدم؟
شمارتو دیگ
که هروقت تونستم
پولتو پس بدم
نگا گوشیش
انگار سگ
ریده توش
ببخشید با اون پولم
قرار بود گوشیمو عوض کنم
که ینفر ازم کلاهبرداری کرد
باشه بیا
بهت برش میگردونم
خودمم از اینکار
خوشم نمیاد
ولی مجبور بودم
حالا میتونی بری
اومم باشه
اونوقت چطور دختریه
که عکس پروفایل نداره؟
کیم سائرون
عه چرا یه عکس
ازش پیدا کردم
همش همین؟! ولی
این که مال بچگیشه
وایسا ببینم!
مهد کودک فورسیتیا؟
این اونه؟
هاها
چه زشت بوده
البته باز نسبت
به بقیه بهتره
الان که بهش فکرمیکنم
خیلی اسم این مهدکودکه
واسم آشناس نکنه
از یتیم خونست؟
مطمئنی باهاش
مشکلی نداری؟
گفتم اشکال نداره
توهم خوب نتونستی
لمسشون کنی
الان چطوره؟
دیوونه کنندس
منم میتونم
مال تورو
لمس کنم؟
خیلی سفته
هه طبیعیه دیگ
وای خیلی بزرگه
میخوای برات
بخورمش؟
ها؟! آ.آره
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 3 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 4

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فروشگاه توت فرنگی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت