قسمت 16
خاک برسرت کنن
فروشگاه
توت فرنگی
تو خوبی؟
ببخشید بخاطر من
تو دردسر افتادی
نه من
چیزیم نیست
نگران من نباش
هیونوو..؟
لبت داره خون میاد
لجبازی نکن بیا داخل
قول میدم کاری نکنم
فقط زخمتو خوب میکنم
باشه
لعنتی چیزی نمیتونم بشنوم
عه
عجب خریه ها
یعنی راسته میگن این پسرا
عقلشون تو کیرشونه
از اولشم معلوم بود
ادامه دادن به این رابطه
کار درستی نیست
آیا رابطه نامشروع با زن متاهل مشکلی نداره؟
حتی به خونشم رفتم
تعداد نظرات: 3
نفهمیدم! رابطه با زن متاهل؟! شوخی میکنی؟؟
به کارما اعتقاد داری؟ فردا روزی یکیم با زن خودت خیانت میکنه
داداش از کسی که زخم خوردس بهت نصیحت میکنم
اینکارا عاقبت آخرت نداره
تموم کامنت هام
منفی بود
ولی فکرشو نمیکردم
توسط اون کونی کتک بخورم
آخه اونو چه به دعوا
نگران نباش پسرم
خدا بزرگه، حالا سر اجاره
یجوری باهم کنار میاییم
ممنونم واقعا
از یه طرفم دلم برا
شوهر بدبختش میسوزه
که انقدر هوامو داره
ببخشید یکم دیر
جعبه کمک های
اولیه رو پیدا کردم
زخمت چطوره؟
درد میکنه؟
نه خوبه
بزار ببینم
میتونی تحمل کنی؟
آخ نونا وایس!
یکم دیگه تحمل کن
تا ضدعفونیش کنم
متاسفم واقعا همه
اینا تقصیر منه
میتونم ناراحتی رو
از تو چشمام ببینم
امیدوارم بتونم یجوری
برات جبران کنم
لعنتی ممه هاش!
با اینکه سنی ازش گذشته
ولی خوب ممه هاش
هنوز سرحاله
نه حواستو جمع کن
بدنش معتلق به شوهرشه
دیگه نمیتونم
لمسشون کنم
عه چیشده؟
من باید از تو بپرسم که چیشده
هیچی!
هه کلک
حواسم بود همش..
نگاهت به
سینه هام بود
چییی؟؟؟
نه کی گفته؟! من داشتم...
چرا اینجوری میکنی؟
هیونوو..
قرار شد باهام
راحت باشی
خب منم راحتم
نگو که داری سعی میکنی
ازم فاصله بگیری
نه اتفاقا خوب شد
این اتفاق افتاد
که به خودم بیام
ازتم دوری نمیکنم
فقط میخوام مطمئن بشم
که دیگه همچین اتفاقی واست نیفته
آها پس نگران منی؟ هاها
عه چیکار میکنی؟؟
لباستو درنیار
اینجوری بگی ناراحت میشم ها
زودباش شلوارتو دربیار
هنوز وقت داریم تا شوهرم برگرده
وقت چی؟!
من باید برم
نکن نونا
بشین سرجات ببینم
سکس خوب بود؟
بدبخت معتاد کص
بیا حرف بزنیم
اصلا چرا حاضر شدی
پیش من زندگی کنی؟
توکه اون همه سر اینو اون
کلاه گذاشتی، خب پول
اجارتو میدادی دیگ
که نندازتت بیرون
یعنی انقدر زور
بهت داره که اینجا
زندگی میکنم؟
زور بهم نداره
ولی آسایشمو گرفتی
آخی آسایش آقا بهم ریخته
بابا چرا نمیفهمی؟ من واقعا پول ندارم
بزار راستشو بهت بگم
به آجوما گفتم
دیگه همو نبینیم بهتره
خیلی سعی کرد
جلومو بگیره
ولی رابطمو باهاش
تموم کردم
عه چه یهویی
اصلا میدونی چرا باهاش
رابطه برقرار کردم؟ چون
خیلی احساس تنهایی میکردم
درسته تنهایی سخته..
ولی بهتر از رابطه
با یه زن متاهله
نظر تو چیه؟
چی بگم والا
شاید عجیب بنظر بیاد
ولی فهمیدم به غیر از آجوما
زن دیگه ای هم هست که دوسم داره
بالاخره...
هی هی
نگو که..؟
اوهوم! دقیقا به همون
چیزی که فکرمیکنی
عجیبه نه؟
اینجوری بگم که..
یه دختر جوون وسایلشو برمیداره
پا میشه میاد خونه یه مرد غریبه
به قصد موندن..
و بعد میپره وسط دعوا
به نفع پسره!
چقدر مستی؟
ببخشید اگه خیلی
منتظرت گذاشتم
بیا اینجا
میخوام بغلت کنم
لازم نکرده
گمشو اونور
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com