قسمت 21
لطفا کصمو
جر بده...
زندگی در آمریکا
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺 GERALT 🐺
سلاام
هایری چه
زود اومدی
اوه آخرین باری که
دیر نکرده بودی کی بودی؟
یعنی چی من
کی دیر کردم
هایری خیلی
با شکوهه
خوشت میاد ازش؟
کی خوشش نمیاد؟
درسته؟
هایری تو واقعا
دوست پسر نداری؟
ها؟ نه ندارم
تا حالا نداشتی
اصلا؟
خب حالا
فکر میکردم
دوست پسر داشته
باشی یا همچین چیزی
چرا...؟
میدونی,
خوب به نظر میرسی
این روزا.
من؟ امکان نداره...
هاها
اره ...
واقعا هم امکان نداره
راجب تو.
چرا هی اصرار داری
که من دوست پسر دارم
وقتی ندارم هاها
خنده داره مگه؟
فقط اینکه...
آه تشنمه...
جنده لعنتی...
نکسون بایر؟
اره اون شرکت جدیده
و انگار داره موفق میشه
عه از کجا شنیدی؟
اوه خب...
از رییسمون.
عاح...!
عااح...!
هااعع...
بیشتر منو بکن
اوپاا...
هااع...
عاححح!!
هاااه...
اگه محکمتر بزنی یه وقتی صدام
بلند تر میشه...
ساکت باش.
این همون چیزیه که
میخواستی.
به خاطر اون خیلی
حشری شدم...دیگه کاریش
نمیشه کرد...
عاااح!
نظافت کاری
دنبالش اومدم چون
به نظر عجیب اومد برام...
چیکار میکنن اون
دوتا...؟
عااح...اوپا این...
اونا دارن چیکار...؟
هاااه ...
توی اینکار واقعا خوبی...!
عااه اوپا...!
ارضا شدممم...!
این صدای هایری
و ...
همون یارو عجیب
غریبه...؟!
اپا...
میخوای
یه پیشنهاد سهام دیگه
به من بدی، درسته؟
کی میدونه؟
مجانی؟
هااعع...
پس به جاش میذارم
داخل من ارضا بشی...
میخواستم بدونم رییس
کیه و الان فهمیدم اون
واقعا کیه...؟!
این
بهای گرفتن
یه پیشنهاد سهام
از اونه؟!
لعنتی...
این هرزه...
باید میدیدی
جوها چطور واکنش نشون داد
وقتی درآمدم رو بهش نشون دادم... هاا!
جوها کیه؟
یه دختر که
همیشه فکر میکنه
قربانی شده.
چشماش گشاد شد
و سعی کرد تظاهر کنه
که از نظر روانی
از هم نپاشیده، هاها.
هاااه...! وایسا اون!!!
این جنده...
چطور جرات میکنه
به من بخنده وقتی
خودش با مهارتهای خودش
این کار رو نکرد...؟!
هاااه هایری...!
آبم اومدددد...!
لطفا بریز داخلممم...!
هاااععع...!
عاشقشم اوپا...
ها...؟
اون هرزه...
منو ببین...
رییستو میدزدم...!