قسمت 15
اههه...!
اههه...
ریختن
تموم نمیشه
ابش...!
ابش همینطوری
داره داخلم میریزه...
ا-اههه!
!?MMPH
اومم...
اوممم...
...MMPH
اون کاملا عاشق
کیرم شده
تکون خوردن!
سلام؟تویی جو-ایون؟
اوه اره اره
رییس فقط برای اطمینان
میپرسم موجودی
داریم داخل انبار درسته؟
چرا موجودی چی شده؟
مشکلی پیش اومده؟
نه فقط موجودی
زیادی اومده برامون
خواستم برسی کنم
که درسته یا نه
اوه چون تعطیلاته
یکمی بیشتر سفارش دادم
بله درسته
نه
بله
باشه فردا
میرم فروشگاه
فعلا قطع میکنم
پاره وقت
هوفف
هی
هول بازی
ریدم!
از چی میترسی؟
من حتی بیشتر تعجب کردم
وقتی فکر کردم ازدواج کردی ها؟
اه اره
درسته
بگاعه بازی
وضعیتش رو توضیح
داد
اسمش یوبینه
اون یه عروس جوونه
و شوهرش یه کافه رو
اداره میکنه
فاک خوش شانس حرومزاده
معمولا کارگرای نیمه وقت
میزاره داخل
فروشگاه و خودش میره
فارم میکنه
و وقتت رو تو خونه
با بازی کردن میگذرونی؟
لعنت
خیلی حسودیم شد
تف تو روحت
اما چرا حلقه ازدواجت
رو دستت نمیکنی؟
اه...موقع
بازی کردن باهاش
راحت نیستم...
کاشکی منم میتونستم
یه کافه داشته باشم و
تو خونه بیست چهاری
گیم بزنم
با اینکه
حسادت میکنم
ولی خجالت اور نیست
که چنین زن جوون و متاهلی
سکس رو اولویت زندگی خودش
قرار نمیده؟
رابطشون
خراب شده
از قضا حالا که اون
ازدواج کرده برام
تعجب اور تر هم شده
هااا؟!
حالا چرا تعجب کردی؟
بیا یه بار دیگه
انجامش بدیم
ی-یه بار
دیگه؟÷
چرا؟
خوشت نمیاد؟
نه اینکه ازش
بدم بیاد...
فقط یه خواهشی دارم
حالا هرکاری میخوای
بکن منم ماموریت های
روزانم رو انجام میدم!
فقط نگاه کن وقتی
شروع کرد به گیم
زدن صورتش برق زد
اگه بهم بگی ارومتر
به حرفت گوش نمیدم
مشکلی نیست
هرکاری میخوای بکن
از پسش برمیام
سیزن نبرد ناگهانی
تو راهه حتی اگه یه
ماموریت رو از دست
بدم مشکل ساز میشه...
در منطقه
یکمی ازار دهنس
برام
اههه؟!
اره همینو
میخوام ببینم
چرا وقتی پای
بازی اصلی هستیم
داری بازی میکنی؟
اهههه...!
اههه...!
!...hnngh
سیاه چاله
لول یک...
پرتاب...اههه
هااا...
اهه...
در حال جستجو
هاا...
استقامت...
اهه...
اههه....!
هااا
کلن...
اههه...
سیاه چال
مشترک....
هاااهه
کامل شد...
وقتی داری ناله میکنه
و حرفاش نامفهومه یکی
اذیت میکنه شاید باید
بیشتر تلاش کنم...
اهههه!
مشکل چیه ؟
بیا به بازی ادامه بدیم
و کار خودمون رو بکنیم
اهه
اههه
تو این کارو وقتی
با شوهرت هم هستی
دوست داری؟
اههه
ن-نه...
بیا ببینیم چقدر میتونی
روی گیم تمرکز کنی...
اهه...اگه فقط
این...
پس...
بزار ببینم!
اههههه
اهههه
اهههه
اههه
برای تکمیل ماموریت
باید اینو فشار بدم...
اههه
اهههه
اهه
فکر میکنی کجا
میری عوضی؟
فکر مکنی اگه درست حسابی
باهات سکس کنم میتونی
تحمل کنی؟
ماموریت
این دیوونه ی
بازی خیلی دیگه
خوره ی بازیه
بیا!
بیا!بیا!ارضا
شو جنده
دوباره؟!
ارضا شو
معتاد بازی
اهههه...!
معتاد بازی داره
ارضا میشه اههه!
اهه...!
اههه...
ماموریت کامل
شد
یوبین
درسته؟
هاا
هااا
هااا
یوبین
کمی نابالغ به نظر
میرسید ولی با اینحال
طعمش کاملا لذت بخش
با طراوت بود
خیلی ازش لذت بردم
#زن-متاهل#دهه-بیست-سالگی#گیمر
اوه واقعا؟
منم شنیدم
همین الان...
هوم؟
نه نه چیزی
نیست
مشکل؟
نه چیزی نیست
همه چی خوبه
پس داری میگی الان
داری با زیردستات
شام میخوری؟
نه نمیخواد
به فکر من باشی
عزیزم
منظورم اینه بلاخره
شام شرکت هم نوعی کاره
دیگه نمیتونی ازش بگذری
اره باشه
خیلی دیر نیا
و...
اره اره
بهم زنگ بزن وقتی
تو راه خونه بودی!
داری چکار میکنی
کیم انا؟
اما...
اه واقعا
دارم دیوونه میشم
من تسلیمم
غذا سفارش میدم
سفارش دریاف شد
درحال پخت
اماده تحویل
تحویل اکسپرس
تحویل غذا درحال
انجام است
زمان باقی مانده
19 دقیقه
اما این اخرین
باره
من هم باید
بلاخره درست بخوابم
میدونی