فراتر از عشق قسمت ۴۰ از ۵۰۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
قسمت 40
این خراب شده؟
نکنه مشکل از...
منه...؟
عشق اول داشتی
ارسلان؟
آره
هنوزم بهش
فکر میکنی؟
بیا بخور
تو دوست پسر
داری نادیا؟
هان
چون میرفتی مدرسه‌ی
خصوصی احتمالاً خیلی
محبوب بودی
خب من هیچوقت
پسرای هم سن خودم
رو به چشم یه مرد ندیدم
ولی آره، خیلی محبوب بودم
مشخصه
تو خیلی خوشگلی
همم؟ چی شد؟
ساعتم هشدار داد
ارسلان
من حاضر شدم
ارسلان؟
آه!
ارسلان، 17 ساله
رفت
اگه درست یادم بیاد
اون اولین بار بود که...
اون شخصیت دیگه‌ی...
مریم رو دیدم
مریم، 17 ساله
همون دختره‌ست
مگه نه؟
مریم ، همکلاسیم
ببخشید
میخوای به
بقیه بگی؟
نه
نگام کن
گفتم نمیگم
حالا تو هم
همدست منی
کثافت
چی؟
از کجا
خریدیش؟
مریم...
رژ لبت خیلی
خوش رنگه
اوووه
بذار ببینم
از دکه‌ی
سر محل
توی مدرسه، مریم یه
دختر شاد و پرانرژی بود
شاید چون خیلی خوشگل
و مهربون بود، اینقدر محبوب بود
ولی من اون روی
تاریکش رو دیده بودم
میخوای قانون شکنی کنیم؟
پایان

قسمت 40 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 41

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فراتر از عشق
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت