نقشه کشیدن واسه کص خانم معلم قسمت ۳ از ۴۳۲۸ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸
ولی قلبم که این
چیزا حالیش نمیشد
خوش اومدی
تو راه که اذیت نشدی؟
نه خوب بود
ممنون که این
همه راهو اومدی
خیلی وقته ندیده بودمت
چون مثل همیشه
خوشگل بود
وقتی میبینمش..
قلبم به تپش میفته
نقشه کشیدن واسه کص خانم معلم
مترجم: LichKing
ای وای ببین
چه بی ادبم!
بفرما داخل
ممنونم
امارت با باغ..
اونم در وسط شهر
سه سال گذشته
از زمان عروسیش تا الان
اونموقع خیلی تلاش میکردم
تا به چشمش بیام
درست موقعی که بخاطر ازدواجش
تدریسو رها کرد..
من راهشو ادامه دادم
ولی برای حقوق بیشتر
بجای مدرسه دولتی
تو آکادمی تدریس میکنم
با این وجود هنوزم احساس میکنم
قدرت بدست آوردنشو ندارم
تو این قصر
مثل ملکش میمونه
راحت باش
بشین
باشه ممنون
عجب قصریه
نسبت به آخرین
باری که دیدمت
حسابی تغییر کردی
الان سه سالی
میشه آره؟
آره زمان خیلی
زود میگذره
شمام که ماشالاه
اصلا تغییر نکردین
مثل سابق خوشگل
هاهاها..چه
شوخی بامزه ای
جدی جدی بزرگ شدی
انتظار این حرفو ازت نداشتم
البته که نمیدونه
برا رسیدنم به اینجا
کونم پاره شده
پس چی
بفرمایید خانم
ممنون جونگای
بزارش رو میز
امر دیگه
ای نیست؟
نه میتونی بری
پس میرم بیرون خرید
باشه برو
با اجازه
عجیبه
اصلا بهش نمیخوره
خدمتکار این خونه باشه
طرز نگاهشم عجیب بود
بیونگهو
بله؟
میدونم از آخرین باری که
همو دیدیم خیلی وقته میگذره
ولی میشه ازت یه خواهشی کنم؟؟
چه خواهشی؟
عامم میشه...
راحت باشین
هرچی که هست بگین
از سوجین شنیدم
که تو آکادمی خصوصی
تدریس میکنی
سوجین کیه؟
دختر شوهرمه
تو کلاسات شرکت میکنه
ولی میخواد کلاس
خصوصیم باهات برداره
برا همین بهت
زنگ زدم
میدونم سرت
خیلی شلوغه
ولی حقوقتو
ساعتی میدم
اوه!
به هرحال سوجین هم...
پس بخاطر دلتنگی
به من زنگ نزده بود
فقط بخاطر دختر
شوهرش بوده
حالا دیدی اگه
دختر خودش بود
زورم نمیومد
بیونگهو
بله؟
ببین اگه سرت شلوغه
مجبور نیستی قبول کنی
الان که نمیتونم
حواب قطعی بهت بدم
باید برناممو چک کنم
ولی خبرشو
حتما بهت میدم
باشه اصلا عجله نکن
هروقت بود بهم بگو
فقط قبل اینکه
اینو بهت بدم نمیخوام
قصد جسارت باشه
این پول بنزینیه
که تا اینجا اومدی
لطفا
قبولش کن
نه این چه کاریه
باشه پس منتظر زنگتم
امیدوارم بتونی
قبول کنی
به امید دیدار
خیخی
اون چاره ای جز
پذیرش من نداره
اگرم مجبور باشم
این زنیکه رو وادار میکنم
که ازش التماس کنه
بیونگهو؟!
آره همون شاگردت
که عروسیه بابا رو بهم ریخت
واس چی میپرسی؟
چند روز پیش یه معلم جدید
به آکادمیم اومد که چهرش
خیلی آشنا بود
اون کیه؟ فکرنمیکردم
تو آکادمیمون همچین
پسر خوشتیپی داشته باشیم
معلم جدیدیه که تازه
استخدام کردیم
شاگرد همچین
معلم هاتی مثل
رویا میمونه
تازه یکم تحقیق کردم
فهمیدم که عه! این همون
شاگرد توعه که اتفاقا
رید وسط عروسیه بابام
خب حالا که چی؟
فکرکردم فهمیده باشی
ازت میخوام که اونو
معلمم کنی
فکرنکنم برات
زیاد کار سختی باشه
من اونو از عروسی
به بعد ندیدم
حتی شمارشم نمیدونم
هوممم!
اینش دیگه
مشکل خودته
به من مربوط نمیشه
فکرنکن چون یکسال
فاصله سنی داریم
هرطور که بخوای
میتونی رفتار کنی
نه منظورم این نبود
پس بهتره اینکارو برام کنی
هرطور که شده
فهمیدی؟
باشه سوجین جان
یکاریش میکنم
صورتش همش
جلو چشممه
حقم داره
تو قصر زندگی کنه
ولی یه طوری
انگار ناراحت بود
طوری که انگار
مجبورش کردن
وگرنه که به من
زنگ نمیزد
وایسا ببینم!
اون...؟!
من همینجا
پیاده میشم
اههه قربان
غذاهات همیشه
مثل ممه هات
خوشمزن
اههههه
خیلی دوس دارم بدونم
امروز چطور میخوای
ابمو بیاری
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 3 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 4

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی نقشه کشیدن واسه کص خانم معلم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت