چپتر 5
بابا، میخوام
از رانندت استفاده کنم
هاها
چی شده؟
امروز با دخترا
میخوام برم بیرون
مگه مدیر کیم
نمیرسونت؟ پس رانندتو
بده من
خوب تاکسی بگیر
راننده میخوای چیکار؟
میخوایم بریم
کافه بیرون شهر
میخوایم بریم
بچرخیم
هعی از دست
تو دختر
بابااااا
باکره روستا
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر 5
اینطوری شروع
شد
جانگ دوک نتونست
بگه نه
خفه شو
جدا؟
و جا بوک راننده
دخترا شد
دانشجو های
سکسی ۲۱ ساله
جدی میگم
جا بوک یکم
معذب بود که ده
سال ازشون بزرگتره
جا بوک که به زور
راهنمایی رو تموم کرده بود
و فقیر بزرگ شده بود...
دیدن این دانشجو ها
که اینقدر زندگی خوبی
دارن...
چییی؟
براش غیر واقعی
به نظر میرسید
از دفعه بعدی
دیگه اونقدر براش
سخت نبود
جو می مرتب
درخواست میکرد که
برسونتش
جانگ دوک هم
که نه نمیگفت
جا بوک
جای لوازم آرایشی
نگه دار قبل دانشگاه
کار دارم
حتی تا چهار بار
در هفته اینور اونور میبردش
چشم
مشخصا که شبا
هنوزم راننده جانگ دوک بود
یکی از کارای
مهمش این بود که هر
چند وقت یه بار یه سر به
استودیو بزنه
من همینجا میمونم
قربان
کلا کارش
منتظر واستادن و رانندگی
بود
این شکلی
بیشتر هم در مورد
زندگی مردم شهری
یاد گرفت
جا بوک حتی
معنی کلمه اسپانسر رو هم
فهمید
رابطه بین جانگ دوک
و زنی که تو استودیو بود
هم همین بود
جا بوک قضاوت نمیکرد
کار جانگ دوکو
اصلا بهش ربطی
هم نداشت
عااا
اهههه
به هر حال
به رییسش خیانت نمیکرد
افرین
بریم خونه
جا بوک میدونست
که این رازارو باید به گور
ببره
اون روز جا بوک
داشت جو می رو میرسوند
جای ایستگاه اتوبوس
واستا
یئون رو باید
سوار کنیم
جو می میخواست
دوست صمیمیشو برسونه
چشم
هر روز اتفاق میفتاد
واسه همین جا بوک هم
ماشینو نگه داشت
این دوتا خیلی
دوستای نزدیکی بودن
یئون
بیا این سمت
یئون هم ره خوش لباسی
جو می بود
جو می!!
تنها فرقش این بود
که یکم سر به هوا بود
سلاامـ
واسه همین
کنار جو می یجورایی
پایین تر به نظر میرسید
چقدر امروز هوا
خوبه
اره ادم دلش
میخواد ریلکس کنه
یه ادم ساده که
به دوستش هیچ وقت
خیانت نمیکنه
جا بوک، چطوری؟
متشکرم خانم
شما چطورین؟
هر بار بهم
میگی خانم خندم میگیره
جدا لازم نیست
توی ماشین
همینطوری به پچ پچ ادامه
دادن
جا بوک تعجب کرد
چون معمولا پچ پچ نمیکردن
ولی باخودش گفت
که احتمالا موضوع بهش
ربطی نداره
یه پسر روستایی
چطوری میتونه رفتار
این دوتا رو درک
کنه؟
رسیدیم خانما
واستا
میخوام یه چیزی
ازت بپرسم
بفرمایید
تاحالا سکس
کردی؟
ج جان؟
چیشده؟
بیخیال بابا
مجبورم نکن دوباره
تکرار کنم
تقریبا سی سالته
میخواستم بدونم
سکس کردی یا نه؟
خوب معلومه
درسته جا بوک
تو روستا، زندگی میکرد
ولی تجربه سکسش
اصلا کم نبود
اندازه موهای سرش
با سو هوا سکس کرده بود
هااا
عااااوح
هر بار دلش میخواست
تو هر پوزیشنی
سکس میکرد
فصل و هوا و اینا
اصلا مهم نبود براش
هننن
ممم
بله
سکس کردم تاحالا
جدا؟
باورم نمیشه
جدا تو...
بلدی خوب سکس
کنی؟
یا کلا یه بار
کردی؟
فکر نمیکنم
خیلی بد باشم توش
چون... خیلی
انجامش دادم
بعد از اون صحبت
دوتایی پیاده شدن و
چیزی نگفتن
جا بوک اصلا
سر در نمیاورد
صرفا فکر کرد
یه شوخی مضخرف بوده
هیچ ایده ای نداشت
که عاقبتش چی میشه
زمانی که منتظر
جو می بود
ناهارشو خورد
شغلش ایجاب میکرد
اینجور موقعیت های خسته کننده
رو
ولی ناراضی هم
نبود
خوشحال بود که
توی شهر تنها میچرخه
کلاس تموم شد
جا بوک
برو اینجا
کجا هست؟
یه هتل
تو گانگ نام
برو اینجایی
که نقشه میگه
چشم
جا بوک فکر
خاصی نکرد
صرفا گفت شاید
یه مهمونی گرفتن
رسیدیم خانم
گفت احتمالا
یه اتاق هتل رو اجاره کردن
یئون بیا بریم
اوکی
ماشینو پارک
کن و بیا اتاقی که میگم
ببخشید ؟
بیا اون اتاقی که بهت
میگم
همین
باشه چشم
جا بوک حس کرد
چیزی درست نیست
یه حس بدی داشت
نسبت به این موقعیت
ولی میدونست
که راه فرار هم نداره