کیر نفرین شده قسمت ۵۵ از ۵۵۱۵۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶
جف
بچه ها ... کِلی چیزیش شده
نه جواب تماسمو میده نه پیام
نیت
معلومه ... هنوزم بیکاره
رود
خخخ!!!
الکس
مطمئنم چون بازم کیر شده
جوابمونو نمیده
هنوز دارین کُص میگین
این اواخر سرم شلوغ بوده
شما چی میدونین آخه
نیت
اون زنده‌ست
رود
شعر نگو مومن
جف
تنها چیزیکه تو
داری وقت آزاده
بخدا راست میگم
اصلن وقت
استراحت ندارم
کیر نفرین شده
قسمت پایانی
رود
خُب مهندس بگو بینم
کارت چیه...خخخ
چند هفته پیش تو
یه شرکت استخدام شدم
کونمو شرحه شرحه کردن...
هر روز اضافه کاری میمونم
خداروشکر قدرت
بدنیم بالاست و از
کارم خوشم میاد
بالاخره قدرمو میدونن
و کلی همکار دارم که
یکی از یکی بهترن
الکس
کتاب داستان مینویسی... کسمشنگ
رود
ما رو کص گیر آورده
تنها مشکل اینه که...
کار با تازه کارا سخته... هیچ
تجربه‌ای ندارن... نمیدونم به
درد اینکار میخورن یا نه
*میلرزه
25
ولی تصمیم گرفتم کمکشون
کنم، چندتا ترفند یادشون
میدم تا پیشرفت کنن
26
مهمتر از اون، هر کدومشون ویژگی
خاص خودشونو دارن... اولش
سخت بود از زاویه های
مختلف این تفاوتارو ببینم
منتظر دخولتم ای کلی بزرگ
راستی...
اکسمو یادتونه؟
نیت
میشل؟
آره، اونم تو شرکت من کار گرفته
کلی...
فکر کنم عاشق کار کردن با منه
زود باش بیا پیش من
میخواست بخاطر پول با یکی
ازدواج کنه ولی پسره رو
ول کرد و اومد پیش من کار کنه
نیت
دیگه داری زیادی کص
میگی! نکنه واسه تسلایی
جایی کار میکنی؟
همه چی پول نیست داداش
چیزای مهمتری تو زندگی هستن
الکس
مثلاً چی؟
جف
پول از همه چی مهمتره
چندتا کارمند بودن چند وقت پیش جدا شدن
ولی برگشتن
من برگشتم روح
گفتن نمیتونن کاری
بهتر از این پیدا کنن
پس یعنی پول همه چی نیست... وقتی
کاری رو که عاشقشی انجام میدی
پول برات بی ارزش میشه
رود
نویسنده ی بزرگ کلی بازم
شعر گفت... رو دل نکنی داش
شرکت اخیراً میخواد بزرگتر شه
داریم نیروهای جدید استخدام میکنیم
اسم من هالیه، 25 سالمه و تو
روستای پایین زندگی میکنم
حتی مصاحبه هارو من انجام میدم
همم
استخدامی
مرسی
اصلن کار آسونی نیست
شاید بعداً...
آخه
خلاصه، خودم استخدام میکنم، خودم
آموزششون میدم و تبدیل به
یه حرفه ای میکنمشون! همه چی با خودمه
29
30
هاااع
روح
هر سی تارو کردم توم
عالی بود... بهت افتخار میکنم
اونایی که زود میگیرن
سریع وارد کار میشن
حالا بپر رو کیرم
باشه
این کار همیشه ارضات میکنه
جف
حالا کتابت کی منتشر میشه؟
البته من نمیخرما
رییسم عاشقمه
از روح ممنونم ولی میخواستم
از تو هم تشکر کنم کلی
شرکت داشت به چوخ
میرفت... ولی بخاطر
من دوباره سرپا شد
درسته با روش من فرق داره ولی...
باعث شدی این حرفه ی
خانوادگی سرپا بمونه
بذار یه پاداش واسه این
ماه برات بزنم
نگاه کن
چی؟
پنجاه هزار دلار بهم پاداش داد
میزان موجودی
برداشت
اونقدر خوشحال بودم سعی
کردم با کار بیشتر جبران کنم
اونم از نگرشم خیلی خوشش میاد
روح...
خب... نمیخوام زیاد طولانی شه
لطفا ممه‌هامو بمال
بالاخره موفق شدم بچه ها
نیت
تا کی باید این کسشراتو بخونیم؟
حس میکنم تا آخر عمر تو این شرکت بمونم
خیلی خوشحالم
وقت کردین بریم بیرون
یه مشروبی بزنیم بچه ها
البته نمیدونم خودم وقت کنم یا نه
رود
من دیگه تحمل این کسشراتو ندارم
کلی... اگه میخوای باور کنیم یه عکس بده
عکس؟
باشه
الان میدم
رود
گوه توش
جف
بهت حسودیم شد... تو
تنها پسر جمعی؟
الکس
کلی... میتونی واسه منم
اونجا یه کاری دست و پا کنی؟
نیت
منم میخوام
نمیشه کونیا
جف
کیرم تو حلقت
خیلی حسودیم شد
اگه ارباب روحمو از
جسمم جدا نکرده بود
الان من اون پایین بودم و
اون زنای خوشگلو میکردم
اگه میدونستم همچین چیزی
در انتظارمه درسامو بهتر یاد
میگرفتم و یه بدنو تسخیر میکردم
شاید هنوزم دیر نباشه
کی میخوای یاد بگیری؟
ارباب
یه تیکه گوه پیدا میکنم تو
رو توش زندانی میکنم
ارباب لطفاً
منو ببخش
پایان
پایان

قسمت آخر (55) تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد هنوز زمان‌بندی نشده

به محض انتشار اینجا می‌آید.

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کیر نفرین شده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت