قسمت 2
شت
ترق
ببخشید یه
تماس دارم
خواهر آگاه
Sarrast.com
🐺Geralt🐺
تو..
خوبی؟
درد داشت
خیلی؟
اوه
اوه..
این واقعا جیونگه؟
اون خیلی بچه بود
این چیه
امروز روز
سفیده پس..
برات شکلات
خریدم
توی بعضی کشورای آسیایی
به ولنتاین میگن روز سفید*
شکلات؟ برا من؟
چرا؟
خب ...
میخام باهام
ازدواج کنی
ازدواج؟؟
اوه.. روز
سفید..
عجیبه
بچه جون
الان وقتش
نیست.. هه هه
بچه؟
هاهاها
نظرت چیه
ها؟
داشتم تمرین
میکردم
ها
نکنه جدی
گرفتیش؟
یه پسر 20 ساله
با یه دختر بچه؟ باید
زنگ بزنم به پلیس
احمق
چی
اوه
هی شکلاتاتو
بردار بچه
بخورشون
احمق
صب کن
چه احمقی
یه دختر بچه ای
که دنبالم میدویید
ولی
بلاخره اون چیزی که
نمیخاستم رسید
میونگ پارک هیونگ
ورودی ارتش
شما به سن خدمت رسیدید
کیر توش
باید بیخیال رویاهام
میشدم
هعی
نتونستم کار
پیدا کنم
و نمیتونستم درس
بخونم
عجب زندگی ای
کلا از یادم رفته بود
اون دختر کوچولو
این شکلی شد؟
چه بزرگ
شده
خیلی ممه
هاش بزرگ
نیست؟
داره منو میکشه
گفتی میری
هتل پس اون
چی؟
آه
اون دوست
دخترمه
دوست..
دخترت؟
نمیخام سوتفاهم
شه
قایم شو یه
لحظه
سنا...
خیای وقته
نیومدم اینجا
چقد شده؟
خیلی وقته
آره اخرین بار
که اومدم...
اوه
چی شده؟
هیچی
آخرین بار؟
اوه
اوپا نه
سنا
نکن
اوپا
برا همین میخاستی
بیام اینجا؟
اوه..
هاها عجب
تابستونیه
کولرو روشن
کنم؟
آره
اوه
لختم سردمه
چیکار کنم
چی دارن
میگن
اوپا
ازم ناراحتی
نه؟
چرا؟
تو این سن حتی
لب هم نگرفتیم
حتما تو دلت
فحشم میدی
نه نه اصلا
واقعا؟
خب..
حتما خیلی دلت
میخاد اینکارو کنی
اونم خیلی وقته
خب راستش..
هاها
خیلی مهربونی
خب
تابحال دختر
آوردی اینجا؟
این حرفا چیه
میزنی؟
تو خانوم این
خونه ای
اوه؟
راستی
اوپا
سنا
به مامان گفتم
از فردا باید
اضافه کاری کنم
منظورت چیه
امشب اینجا
میخابم
دویدن*
چقد میتونم
تحمل کنم؟
اگه امشب
نه..
پس کی؟
سنا
لطفا