قسمت هشتم
پس یعنی من هیچ
اشتباهی نکردم
من فقط طاقت ندارم
میشه سکس کنیم..
اوپا جونم؟
دخترهای حشری سئول
مترجم: LichKing
هیونی...
اوپا...
حالا چیکار کنیم؟
یعنی چیو چیکار کنیم؟
منظورم اینه..
درسته خودم خواستم
ولی..
اولین بارمه
برا همین نمیدونم
باید چیکار کرد
عه اوپا!
خودش پرید روم لخت شد
حالا خجالت میکشه
خیلی عجیبه!
و همینطور کیوت!
فقط یادت نره
خودت اول خواستیا
هاااا؟!
عه اوپا؟
اههه اوپا
حس عجیبی داره
شاید چون اولین بارشه
انقدر حساسه
باید یکم آروم پیش برم
عه هیونی؟!
اوپا جونم
بخاطر من اینجوری
شدی آره؟
پس وظیفمه
کمکت کنم
اگه اولین بارش باشه
که هست خوب ساک میزنه
صورتش موقع ساک
زدن خیلی بامزه میشه
بخورش!
هوممممم!
هاههه
هاهه
خوبی که آره؟
آره خوبم
الان خیلی بهترم
تو چی؟
من؟!
منظورم کاریه
که با دهنم کردم
خوب بود؟
مگه میشه
خوب نباشه
آخه..
اولین بارم بود
لازم نیس انقدر نگران
این چیزا باشی
فقط رو احساس خودت تمرکز کن
باشه اوپا
حالا میشه
واقعنی شروع کنیم؟
منظورم..
سکسه!
عاااااااحح
عاااااااحح
نه ممه هاش بزرگه..
وقتی تکون میخوره
بیشتر حشریم میکنه
عااااح
عاااااااحح
آخخ اوپا اینجوری...
نمیدونم فقط
حس عجیبی دارم
عاااااااحح
اههه اوپا چیزت..
مدام کوبیده
میشه توم..
انگار دم به دیقه
برق میگیرم!
انگاری منم
برق گرفت!
نهه!
فقط یکم دیگ
دیگه..
نمیتونممم!
عااههه!
خوبی؟
خوبم
فقط یکم احساس
ضعف میکنم
اوپا...
استراحت کن
توهم لذت بردی؟
واسه چی؟
آخه چیزت هنوز سیخه
گفتم شاید من برات
به اندازه کافی
سکسی نبودم
نه اصلا!
اتفاقا خیلی خوب بود
انقدری که دوباره
شق کردم باز دلم میخواد
یعنی بازم میخوای؟
پس بیا دوباره
انجامش بدیم
ولی تو...
من اوکیم
اگه اوپا جونم بخواد..
چرا که نه
من آمادم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com