قسمت 45
حالا نوبت منه
حق نداری تکون بخوری!
نو..
نونا..!
ببینم..
تو چقدر میتونی تحمل کنی
سکس های پنهانی
خواهر برادری
خب..
باید بشینم روش؟
پوفف!
کجاش خنده دار بود؟؟
اینکه انقدر
تو کیوتی
فکرکردم میخوای
بیشتر اذیتم کنی..
تا اینکه سکس کنی
هاااا؟!
اینجوری که نیازی
به تحمل کردن نیست
یجورایی باز
به نفع خودم تموم میشه
با چه جراتی نوناتو
مسخره میکنی ها؟!
شت!
تخمام..!
آخ آخ
غلط کردم
کار با زبونش..
همیشه انقدر
خوب بود؟
خیلی بده که
نتونی تکون بخوری
کیرت مثل سنگ سفته
یعنی انقدر هیجان زده ای؟
نمیخوام اعتراف کنم
ولی..
حرکت زبونش
بینظیره!
حس میکنم
داره ابم میاد
آخخ نوناا..
وایسس!
دارهه میااد!!
لعنتی!
گندش بزنن
گلوپ*
این همه پررو
بازی درآوردی
از خودم که
زودتر وا رفتی
آهه!
ولی هنوز
تموم نشده!
آی!
فاکک!
مالیدن*
عه!
زودباش دوباره
سفتش کن
شت!
دارم..
با دست و زبونم
حسش میکنم
داداش کوچیک
بازیگوش و شیطون
درعین حال مهربونم
لی تائه سونگ..
همه چیزشو حس میکنم!
هاههه
دیگه وقتشه
اوییی!
همشو..
یکجا..
کرد تو خودش!
کصش بدجور
به کیرم فشار میاره
انگار قراره تا سرحد
مرگ لهش کنه!
ولی از حسش
نمیشه گذشت
هه
وقتی نوناتو میبوسی..
حس خوبی داره نه؟
اوخخ!!
آهه من
دارم...
دیگه نمیتونم
نگهش دارم!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com