قسمت 5
مگه میشه جلوی
این مقاومت کرد؟
خوبه، محکمتر!
هی! شما دوتا
اینقدر عاشق سکسین؟
اوه نه، چی شد؟
اون کیه؟
روانی!
حتی اگه دیوونهی سکس
باشین،چطور میتونین
بعد از دو روز که همدیگه
رو دیدین سکس کنین؟
اینجوری نیست که
من دیوونهی سکسم
فقط میخواستیم
بفهمیم که با هم
سازگار هستیم یا نه
حالا چطور بود؟
خوب بود ولی
کامل نبود
چیه؟
دول موشی بود؟
جنده، نه بابا
پس زیادی...
بزرگ بود!
هی، با اون کیر
کلفتت منُ میکنی
یا نه؟
الان نه
اگه جیغ بزنم
چی؟
نه، میکنمت!
آره، کیرش
بزرگه
آاه
هااه
پس مشکل چیه!
خب، میدونی وقتی
داشتیم سکس میکردیم
اصلن هیجان زده نشدم
اگه هیجان میخوای
بیارش اینجا سکس کنین
واو، ببین این جنده خانوم
چی میگه؟ نابغهای دختر
حتماً انجامش میدم
میدونستم
خیلی جندهای
روانی
هی... جز ما بازم
روانی منحرف وجود دارن
واقعاً دلم خواست
باید هیجانشُ
امتحان کنم
هیچ کس جلودار تو نیست
جنده کوچولو! وقتی خواستی
بیای اینجا کص بدی بهم بگو
بیام تماشا
فقط میخوای تماشا کنی
چطوره تریسام بزنیم؟
خیلی جندهای
دارم ارضا میشم
منم!
بیپ
پنج ثانیه تا ارضا شدن
لطفاً تصمیم بگیر که
میخوای بریزی توش یا نه
این چیه؟ چطور
میتونه اینقدر دقیق باشه!؟
عوووع
آاع
هااه
ساعت خیلی هوشمند
Lord
باورم نمیشه یه ساعت
مخصوص سکس ساختن
با اینکه چینیه، بعد از امتحان کردنش
واقعاً تحت تاثیر کیفیتش قرار گرفتم
باید کامل
در بیارم چه
ویژگیهایی داره
چطور یه مهندس تحصیل کرده
با مربیش سکس میکنه
اونم توی پارک؟!
انگار باید ورزشمُ
عوض کنم
اوه، تازه
متوجه شدم...
این اولین بار بود
موقع سکس مجبور نشدم
ضربان قلبمُ چک کنم
همش به لطف
این ساعته، نه؟
هان!؟
سکس با جنس مخالف
ضربان قلب
توانایی شق کردن
اطلاعات دی ان ای
این فولدر چیه؟
چی!
آهری
امکان نداره
ذخیره کرده باشتش
چطور ممکنه
همچین تکنولوژی ای
وجود داشته باشه؟
یه فولدر بدون اینکه
کاربر ایجادش کنه
درست شده؟
باور نکردنیه
چه فولدری؟
کدوم فولدر واسه
سرپرستمون دردسر
درست کرده؟
دونا؟
بذار نگاه کنم
نه، نمیخواد
نگران نباش
من کارمُ بلدم
نه، مسأله...
اون نیست
سکس با
جنس مخالف
چی!؟ نمیتونی بازش کنی!
تو اجازه نداری
دونا لی!
داری حرفای ارشدتُ
نادیده میگیری؟
بیپ
نه ، من
فقط...
آهری
دونا لی
ها!
داری چیکار میکنی؟
واو، خیلی
کیوتی
بسه
وقتی عصبانی
میشی بامزهتر میشی
چون اینکه تنها زن
این شرکته و تازهکاره
سرپرست، میتونی
فایل رازآلودتُ
خودت درست کنی؟
پس من برمیگردم
سر کارم
همه دوستش دارن واسه
همین توی هشت ماه اعتماد بنفس
یه نیروی کهنه کار رو داره
بیا امروز سخت
کار کنیم
باید حواسمُ جمع کنم وگرنه
ممکنه کار دست خودم بدم
امروز ، روز
طولانی ای بود
آبجو خوردن توی
راه برگشت به خونه
همیشه سر حالم میاره
مخصوصاً بالای
این پلهها
بیپ
بیپ
کی میتونم یه زندگی
بی دردسر داشته باشم/
دوهی سئول
دوهی سئول
چی شده؟
چرا به من
زنگ میزنه؟
هی، راهُ بستی
پاشُ برو خونه
چی؟ خونهای؟
زود اومدی خونه
زود!؟ الان
وقت خوابه
بازنده!
هی، من خیلی وقته
که دیگه بازنده نیستم
یه بار که بازنده باشی
تا آخرعمر بازندهای
خوب شد زنگ زدی
بیام بالا آبجو
بخوریم؟
نه، میخوام
زود بخوابم
ها...یکی
پشت دره
منم، مهمون
عزیزت
هی، بازنده
گفتم میخوام
زود بخوابم
بازی درنیار
آبجو گرفتم
نه، الان تو
وضعیتی نیستم
که در رو باز کنم
واقعاً نمیخوای
باز کنی؟
امروز چرا اینجوریه؟
باشه، تنهایی
میخورمش و
تنهایی میمیرم
باشه، دفعه دیگه
قبلش بهم بگو
ببخشید، شب خوش!
آخ!
هی بازنده
چیزیت شد؟
یه چیزی بگو؟
جواب بده!
فاک، لباس خوبی تنم نیست
نمیتونم کاری کنم
سئونگ وان
خوبی؟
خوبی؟ از
دبیرستان اینجوری
نشده بودی!؟
خیلی ضروریه
از اپ ۹۱۱ استفاده کن
و غذا سفارش بده
دارم از گشنگی میمیرم
انرژی ندارم برم خونi
بیا داخل
تعارف نکن
عوضی...
چرا اینقدر عصبانی شد؟
امروز خودم
میکشمت!
عووخ
شوخی کردم
ببخشید
کثافت حرومزاده
چطور میتونی با
مردن شوخی کنی
پس بمیر
آایی