اطاعت از رهبر فرقه قسمت ۱۷ از ۴۲۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
قسمت 17
شانجی-نیم
چیه ؟
شما برگشته اید.
اوه.. اینجا؟
آره ،کل این قضیه..
وقتی شروع شد که آستر
با ماشین اینجا بهم زد.
ولی ممکنه واقعا آستر
چیزیو پنهان کنه؟
هومم...
حقیقتا اهمیتی نمیدم.
من بهش دلیل کافی دادم
که دوباره منو ببینه...
و اگه من سعی کنم
برای جواب روش فشار بیارم
، این فشار ممکنه احتمال
انجام یه کار افراطی رو بیشتر
کنه...
من کلی تایم دارم،
پس عجله ای نمیکنم.
به غیر از اون.
من ازت یه سوال دارم.
ولی یچیزی هست که میخوام بدونم.
تو گفتی آستر یکیو داره که
بهش ایمان داره و دنبالش میکنه.
بخطار همین بود که‌
کلی ازم وقت گرفت تا
اونو معقتد خودم کنم
و برای همینم جایزه اش بزرگ بود.
این درسته.
پس..
در مورد روحانیت چی؟
اگه بتونم اعضای
روحانیت رو تغییر بدم که
بجای انسان از خدا پیروی کنن،
بعد من سریع تر ارتقا
پیدا میکنم؟
مگه نه؟
و من حتی قادر
خواهم بود زنان بیشتری رو
بکنم!!
نظرت چیه؟
این حقیقتا...
یه انتخاب عالیه.
اطاعت‌ از رهبر فرقه
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
Geralt
پدر ما،
کسی که در بهشت هست،
اسمش مقدس باد.
و ما را از
وسوسه دور نگه دار.
مریم مادر بخشنده...
آمین.
من تحت تاثیر قرار میگیرم...
لطفا، به من
دانایی عطا کن.
خب الان تصمیم میگیریم کی
داوطلب بشه برای رفتن به
بیمارستان...
چه کسی از
کلیسای جامع
ما مراقبت
خواهد کرد؟
خواهر آرین،
تو میتونی اینکارو بکنی؟
اوه..
من هم میخوام..
چرا ؟
چیزی هست که بخوای بگی؟
من جهت اطمینان تورو
کنار گذاشتم، تو دفعه پیش
بیهوش شده بودی.
میفهمم..
مراقب باش، آرین.
به خودت سخت نگیر،
اوکی؟
مریم مقدس...
اره...
بعدا میبینمت.
من خجالتی و
ضعیفم.
من یه راهبه ام
که حتی نمیتونه یه کارو
انجام بده.
تنها کاری که میتونم
انجام بدم...
کارای کوچیکی
مثل اینه...
سلام، خواهر...
ولی شخصیت‌
خجالتی من...
ما دوباره همو دیدیم.
وقت داری؟
داره توسط این
مرد تست میشه.
بنابراین این
قسمت می‌گوید...
حتی یک گناهکار هم
میتونه به یک عضو با ایمان
تبدیل بشه اگه
توبه کنه.
این کمک کننده بود؟
اوم.
این مرد زیاد میاد
به کلیسا و میگه
که به مذهب علاقه داره.
تو هم گناه کردی ؟
خواهر؟
اوم.. آره.
چجور
گناهی؟
از من سوالاتی
میپرسه و باعث
میشه گاردم رو
بیارم پایین.
من خیلی گناه
مرتکب شدم.
مدرسه تو
دردسر افتادم...
و قبلا به مامانم
دروغ گفتم...
اون بنظر
خطرناک میاد..
اوه..
ومن فکر به
سیگار کشیدن هم کردم
اونها نسبتا بامزه هستن...
اون بنظر پوچ میاد،
ولی جدی هم هست...
اوکی.. ولی!
بعضی گناه ها
همچنان روت میمونن
حتی اگه پاک شده باشی..
وقتی اون مرد رفت،
یه زن اومد.
سلام.
برای توبه چه گناهی
امروز اومدی؟
توبه؟
آها!
سکس...!
زن عجیبیه.
همچنان درموردش
فکر میکنم.
حتی دیگه شب ها
نمیتونم بخوابم.
ظاهرا، یه مرد هست که
اون نمیتونه فراموشش
کنه.
من شنیدم که اگه بیام اینجا،
میتونم فراموشش کنم.
درسته؟
نه نه،
شرمنده..
پس به من یه راهکار بده!!!
هوییی!
معبد، کلیسا و چندجادیگه،
انداختن منو بيرون!!
اینجا تنها
مکانیه که میتونه
منو درست کنه!!
من از کجا بدونم؟؟
من هیچوقت ازین
سکس ها قبلا نداشتم!
اون منو بلند کرد بعد
ممه هامو گرفت!!
اون کیرش رو
درون من بارها و
بارها فرو می‌کرد!
من یک راهبه بیست ساله
باکره ام،
از کجا بدونم؟
اون خیلی قوی بود
من مثل دیوانه ها ناله میکردم.
خیلی عمیق بهم دخول کرد
چندین بار ارضا شدم
چطور میشه یادم بره؟
واییییی!
وای...
مریم مقدس..
اومم!
اومم!
چقدر من حشری شدم.
من هم یک
زنم...
چرا اون
از چیزای حشری کننده
صحبت می‌کرد؟
میدونم این یه بهانه اس...
ولی اون دو نفر
اومدن و مثل یه طوفان
از روز من گذشتن...
گرمایی که منو پر کرد،
ازم بیرون نمیره
میدونم نباید میکردم...
نهههه!
آخخخخ!
من هعی چیزای عجیب
تصور می‌کنم..!
اوخخ!
چرا همیشه من..؟
من ساده بنظر میام؟
پرسیدم من ساده بنظر میام..؟
اوخخخ!
چیکار باید بکنم؟
پس اینجایی.
اوه...
امروزهم میخوام
چنتا چیز ازت
بپرسم.
میتونم؟
خواهر... ؟
چیکار باید بکنم..؟
بخطار این مرد، من...
شرمنده،
الان نمیتونم!
خوب پیش نرفت...
بنظر میاد اون تسلیم میشه،
ولی هنوز...
نمیخوای از
قدرت هات
استفاده کنی؟
هنوز نه.
خیلی ساده میشه.
منو تحریک‌ نمیکنه.
باعث شرمه، ولی امروز
باید یکی دیگه رو
پیدا کنم...
اون زن دوباره برگشت.
هوم.. ؟
اون فقط مارو مسخره
میکنه؟ مگه نه‌؟
نه ،اون قطعا
عجیبه.
یه زن عجیب..؟
خدای من...
من باید الان چیکار کنم؟
نمیتونم لمس
اون مرد رو از یاد
ببرم.
سخته!
که بتونی فراموش کنی..!
لطفا بزار یکبار دیگه
بینیمش یا...
اون مردو بکش!
من...
هرکاری میکنم...
باشه ،
مینیونگ...
اووه.. تو!
من آرزوت رو
برآورده کردم.
تو گفتی
هرکاری میکنی؟
اطاعت‌ از رهبر فرقه
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
Geralt
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
Geralt
پایان

قسمت 17 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 18

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی اطاعت از رهبر فرقه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت