قسمت 29
نگران نباش از نقاط
قوت من سلامتی منه که
مث یه اسب سالمم
ج-جدی؟
معلومه!
باید قول
بدی...
آاه!
که تا آخرش
مسئولیت رو
بر عهده بگیری!
باید از من بیشتر
زنده بمونی!
ما میگیم بکن
ترجمه ی اختصاصی تیم سرراست
GERALT
اوکی؟
پس...
باید بیشتر از من...
آه!
...زندگی کنی!
آااه!
اگه با یکی دیگه باشی
به دل نمیگیرم!
ولی اگه زودتر
از من بمیری...
نمیبخشمت!
قول میدم
ااه!
هرچی بشه
من عمرم طولانیه!
آاااه!
هاااااااا!
هنننقق!
هوف
هوف
کاری میکنم مث
سری قبل عذاب نکشی
هاااا
قول؟
آره قول!
پس میتونی
توم بریزی!
اگه قول میدی!
بریز توم!
با اجازه!
هااا!
میریزم توش!
جون هیون!
هوف
برام بریز!
هوف
تمومم کن جون هیون!
آاااااااااه....
هاااا!
جوووون!
اووووم!
اوه مادام...
هااا...
مادام...
جون هیون...
حسش میکنم!
چی؟
با قبلا فرق داره...
میشه تا عمق
رو حس کرد...
خیلی حس
خوبی دارم!
هااا
هااا
دیشب بهتون
خوش گذشت؟
منطورت چیه؟
همه چیو میدونم
نیاز به پنهان کردن
نیست
برام مهم نیست
به خاطر شما مادام
من چیزی نمیگم
همشو که یجا خوردی!
مطمئن میشم...
که جون هیون
منو انتخاب کنه
اوکی...
پس جفتمون
نهایت تلاشمون
رو میکنیم
اوکی مادام
ببخشید
باید ورزش
کنم!
هوووو!
هوووو!
هوف!
هوف!
فک کردم چیز
خاصی نیست...
ولی اونجوری
باهم بودن حس
خفگی میداد بهم
ولی اگه مادر و دختر
باهم بیان
چی؟
بزار جلو جلو
پیش نرم...
نمیدونم اونا درمورد
من چی فکر میکنن...
وقت رفتنه
جون هیون!
اوکی الان
میام!
میتونستم من
رانندگی کنم...
به خاطر دیشب
خیلی خسته ای
ناراحتی؟
یه ذره
اگه امروز با من
باشی حالم بهتر میشه
حسودیش شده؟
چه کیوت
میخوای حالم
رو بهتر کنی یا نه؟
اوه...
باشه
آه!
اوووم!
میونگ سون...
میشه تو خونه
انجامش داد...
آااااو...!
اونجوری مثل
سری قبل میشد...
آره
ولی...
بهت گفتم...
من...
میخوام امروز
راحت تر باشم...
دانگ!
دینگ!
ادامه دارد...