باشگاه تلمبه زنی قسمت ۹۴ از ۱۲۱۱۰ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
قسمت 94
هومم
اوه ساعتو نگا
یونجی؟
یونجی!
هوممم
پاشو خیلی خوابیدیم
بیدارشو
هوممممم!
نه نمیخوام
منم نمیخوام
ولی ساعت شده 10
هومم
نه نمیرم!
عه بیا پایین
چرا اینجوری میکنی؟
دوست دارم
با تو باشم
باشه ولی دلیل نمیشه
که تا لنگ ظهر بخوابیم
نه منظورم اینه
فقط یه شب دیگه
پیش هم بمونیم
من نمیخوام برم
ای بابا
نمیتونم دلشو بشکنم
ععع!!
شاید نتونیم
یه شب دیگم
پیش هم بمونیم
ولی هنوز یکساعت
فرصت داریم
عه
چطوره یبار
انجامش بدیم؟
عااااح
عااح
عااح
قرار بود یبار باشه
ولی دوبار انجامش دادیم
باشگاه تلمبه زنی
مترجم: LichKing
خب میذاشتی
برسونمت
اونوقت راه خودت
دورتر میشد
نه خودم
میرم دیگ
آها راستی قبل اینکه برم
تا یادم نرفته میخواستم
یچیزی رو بهت بگم
چی؟
خواستم بگم
که خود واقعیت
بینظیره
و چه بخوای چه نخوای
باشگاه بهت نیاز داره
براهمین اگه
روزی ناراحت بودی..
حتما به ما بگو
چون ما همیشه
یه تیم میمونیم
مراقب خودت باش
بعدا میبینمت
دوهیون!!
یونجی؟!
ممنونم
میدونی که وجودت
کنارم چقدر آرامش بخشه
ممنونم بابت
این آرامش
فهمیدم تا الان
مسیر اشتباهی رو
درپیش گرفتم
براهمین..
هیچوقت فراموشت نمیکنم
هیچوقت..!
کجا بودی که
الان برمیگردی؟
حتی دیشبم
خونه نیومدی
میبینم هرغلطی
دلت میخواد میکنی
با توام!
جواب منو بده
کجا بودی؟ با کی بودی؟
شما که خودت
همه چیو میدونی
هاااا؟!
پس دوهیون
بوده آره؟
هوفف
با دوهیون
کاری نداشته باش
چی؟!
و همینطور
اعضای باشگاه
این آخرین
درخواستمه
هرکاری خواستی
برات کردم
پس توهم..
یه اینکارو درحقم بکن
امروز...
امروز...
بالاخره برگشتم خونه
همون زندان
همیشگی
امروز...
امروز...
دوباره برگشتم
پیش تو جوجو!
امروز...
امروز...
یک دو سه چهار بالا
دو سه عوض
انقدر اخم نکن
انگار بزور
آوردنت
هه نگاشون کن
باز دعواشون شد
معلومه که آره!
پس چی؟ فکرکردی
با میل خودم اومدم؟
من که آخرش
این کلیپ رو میگیرم
توهم خودتو پاره کن
چرا یونجی یهو
ازمون خواست
که دور هم جمع بشیم؟
منم نمیدونم
گفت میخواد درباره
نتایجمون حرف بزنه
واقعا؟؟
یعنی برای جشن گرفتن
میخواد ببرتمون
یه سفر تیمی؟
وات!؟
اینو دیگ
از کجاش درآورد
سفر چیه؟
انگار نه انگار
درس و دانشگاه داریم
تازه ناگفته نماند
مسابقات منطقه ای
چیزی نمونده شروع بشه
میشه وقتی دارم
حرف میزنم لال شی؟
یا میخوای بکشمت؟
بمیر!
آخه داری
کصشر میگی
چرا هروقت من میام
دارید دعوا میکنید؟
عه بالاخره اومدی
قراره سفر رو
کجا بریم؟
هاوایی؟ مالدیو؟
سیبو؟
بگو تا ضایع بشن
نه بابا سفری
درکار نیست
نه تروخدا
حداقل ججو!
خیخی
خب میخواستی
ضایع کنی
خفه شو!
خواستم بگم
نتایجمون اخیرا
خوب بوده
همتون سخت
تلاش کردین
و به همتون هم
افتخار میکنم
به عنوان
یکی از اعضای
باشگاه..
و دختر رئیس
میخوام یچیزی رو
بهتون بگم
باشگاه بازی..
بعد این ترم
برای همیشه
درش بسته میشه!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 94 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 95

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی باشگاه تلمبه زنی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت