چون خودت اینقدر لطف کردی
و منو خونهت دعوت کردی…
آروم میرم، همونطوری
که دوست داری.
ترجمه اختصاصی سایت سرراست / 🐺GERALT🐺
هههنگ…!
هههنگ
قصد نداشتم
که…
امروز این اتفاق بیفته!
وااای
خودتی که منو
دعوت کردی.
میخواستم بیام خونه
چون نمیخواستم به
همتیمیهام بربخورم…
همین و بس!
امروز من…
میخواستم یهکم
اوضاع فرق کنه…
ممم…
آخ!!
ه-هی!!
تو همیشه…
ی-یهکم دیگه…
چرا یهکم
آرومتر نیست؟!
آخ!
هومم
آه…
این چیه، کش مو؟
حتی فکرشم نکن!
من عمراً اینو
سرم کنم.
من که چیزی نگفتم.
کاملاً معلومه
یکی مثل تو…
داره به چی فکر میکنه!
آه…!
هومم!
آه…!
فکر کنم دارم ارضا میشم!
آااه!
هاا…
هاا…
خیلی وقته با اون این کارو
نکرده بودم، برای همین یهکم…
س-سهها…
چی؟ ما که…
تموم نشده.
آه!
آه!
آااه!!
هومم!
شاید چون خیلی
وقته این کارو نکردم.
خیلی حال میده!
هومم!
آخ!
سهها-شی…
میدونم بیشتر
میخواد، ولی داره خودشو
میزنه که انگار نه.
امیدوارم بدونه این کارو
نمیکنم چون ازش خوشم میاد.
چه خبره!
خیلی بهت میاد.
فقط همین
هدبند رو داری؟
فکر کنم با کل لباس
خیلی خوب میشی.
خیلی کنجکاوم.
فقط یه نگاه میکنم!
فقط نگاه، کور خوندی.
ببین چقدر سفته.
ولی تا تنم
نکنمش، اون…
اوف، زیادی سریعی
واسه منفعت خودت.
اشتباه نکن.
اینو فقط دارم چون
با دوستام یه کادوبازی
بیخود کردیم.
یادت باشه، گفتی
فقط نگاه میکنی!