تقصیر خودم بود.
هنوز کلی حرف
دارم که باهات بزنم.
بریم.
یه جای خلوتتر.
ترجمه اختصاصی سایت سرراست
اوپا…
اِل؟
اوپا…
خجالت میکشم، ولی…
میخوام به اوپا نشون بدم.
میخوام بهش نشون بدم که
مثل اون بچهی بیاعتمادبهنفسی
نیستم که همیشه
ته صف میایستاد…
برام مهم نیست
چه نوع رابطهای
با مربی داره.
چون من پسش
میگیرم!
ه-هه؟
در نمیاد.
چیکار کنم؟
بهش بگم پیرهنشو دربیاره؟
توی فیلمها اینقدر
طبیعی انجامش میدن.
ا-اگه اینجا تعلل کنم…
مثل بچهها میشم…!
او-اوم…
او-اوپا؟
از جسارتش یهکم جا خوردم…
مثل همیشه…
آه!
یه صدای عجیبی
ازم دراومد
جلوی اوپا.
پیشرفت
همگامسازی ۷۶٪
دلم میخواد بدونم...
قراره اِل، نه... لیا
لارنس چی بهم میده
هاه!
باز یه صدای عجیب
دیگه ازم دراومد…
خوشحالم اوپا این
کارو میکنه، ولی
نمیخوام شبیه
دخترای ضعیفی که راحت
گول میخورن باشم...
وااای!
ن-نه!
تمام روز راه رفتم، واسه
همین خیلی عرق کردم…!
اون پایین
خیلی کثیفه…!
هااا!
هیقق…!
هااا!
هیک!
هومم…
اگه اینقدر باشه،
حتی اگه بار اولش هم
باشه نباید دردش بگیره.
باید وایسم؟
مممف…
آه!
آهان…
خوبی؟ دردت نمیگیره؟
خوبم…
پایین شکمم پر
از چیزِ اوپاس…!
چیکار کنم…
خیلی درد داره…!
ولی…
نمیخوام وایسم…!