من اونقدرا هم دختر
سادهای نیستم که به راحتی
تسلیم بشم، میدونی.
آه…!
اوه…!
م-مربی…!
نه.
اگه بدون اجازهی
من ارضا بشی،
امشب تنبیه
میشی.
ترجمه سایت سرراست | 🐺Geralt🐺
هوم…
م-مربی
یهکم آرومتر…
وقتی گفتم وایسا،
متوقف نشدی.
حالا ازم میپرسی؟
اوف!
چ-چیکار کنم…
نمیتونم بایستم!
خیلی هیجانزدهام… و با
اینکه میدونم خجالتآوره،
مربی…؟!
همین حالا،
نمیخوام این
حس رو ول کنم!
آه…
نه.
این تنبیهته.
تو همونجا بمان.
آه…!
خیلی حس خوبیه.
من فقط دارم همون
کاری رو میکنم که تو
فیلمها دیدم، ولی…
فقط مالیدن بدنها به هم
اونم میتونه بهم
حس خوب بده، ها…
هوم…
م-مربی،
اینم میشه اسمش
رو تنبیه گذاشت؟
آه!!
م-مربی!
اگه
اینطوری منقبض بشی،
اونوقت…!
آه!!
هومم…!
آآه…!
خیلی ارضا شدی…
ب-ببخشید. تو اون
لحظه خیلی حس
خوبی داشت…
ها…
ها…
مطمئنم بهت گفتم تا من
اجازه ندادم خودت رو نگه دار.
به بهونههات
گوش نمیدم.
چون اول ارضا شدی، باید بقیهی
تنبیهت رو هم بگیری، مگه نه؟
بهم حال بده.
و تا من راضی
نشدم وای نایست.
هومم…
مربی…
هاا!
آه!
هومف!
هاا!
ا-اونجا…!
همیشه… اینقدر
کلفت بود…؟
اینجوری که داره
منو جر میده…
آههه!
آه!
همهچیزو حس میکنم…
آه!
د-دیگه اینجا…
نمیتونم…
هققق!!
آخ…!
آه…
فکرشو نمیکردم
که باز این روی هرزه ام
رو نشون بدم…
اگه همینطوری ادامه بدم،
اعتبارم بهعنوان مربی…
آه… چیکار
کنم…؟
مربی… حالت خوبه؟
آرههه…
شخصی که تماس
گرفتید پاسخ نمیدهد…
در حال تماس…