قسمت 30
اومم...
کار دیگه ای
میتونم برات بکنم؟
خیلی اصرار میکنی
مشکوکیا...
نه منظوری نداشتم...
واقعا میخوای بهم
خدمت کنی؟
لیسش بزن
والیبال زنان
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
گرالت
نگهش دار...
اگه بتونم مربیو بندازم بیرون...
وای
هاها غافلگیر شدم
تو واقعا لیسش
زدی
چندش آوره
یعنی بذارم اینم لیس
بزنی؟
هی پارک بونگسو
هنوز یادمه وقتی
غرورت شکسته شد چطوری
بهم حمله کردی
ولی حالا ببین به چه
روزی افتادی...
جایگاهتو فهمیدی نه؟
بابت اون اتفاق عذر
میخوام
تو واسه مدیریت
درخواست دادی؟
فکر کردی
نمیدونم؟
خیلی بی حیائی
باید بادتو خالی کنم
تنها چیزی که
بلدی بردگیه
جرات کردی دست بزنی بهم؟
به جایگاهت آگاه نیستی...
اه...
تو حتی هیچوقت
بازیکن حرفه ای نشدی
بیچاره
خودتو کنترل کن
نباید کم بیاری...
من صادقانه عذرخواهی
کردم...
میخوام هرجور
که هست انجامش بدم...
وسط بحث راست کردی
واقعا دروغگوی بدی هستی
مطمئنی که پشیمونی؟
بذار بهش
زنگ بزنم...
بردار!
فکر کنم باید جواب
بدم...
چرا؟
از طرف سه ها...
یو سه ها...
الو؟
کجایی؟
ببخشید؟
گفتم کجایی!
خونه
چرا آروم جواب میدی؟
ببخشید
مشغول کاریم
الان...
مشغول چی؟
من فقط کاری
که بقیه میگن رو
کردم...
مدیر تجهیزات اخیرا
جانشین مدیر پشتیبان شده
کارم داشتی سه ها؟
داشتم ورزش میکردم ولی...
میخواستم ببینم داری دوش
میگیری یا نه
یه مچ بند میخواستم...
بهت گفتم فراموش
نکنی!
اعهه!
یهو وحشیانه شروع شد...!
چیزی اونجاست
پشت اون؟
البته!
برا چی باید بهت
زنگ بزنم خب؟!
اههه
چی بود؟؟
صدای چی بود؟
هیچی
اههه!
چرا با تردید
حرف میزنی؟؟
واقعا خونه ای؟
داری چکار میکنی
دقیقا؟!
وای داشتم لو میرفتم
الان لازمه که
توجه زیادی بهم بشه!!
هی وایسا قط نکن!
چی؟ قطع کرد؟
فکر نمیکردم کار بکنه!
ببین چجوری بهت
زنگ میزنه...
شما دوتا قطعا رابطتون
عادی نیست
باید ذهنیتمو تغییر بدم
داررم فکر میکنم
چطور وسایل سه ها رو ازت
بگیرم
تو منو علاقمند کردی
اومم...