


م… من… آخ! آه!
هاه! آه…!
خدایا!
حتی نمیتونم
درست حرف
بزنم!
هیچوقت
کیری به این خوبی
تجربه نکرده بودم!
خدایا،
دارم…
دارم…
دارم ارضا میشم!
آهان!
هوف!
آه…!
آهان!
هوم…
هاا…
آه!
تک…
تک
تک… تک
آه!
هوف…
هوفف!
هوف…
هاا… هاا… زبونم
بند اومده…
حس میکنم
حداقل ده سال
جوونتر شدم… چه
حالی داره!
هاا…
هاا…
خب؟
راضی شدی؟
اوه…!
اِ… هوم…
خب…
حس میکنم یه چیزی
کمه، فقط یهکم.
واقعاً؟
وای، تو یه زن فوقالعادهای.
پس بیا دوباره
انجامش بدیم!
ص…
صبر کن،
کانگسه!
همین الان؟!
یهکم استراحت
بدیم…
آه…!
صبر کن!
خدایا… همین
که سرشو به کسم میماله دارم
دوباره ارضا میشم!
کانگسه، داری
منو میکشی!
ببخشید، کسی اینجا
نیست؟ ما از آژانس
املاک اومدیم.
خانم،
خونهاید؟
ما از آژانس
املاکیم!
املاک؟
اوه…
sarrast.com
sarrast.com
مرد قوی
سلام؟ کسی هست؟
سلام؟؟؟
هوم… شاید
خونه نیست.
واقعاً؟
اَه، خودش التماس کرد
که هرچه زودتر خونهش
رو بذاریم برای فروش!
اوه، خیلی شرمنده.
تازه داشتم دوش
میگرفتم…
ببخشید
که منتظرتون
گذاشتم.
ولی، راستش…
الان واقعاً حالم
خوب نیست…
فکر کنم باید
بذارم برای…
یه وقت دیگه
نشونتون بدم.
اوه…
فهمیدم. ولی
خانم…
این مشتری من برنامهش
خیلی شلوغه. میشه فقط
یه نگاه سریع بندازیم؟
ببخشید، امروز
بهترین روز برای…
خب خانم، شما تو
اتاقتون استراحت کنید.
ما فقط یه نگاه سریع
میندازیم و میریم!
ن… نه…
بهتون گفتم…
آه!
ص… صبر
کن! کانگ…!
هان؟ خانم…؟
ن…
نه! نمیتونید زورکی
بیاید تو… آخ!
صبر کن،
یعنی… آه!
هان؟ زورکی بیایم
تو…؟ خانم، حالتون خوبه؟
قیافهتون که…
کیاا!
آه! نه…! آه!
نمیتونی… الان
این کار رو بکنی…!
آخ! هاه!
sarrast.com
خانم…؟
حالتون خوبه؟
خوبم…!
نگران… نباشید!
لعنتی! برید دیگه!
نمیفروشم!
فقط… برید!
برید بیرون!
هوفف!
خ…
خانم!
خانم…
کانگسه،
چیکار
میکنی؟!
ولش کن!
خودت گفتی راضی نشدی.
چ… چی؟!
آه…!
کانگسه،
تو…!
الان داری
خیلی بچگی
میکنی!
آه…!
آه…! آخ!
آهان!
آه…! این کیر گندهش…
داره تا ته منو
پر میکنه…!
هوف…
هاا…
آخ!
حتی نمیتونم
فکر کنم…!
خدایا…!
آخ!
آه…!
خدایا، دارم…
همین الان دارم
ارضا میشم…!
دارم… ارضا میشم!
آهان!!!
دو بار تو یه روز
ارضا شدم…
هاا…
آه…
نکنه الان دارم
خواب میبینم…؟
هاا…
هاا…
آه!
خدایا… به خودت
بیا، میهو سو!
هاا…
هاا…
قرار بود تو کنترلش
کنی، نه اون تو رو!
میهو سو، همینقدر
توان داری؟!
حالا راضی
شدی، میهو؟
sarrast.com
اَه…
خفه شو! تقلب
کردی!
چون تقلب
کردی حساب نمیشه!
هاا… ولی اول باید برم
دستشویی…
خدایا… چیکار کنم؟
نمیتونم بلند شم…
پاهام دیگه جون ندارن.
بلند شو، میهو!
نمیتونی اینطوری
اینجا بمونی…
اَه! چقدر
حرصم میده!
چطور
اینطوری
شد؟
فوو…
کانگسه… این
یارو دیگه کیه؟
نکنه یه جور مرد
زورمند افسانهایه؟
هاا… چیکار
کنم…؟ هنوزم حس
میکنم… تب دارم.
این
دیوونهکنندهست.
همین دستشویی رفتن هم
کل تنم رو مور مور میکنه…
مور مور
تموم شد؟
پس بیا از همونجا که
موندیم ادامه بدیم.
ادامه دارد
sarrast.com
sarrast.com
sarrast.com
خب بهش درباره دختره بگو
sarrast.com
sarrast.com
sarrast.com
