ص-صبر کن!
این از اون
چیزی که فکر میکردم
بزرگتره…
اینطوری نیست!
ص-صبر کن!!
من…
مشکلاتمو
میندازم دور،
و به جای اون به
جلو نگاه میکنم!
خُف!
بیگانه
درس های
محرمانه به خواهر
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
جدی، صبر کن! فکر
نمیکردم اینطوری بشه…
هه!
آآآه!
آه… کس رئیسم
چقدر گرمه.
نمیدونستم کس زن
اینقدر گرم و پفیه…
اوه… دارم
دیوونه میشم!
حس
میکنم رئیس
داره یه چیزی میگه، ولی
نمیذارم این فرصت از
دستم بره.
ترجمه اختصاصی سایت سرراست
شاید داره سعی
میکنه حمایتم کنه.
ممنون، رئیس.
که منو به
جلو هل دادی.
اینطوری
نیست! هی! خودتو
جمع کن!
همش
رفت تو.
رئیس؟
تو…
چقدر این سلاحتو
تو سوپرمارکت من
قایم کرده بودی…
نمیفهمم چی
میگی ولی…
هوف!
کیااا!!
تمام تلاشمو
میکنم، رئیس!!
اوووو!
این دیوونهکنندهست!
تو این سی سال عمرم اولین
باره اینقدر کصم تنگ شده!
یه سطح دیگهست،
اصلاً قابل مقایسه با
دستای بام نیست
همین الان دارم
ارضا میشم…
ر-رئیس! میتونم
داخلت ارضا بشم؟
ه-ها…؟
ن-نه!!
ببخشید، ولی
دارم ارضا میشم!
گفتم
نمیشه! آآه!
هوف!
هاااا؟!
آه… دارم ارضا
میشم…
هاا…
ر-رئیس…
بچه کونی
چقدر آب زیادی تو
کصم ریختی
رئیس…
ب-ببخشید، خیلی
زود ارضا شدم…
نه نه، برای بار
اول خوب بودی.
ولی اگه یهو
بزنی تو کار، زن ممکنه
جا بخوره.
پیشنوازی
بلدی، نه؟ پیشنوازی
مهمه.
اوه…
م-من حس
میکنم اگه یه بار دیگه
بکنم بهتر میشم.
مشتری بیرونه.
برای امروز بسه.
و-ولی…
یه چیز مهم دیگه
تو رابطهٔ زن و مرد،
اگه عجله کنی،
خراب میکنی.
فهمیدم! اینو یادم
میمونه. ممنون.
خب، برو
بیرون.
باشه.
این پسره
هیولاست.
عالی بود!
نمیدونستم اینقدر
خوبه…
میتونم
از پسش
بربیام…؟
우리빠른팬리점
آرایشگاه
دیروز روی بام
ارضا شدم،
و امروز
با رئیس سکس
کردم.
یهو، همهٔ اولینهام تو یه چشم
به هم زدن داره اتفاق میافته…
ها؟ مگه
همین الان ارضا
نشدم.
به هر حال…
پیداش کردم!
شورت بام.
بوی بام…
ها؟
لکهست؟
این… آب
کس بامه؟
فقط
اداش بود… آخرش
خوشش اومد،
نه؟
اگه
اینقدر خیسه، پس
چرا اونطوری تظاهر
میکرد…
آه… بوی بام…
بام… بام…
آه… بام… بام!!
منو صدا زدی؟
دستشویی
با شورت من
چیکار میکنی ای
هیز آشغال!!
او-اوه…
اینطوری
نیست…
مامان!!!
اوپا داشت با شورت
من تو دستش جق
میز…
تو هم حشری شدی. دیگه
الکی زرنگبازی درنیار.
ادامه دارد...سرراست بزرگترین مرجع
اختصاصی داستان های سکسی تصویری