درس های محرمانه به خواهر قسمت ۵ از ۵۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
وسط مغازه؟
این وقت روز؟
اگه زانو نزنی،
حقوق همهٔ خوراکی‌هایی
که یواشکی خوردی رو
کم می‌کنم.
باشه! آخ، چقدر
خسیسی.
اینجوری؟
خیلی
خوب، حالا.
می‌خوای نونا
یادت بده سکس
واقعی چیه؟
چیکار
می‌کنی؟!
کیااا
اوه…
س-سالمی، مدیر؟
اوه…
ای…
خوبه~ حالا
شروع کنیم؟
ها؟
بلند شو! داری
چیکار می‌کنی؟!
فکر
کردی چی؟ دارم
خودمو فدا می‌کنم
تا بهت سکس یاد
بدم!
دخترا همیشه ضرر
می‌کنن، پسرا همیشه
دست بالا رو دارن!
این چه
منطقیه…؟!
خدایا~ جین‌یونگ ما
چقدر خجالتیه، ها؟
چقدر بامزه~
آخ، جدی!!
من دیروز به
دنیا نیومدم! منم وقتی
عصبانی شم ترسناکم!!
هاق؟!
عجب~ پس جین‌یونگ
ما اینم بلده؟
انگار بلد
نیستم!
نه~ فقط ورز دادن
سینهٔ زن نیست~
روی نقطه
تمرکز کن~
ن-نقطه…؟
این~ همین
چیزی که جلوت…
م-منظورت
اینه؟
هه‌ننغ!
هاا…
آره، همین… ولی زیاد
فشار نده… آروم~
ای-اینجوری؟
هاا، هاا. آره…
همین‌جوری.
آه… پس سینهٔ
واقعی این‌جوری
حس می‌شه…
تا حالا این
قیافه‌شو ندیده
بودم.
آه… آه…
جین‌یونگ…
پس اینجا
چی؟
هه‌نغ؟!
ن-نه، اونجا نه…
داری تند می‌ری…
واو، دقیقاً مثل پورن
داره خیس می‌شه!
آآنغ~ آغغ~
آه… می‌خوام
بذارمش تو! می‌خوام تو
کسش ارضا شم!
بالاخره
دارم از تنهایی ابدی
در میام؟
یه دانهیل ۶
میلی‌گرم بده!
بله…! خوش
اومدید!
بازی
دروازه‌بان
م-من می‌رم!
خداحافظ…!!
اوه…
ب-باشه،
ها، خدایا…
تو نازی.
پرداخت انجام شد~
از فروشگاه بفرست، تو
فروشگاه تحویل بگیر
خداحافظ~
ولی،
اون داره با خواهرش
سکس می‌کنه؟ جدی؟؟
آه~ پسرم،
برگشتی؟ شام نخوردی،
مگه نه؟
آه… بله، برگشتم…
هوف~ خدا رو شکر.
همه برگشتن خو…
برگشتی،
اوپای فراری؟
آی! تو…
خونه بودی؟
دررو
دررو
دررو
چرا این‌جوری
صداش می‌زنی؟
یعنی چی؟
هر وقت
منو می‌بینه در می‌ره.
معلومه یه غلطی
کرده!
هنوز سر دفتر خاطراتت
شاکی‌ای؟ خدایا~ معلومه
ممکنه ببینتش.
پس انصافه
اونم مال خودشو
نشونم بده!
آه، چرا همیشه
طرف اونو می‌گیری؟
من دخترتم~!
وای تو. چطور این
حرفو می‌زنی؟!
من…
خسته‌ام…
می‌رم اتاقم استراحت
کنم.
چرا؟
شام چی؟
من قبلاً خوردم،
مشکلی نیست.
مطمئنی؟ پس
استراحت کن، هر وقت
گشنه شدی بگو.
باشه…
آه…
خونهٔ راحتم الان شده
تخته‌میخ…
همه‌ش تقصیر
اون بام بی‌شعوره که هی از
سکس حرف می‌زنه…
هوم؟
اوه؟ درتو
قفل نکردی؟
برای من باز
گذاشتیش؟
گندش بزنن!
بازش گذاشتی که مال
خودتو نشونم بدی؟
می‌تونم الان
ببینمش؟ کیرت رو؟
هی! داری چی
می‌گی؟ مامان و
بابا بیرونن!
کی اهمیت می‌ده،
فقط یه نگاه می‌ندازم.
هیچ‌کس
چیزی نمی‌گه.
داری…
هه‌نغ! ولی تو مال منو
دیدی، اوپا! من به هیچ‌کس
نشونش ندادم…
م-من حتی ازدواج
نکردم یا دوست‌پسر
نداشتم. حالا دارم
از برادرم می‌خوام
نشونم بده…
اگه دوست‌پسرم
یا شوهرم بفهمه… چقدر
ناامید می‌شه… هغ…
حتی ممکنه
طلاق بگیرم…!
هق…
بام…
ولی چرا این حرفا رو در حالی
می‌زنی که داری می‌خزی جلو؟
ها؟
چیش!
لو رفتم؟
کیرتو بده
به من!
اینو از کجا
یاد گرفتی؟!
گفتم
بده به من!! در
بیار…!
بام! خواهرتو
اذیت نکن بذار
استراحت کنه!!
فهمیدم! کاری به ما
نداشته باش، مامان!
اگه ادامه بدی،
می‌رم با گریه همه‌چیزو
به مامان می‌گم.
که مال منو دیدی و
برام پورن فرستادی!
تو… رقت‌انگیزی…
دخترا همیشه
ضرر می‌کنن، پسرا همیشه
دست بالا رو دارن~
باشه!
خوب نگاهش کن!
ضررکننده تو هستی، نه من.
این‌قدر
یهو؟ تسلیم
می‌شی؟
آره~ هر غلطی
می‌خوای بکن، برام
مهم نیست.
واق…عاً؟
چی، حالا
که دیدیش
ترسیدی؟
نه… من…
اون…
نمی‌تونی
ادامه بدی؟
اگه
نمی‌تونی، خودم
درش بیارم؟
بیا!
بفرما!
حالا می‌تونی خوب
نگاهش کنی!!
ادامه دارد...سرراست بزرگترین مرجع
اختصاصی داستان های سکسی تصویری
درس های
محرمانه به خواهر
🐺Geralt🐺
*عجب دراماکویینیه...😂
🐺Geralt🐺
*حتی منم باورم
شد...کصکش! 🐺Geralt🐺
پایان

قسمت ۵ تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۲۰:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۴ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی درس های محرمانه به خواهر
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت