3
چییی
دیشب چه خبر شدههه؟
داف گیم نت
اروم باش
هیچی نیس
فقط روناش ... اون
رونای نرمش خوردن به کیرم
اول اروم
بلندشون میکنم
و میزارمشون اونور
اره موفق شدم ...
و خب خداروشکر
هنوز بیدار نشده
اگر اروم بلند شم...
و بدون اینکه بیدارش کنم
پاشم بزنم به چاک ...
یاخدااا
هوممم
نه بخدا نمیتونم من
شتتت
عاح
شاید باید هیمنطوری
بمونم و تا ابد پیشش باشم؟
شاید مینا ...
از روی قصد منو بغل
کرده
مینا !
ببین میتونم توضیح بدم !
نمیدونم چطوری ولی وقتی
بیدار شدم تو رو کنارم رو تخت
دیدم ...
عاح
ولی خدا شاهده دست بهت
نزدم .
کصشر نگو و اروم
شو بشینیم درست صحبت
کنیم
ها؟
اروم باشم ؟
یچیزی اون پایین سفت شده
بنظر میاد وضعیتت
جالب نیستا
میخوای چیکار کنی؟
عهههههه
ایخدا الان چیکار کنم
من ...
عاخ درسته مینا
میشه کمکم کنی
ارومش کنم
چیییی؟
اگر یچیزیو بزنی بهم
اروم میشه ...
شاید دردش بگیره و عین ادم
بگیره بخوابه
نه نه این -
آخخخ
کصکش منحرففففف
عایییی
مینا چیزه ...
میتونی بهم بگی
من چرا اینجام؟
دیشب من یه سری
برنامه ها داشتم و خب
میخواسم برم به بار
و یهو تو و یانگ سوهیو
دیدم
ولی تو خیلی مست بودی
و بعدشم که سوهی فرار کرد
و هیچیو گردن نگرفت
و خب منم مجبور شدم
تو رو بیارم تو خونم
آییی
اون یانگ سوهیه لعنتی
مستم کرد و بعدشم فرار
کرد ؟
به هر حال
با هم قراری چیزی میزارید؟
نمیزاری مگه نه؟
نه بخدا سیگنالم
میدونی منو سوهی ...
چطوری بگم اههه
اگر چیزیو اشتباه بگم
ممکنه باعث شم دچار سو تفاهم
شه ...
فقط رابطه مثل خواهر برادری
داریم
خواهر برادری؟
در واقع داشت پیله میشد
که براش آبجو بخرم و خب ...
اولین بار بود که منم
ابجو میخوردم
خب به هر حال هرچی بوده
تموم شده . دلیل دیگه ای نداره
ادامه بدی
خب فک کنم من باید
برم الان دیگه
کار هم هست و خلاصه که ...
وایسا من هنوز کامل
مداوا ات نکردم
میدونی ...
از دیشب تا الان
برات خیلی دردسر درست کردم
و خب واقعا باید
شوکه شده باشی
فک کنم سختت باشه از
الان ببینیم اره ؟
همچنین واسه کار کردن
هم شاید یکم پیشم اذیت شی
و خب باید درکت کنم ...
نه نه مشکلی نداره ها ...
ساعتای کاریمون رو طوری
فیکس میکنم که با هم
برخورد نداشته باشیم . شرمنده
چرا یهویی اخه ...
خب پس یکم استراحت
کن دیگه ...
وایسا ...
اههه
سرم درد میکنه
سلاملیکم من اومدم
هی یانگ سوهی
تو منو ول کردی و بعدشم
رفتی به کارای خودت رسیدی زن ؟
اه پس درباره دیشب می-گی
هاهاهاا
خب گوش بدههه
مممم
رییس وقتی که مست شدی
میخواسی کیرتو بهم نشون
بدی میدونی
چی ؟ من ؟
میدونی اولش گفتم به به
چه شانسی دارم من
ولی بعدش یکم خجالت کشیدم
و خب تصمیم گرفتم برم یکم
هوا بخورم و یکم اروم شم ولی بعدش ...
دیدم که رییس داره دوش به دوش
مینا حرکت میکنه
و خب فهمیدم که تو مینا
رو ترجیح دادی بهم
و منو واسه یه شبت
میخواسی فقط ...
بعدشم که با یه حس
افسردگی و سرخوردگی بد
اومدم خونه ام ...
نه ببین اینطوری نیس. ..
تازشم بهم گفتی کیرتو
نشونم میدی و خب من میخواسم
که ببینم ولی همونم نشد :(
پس یالا الان نشونم بدش
بدووووو
هااااا
چون اونجا تنهام گذاشتی
همه چیز با مینا بدتر شد
ببینم کاری کردیننن؟
نگو که ... باهاش خوابیدی؟
رفتی وقتی که مست بودی
اون دختر رو گول زدی و
باهاش -
هانبناکیبنگاب!
خفه شو ببینم الان همه
میفهمن !!!
اینطوری که فک میکنی
نیس
من مست بودم و خب
من رو بردش توی خونه
خودش و گفت بخوابم اونجا
همین ...
اها پس با هم خوابیدید
و کاری نکردید؟
الان چییی؟
پس رییس امشب
قراره بیاد تو خونه
منم بخوابه
چی میگی تو
نکنه دیوونه شدی؟
وایسا چطور میری خونه
مینا جونت ولی خونه من نمیای؟
بابا اینا چیه میگی عهههه
اتفاقی که با مینا
افتاد فقط یه تصادف بود
خب ؟
هممم!
یعنی راهی نیس؟
آیییی
میدونی رییس ...
بخوام باهات صادق باشم
یه چندشبه که یکی
هی مزاحمم میشه و میاد در
خونم و اطراف میپلکه
مز-مزاحمم ؟
اره شبا ارامش ندارم
بخاطر اون عوضی
تازه به پلیس هم
گفتم ولی بهم گفتن
که چیزی پیدا نکردن...
هاااا؟
میدونی من شنیدم که
ازین ادم بدا جدیدا خیلی
زیاد شده میدونی
پس میشه یه مدت
ریزیو خونه من بمونی؟
لطفاااا !
ایخدا ...
باشه باشه ...
ولی فقط برای یه مدت
کوتاه
مرسی ازت رییس جونمممم!
خب پس امشب قطعا ...
من را استرس فراوان
است ...
قراره رییس رو مال خودم کنم