…هی،
جینهو؟
میخواستم
ببینم سالم رسیدی
خونه یا نه. انگار خیلی
نوشیده بودی…
اوه، الو؟
ببخشید،
ولی جینهو الان
یهکم سرش شلوغه،
داره منو میکنه.
آه♥
بعداً دوباره
زنگ بزن!
یادگیری
به روش سخت
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
اوه.
قطع کرد.
دلم میخواست
بیشتر بشنوه♡
چیکار داری
میکنی؟
بده به من!
چرا؟ میخوای
دوباره بهش زنگ
بزنی توضیح بدی؟
هومف!
مشکلی ندارم
دوباره بهش
زنگ بزنی…
…ولی فکر
میکنی الان
وقتشه؟
من اصلاً
قصد ندارم
ولت کنم♡
بهتره گذشته
رو بذاری همونجا که
هست، نه؟
الو؟ یوبین، ببخشید—
چرا…
چرا…
چرا داری اینکارو
با من میکنی!!!!
آآآآآآههههه
اون تو دانشکدهٔ
منه!!
اگه تو دانشگاه
اوضاع خراب بشه
چیکار میکنی؟!
برای
همین…
آه♡
خب، من
الان دارم بهت سرویس
میدم…♡
من… آه♡… دارم
اجازه میدم همین بیرون
منو بکنی…
…پس چرا
برام مهم باشه که
با اون خراب بشه…
آآآه♡ …؟!
چرتوپرت نگو. خودت
بودی که میخواستی
همینجا باشه…
کییییا♡
…پس
اینطوری نشون نده
که داری به من لطف
میکنی!!!
آآه♡ آره،
همینجا… نوک
سینهها♡
با نوک انگشتات
بچرخونشون♡
کیرت
که بیرون از خونه
محکم میخوره
تو…
…خیلی
هیجانانگیزه،
عاشقشم♡
آه
من…
دارم ارضا
میشم… کست رو
سفت کن!!!
آآآآهههههه
آه…
آآه…
هاا
هاا
هاا
هااا…
آ—
آ—
اوف… سرما
خوردم؟
لخت بیرون
عرق کردم. حتی با
اینکه بهاره، هنوز
هوا سرده…
حتی اگه تقصیر
مشروب بود، فکر نمیکردم
یهوقت بیرون از خونه
اینکارو بکنم…
چرا من همش
دارم دنبال یهجین
کشیده میشم؟!
جینهو،
اونجا چیکار
میکنی؟
آخ!
این صدای
یوبینه!
س-سلام،
یوبین.
کلاسات
تموم شد؟
با اینکه توضیح
دادم اون ماجرا فقط
یه شوخی بود…
یوبین.
چه یوبین
دربارهٔ اون تماس.
ببخشید. اون فقط
شوخطبعیش گل کرده بود.
میدونی که
واقعی نبود، نه؟
میدونم.
تو آدم اینکارا نیستی.
نگران نباش. فردا تو
دانشگاه میبینمت.
…یعنی انگار اصلاً
اتفاق نیفتاده… چقدر
عذاب وجدان دارم!
…آره، تازه آخرین
کلاسمو تموم کردم.
نمایندهٔ دانشکده میخواست
یه چیزی ازت بپرسم.
چیه؟
امتی*
این جمعهست،
میخواست بدونه
میای یا نه.
آه، اون.
*امتی (دورهٔ عضویت): معمولاً یه سفر
دو روزه برای دانشجوهاست؛ یه دورهٔ آزاد که
دانشجوها با همرشتهایها یا همگروهیهاشون،
اغلب جایی دورافتاده، وقت میگذرونن.
باز یادم رفت!!
جمعه کلاس
خصوصی دارم،
پس فکر نکنم—
…نه، بهش
بگو من هستم! بد
نیست یهکم هوای
تازه بخورم…
هاها.
آره! امتی
بهونهای میشه که
کلاس خصوصی رو
بپیچونم!
اومدی؟
لیم یهجین…
بیا منو لیس
بزن، و وقتی خیس
شدم بکنش تو
اون منو
یه دیلدوی شخصی
میدونه که همیشه
در دسترسه.
اینبار نشونش
میدم که هر وقت اون
بخواد، من در خدمتش
نیستم!
…باشه.
پیام رسید.
فکر کنم اینبار
باید برم…
…چون تو
داری میری.
ای-این
یعنی چی؟
یعنی
میخواد بره چون…
من میرم؟
نه، نه، این
نمیشه.
وای، ببین کی اومده.
جینهو! ما هیچوقت تو رو
تو این برنامهها نمیبینیم.
ولی یوبین چی؟
رفیق، باید کارت رو
درست انجام بدی.
احتمالاً چون
اگه اون نره این
اتفاق میافته…
خب، بیخیال،
الکی بزرگش نکنیم.
بریم فقط خوش
بگذرونیم…!
وای!
این منظره
رو ببین!
چرا وسایلمون رو تو
اتاقها نمیذاریم…
و تا شام کنار
آب بازی نکنیم؟
باشه!
آه، چقدر خوبه.
هر چند
وقت یهبار آدم
استراحت کنه بد
نیست…
تو نمیخوای
بهشون ملحق
بشی؟
ها؟!
بیا، از مغازه
گرفتم.
اوه… نه.
نمیخوام لباسام
خیس بشه…
…آهان.
حتی صدای اومدنش
رو هم نشنیدم!
یعنی،
دلم میخواد
برم…
…ولی…
…فقط
فکر کردن به اینکه
بین دخترا بازی
کنم…
…استرسم
میده…!
راستی، اون
دختر، یهجین…
…انگار برای یه شاگرد
هیچ حد و مرزی نداره.
علاوه بر اون
تماس تلفنی…
…انگار اصلاً
بهت بهعنوان معلم
احترام نمیذاره.
و حسم
میگه شما
دوتا...
اشتباه
میکنم؟
اوه… هاها.
ر-راستش…
…اون
تو دبیرستان زور
میگفت بهم، یعنی
همکلاسیم بود!
شوخطبعیش
عوض نشده… در
هر حال، ما هیچی،
نیستیم!
هوم… آهان.
یعنی،
خوشحالم…
…که شما دوتا
هیچی نیستید…!
چ-
این
یعنی…
چی— آخ؟!؟!
هی،
جینهو، یوبین!
شما دوتا چیکار
میکنید؟
شما هم
باید خیس
بشید!
اوف،
بچهبازی درنیارید…
ما دیگه دبیرستانی
نیستیم.
هاها، بگیرش!
یوبین،
حالت
خوبه—
ادامه دارد...ترجمه
اختصاصی سایت سرراست
