یادگیری به روش سخت قسمت ۷ از ۷۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
گوش کنید،
همه!
به جشن شروع
ترم خوش اومدین!
هووورا!!!
چطور
شد که…
…کار به اینجا
کشید…؟
یادگیری به روش سخت
ترجمه اختصاصی سایت سرراست
گرالت
-حدود ۳۰
دقیقه پیش-
…ها؟
ی-یه‌جین؟!
تو اینجا چیکار
می‌کنی…؟
بعد از کلاس
داشتم می‌رفتم
خونه.
آموزشگاه همین محله‌ست.
حالا.
هومم…
داری
با دوست‌دخترت
قرار می‌ذاری؟
نمی‌دونستم هان
کوچولو این‌قدر
تیپ می‌زنه!
چ-چی
داری می‌گی؟
یوبین فقط یه دوست
هم‌دانشگاهیه…!
فقط داشتیم با
هم می‌رفتیم جشن
استقبال!
آره؟ خب،
یهو آب سرد ریخت
رو همه‌چی.
ولی منطقیه. معلومه
تو دوست‌دختر نداری.
این دخترهٔ…!
…جین‌هو،
این کیه؟
ها؟!
آه، اون… همون
شاگردیه که داشتیم
راجع‌بهش حرف
می‌زدیم!
آه، شاگرد جدیدت؟
که این‌طور…
معلومه کار سختی
در پیش داری.
بیا دیگه، سلام
کردی، بریم.
چی؟!
هی،
هی! هان! صبر
کن!
این مهمونی
مشروب هم داره؟!
اگه داره…
…منم…
…می‌خوام بیام♡
هنوز
نمی‌فهمم…
…چرا کار به
اینجا رسید!!
نمایندهٔ دانشجویان
دانشکده با اون دلبری‌هاش
گول خورد…
یه شات دیگه، اوپا؟*♡
او-اوپا؟!
…و اجازه داد
یه غریبه هم بیاد
تو جشن.
*اوپا: لقبی که دخترا برای خطاب
به برادر بزرگ‌تر یا مردهای بزرگ‌تر
از خودشون به کار می‌برن.
…هوم؟ جشن
دانشگاه S؟
فکر می‌کردم
مامان یه‌جین جلوش
رو می‌گیره…
آقای هان، تو رو
خدا شما ببرشش!!
…ولی اون
کاملاً از این قضیه
خوشحال بود…!
هی، جین‌هو!
ها؟
چرا این‌قدر
افسرده‌ای؟
این
که حال‌وحوصلهٔ
جشن نیست.
آه… سلام،
یوبین.
تقصیر منم
هست؟ کی فکرش
رو می‌کرد-
ییییپی!!!
داری خوش
می‌گذرونی؟
وای، نگران
بودم چون مهمونی
دانشگاه S بود،
ولی همه اینجا این‌قدر
خوش‌برخوردن!
بیام همین‌جا
انتقالی بگیرم؟
مگه
می‌شه همین‌طوری
انتقالی گرفت!
ولم کن…
یوبین داره
می‌بینه!
ها؟
آه، فهمیدم!
نمی‌خوای
جلوی «یوبین» این
کارو بکنی؟
پس واقعاً دوستش
داری، نه؟ هه…
ب-بهت
گفتم که این‌طوری
نیست…!
هاهاها!
باشه، باشه.
من می‌رم
دستشویی. شما دوتا
خوش بگذرونید.
اوف، این جنده.
چرا
باید این حرفو می‌زد
و همه‌چی رو خراب
می‌کرد؟!
یعنی…
…اگه واقعاً
«این‌طوری» هم باشه،
برام مهم نیست.
چی؟!
چی براش
مهم نیست؟
که من
دوستش دارم؟
منظورش این
بود؟
این‌که
دوستش ندارم که
نیست، ولی…
ها؟
پیام از
یه‌جینه…
تو دستشویی
گیر کرده یا چی؟
لیم یه‌جین
ذخیره کردن*
برات.
سورپرایز آوردم ؛) خخخ
…چی شده،
جین‌هو؟
یکی چیز عجیبی
برات فرستاده؟
این…
این…
این…
ه-هیچی
نیست!
آخخخ! خیلی وقت
بود این‌قدر خوش
نگذرونده بودم
این
روزا نتونستم مشروب
بخورم، ولی امروز
حالمو جا آورد!
حالا… این که
غافلگیرکننده‌ست.
می‌خواستی منو
برسونی خونه.
مردی مگه؟
م-مامانت ازم
خواست!!
خدایا…
شکر امروز
هیچی نشد.
دیگه هیچ‌وقت این
کارو نکن، باشه؟
چرا این‌قدر برای
یه جشن کوچیک گیر
می‌دی؟ خسیسی!
اون نه!
…یعنی اونم
آره، درسته!
منظورم
اون عکسیه که تو
دستشویی گرفتی!
چرا این‌قدر شوکه
شدی؟ می‌تونم ببینم؟
یوبین
دقیقاً جلوی من
بود. ممکن بود
ببینه!
آه، فهمیدم،
فهمیدم.
پس واقعاً
برات مهمه!
چی…؟!
اون که انگار بدش
نیومد. چرا یه تکونی
به خودت نمی‌دی؟
شاید شانست
هم بزنه. هه
چی! اون
این‌جور دختری
نیست!
هومف،
چرا این‌قدر
ازش طرفداری
می‌کنه…!
آها، واقعاً؟
پس…
…هنوز
یکی از اینا ازش
نگرفتی؟
ها؟ این
چیه؟
یادم رفت
تو دستشویی
بپوشمش.
خب؟ هنوز
گرمه، نه؟
یه کوچهٔ
باریک…
…همین نزدیکی
هست که کسی
ازش رد نمی‌شه.
دوست داری…
…کمکم کنی
دوباره بپوشمش؟
م-مطمئنی
کسی از اینجا رد
نمی‌شه؟
گفتم
که، آره!
خب… آه،
نگران نباش…
آه
هااااا
…و ادامه
بده… آه♡
…چرا باز
خودمو…
…تو این وضعیت
می‌بینم؟!؟!
نمی‌دونم تقصیر
مشروبه…
هااااه♡
…یا
ماجرای امروز
با یوبین…
…ولی امروز
واقعاً…
…می‌خوام
سکس کنم!!
حتی اگه
همین‌جا مجبور
باشم!!
این وضعیت
هم… دوست
دارم♡
این‌که
کیرت وارد من
می‌شه…
…و مدام
عمیق تو من
فشار می‌آره…
…کاملاً
عالیه
ها
هاااا…!
آه، این‌قدر
تنگه که انگار داره
منو می‌کشه تو.
نمی‌تونم جلوی
تکون‌خوردنم رو بگیر-؟!
لعنتی…
تازه داشت خوب
می‌شد. کی زنگ
می‌زنه؟ بده!
ها؟ ه-هی!
هی، پسش بده…!
چه یوبین
برای پاسخ بکشید
ادامه دارد...ترجمه
اختصاصی سایت سرراست
قسمت هفتم
ببخشید؟!
ترسوندیم.
چی گفتی؟
آخخخ!
پایان

قسمت ۷ تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۰۹:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یادگیری به روش سخت
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت