یادگیری به روش سخت قسمت ۵ از ۵۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
قبول شدم…
…توی تست
بارداری♡
تو قراره کامل
مسئولیتش رو قبول
کنی، نه؟
بابایی♡
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
«یاد گرفتن به
روش سخت»
ح-حامله؟!؟!
خب، من
واقعاً داخلش ارضا
شدم، ولی…!
بابا شدن تو
این سن…؟!
قسط خونه… وام… خرج
بزرگ کردن بچه… پایان
زندگی که می‌شناختم…
پوف!
هاهاها!
گرفتمت!
خنگول!
این یه کیت
تست قلابیه که
خودم خریدم!
احمق! فقط چند روزه
که با هم سکس کردیم،
مگه نتیجهٔ تست همین
الان معلوم می‌شه؟
مطمئنی دانشجوی
دانشگاه S هستی؟
ج-جنده…!
این‌ها رو از
کجا آورده‌ای؟!
خواستن
توانستن است.
به‌هرحال، این باید
باعث بشه دفعهٔ دیگه قبل
از اینکه داخلم ارضا بشی،
دو باره فکر کنی.
راستی…
…یه
چیزی…
…آماده کردم؛ یه
وسیلهٔ جادویی که هر چند
بار هم سکس کنیم جلوی
این فاجعه رو می‌گیره.
ا-اینا…
ک-کاندومه؟
آره،
کاندوم!♡
از سوپرمارکت
خریدمشون.
قراره هر وقت می‌آی این
کارو بکنیم، یادت هست؟
پس بیا،
درش بیار!
ص-صبر کن!
امروز اولین
روز کلاسه!
بعدش س-
بعدش این کارو
می‌کنیم!!!
چی؟!
من میخوام بهت
بدم، تو می‌خوای
درس بخونی؟!
مشکلت چیه؟!
بهت
گفتم، اخراج
می‌شم! کتابت
رو دربیار!
توی این
حالت فعل «بودن»
می‌شه…
مجهول…
مفعول و
فاعل…
با «اگر…»
حالا این
ده تا سؤال رو
حل کن.
هر وقت سؤالی
داشتی ازم بپرس.
اَه، چه
بازنده‌ای!
بیا سکس کنیم،
خواهش می‌کنم!
نمی‌خوام
التماس کنم. من
هم غرورم دارم.
هوم! بهت
گفتم صبر کن!
چطور این بازنده
رو به التماس
بندازم…؟
آها!
آقای هان، می‌شه این
جمله رو توضیح بدید؟
هوم؟ کدوم؟
همین یکی،
اینجا…
هوم! توی این
حالت… «بر» حرف
اضافه‌ست، پس…
سینه‌هاش
چقدر بزرگه و این‌قدر
تکون می‌خوره!
چی؟ حرف
اضافه؟
کجاست؟
بذار از اینجا
نگاهش کنم♡
از اونجا
نمی‌بینم.
خب،
کجاست؟
اینجا؟ یا اینجا؟
موهات مدام
قلقلکم می‌ده…
می‌شه یه‌کم دورتر
بشینی؟
اوه، واقعاً؟
ببخشید،
تقصیر من
بود. پس…
…اگه این‌طوری
ببندمش…
…دیگه اذیتت
نمی‌کنه، نه؟
اَه…
ر-راستی…
…این وضعیت
خیلی خنده‌داره.
دختری
که توی دبیرستان
حتی نمی‌تونستم
به چشماش نگاه
کنم…
…این‌قدر نزدیکم
نشسته…
…که می‌تونم
حس کنم…
…هر نفسش رو!
اَه… این‌قدر
نزدیکه که…
…حتی یه
بوی خوبی هم ازش
می‌آد. و همین اذیتم
می‌کنه…
هی، هان!
ها؟!؟!
چ-چی… چی
شده؟!
خودکارم
افتاد.
رفت
اون‌طرف. می‌شه
برام بیاریش؟
…می‌دونی،
دست‌هات الکی
اونجا نیستن!
من دارم این
مسئله رو حل می‌کنم.
خودت بیارش!
ب-باشه، پس
با پاک‌کن نزن تو
چشمم!!
اَه
ولی اخلاقش
اصلاً عوض
نشده…
ظاهرش
قشنگه ولی باطنش
دقیقاً برعکسه.
چی شده؟
بیا دیگه،
برام بیارش! بدون اون
نمیتونم بنویسم!
یا شایدم…
…اون پایین چیز
جالب‌تری پیدا کردی…؟
هوم؟
نغ
آآآه…
آآه♡
آه، لعنتی…
آره…
همین‌جا♡
با زبونت
بچرخونش…♡
ها! داشت چقدر ادا
اطوار درمی‌آورد…
…ولی الان مثل
یه سگ هوس‌باز
شده♡
آه! یه
هفته‌ست که
برام این کارو
نکرده.
لعنتی، چقدر
خوبه!!♡
آخ…
تا می‌تونستم
مقاومت
کردم…
…ولی بازم
همین‌جام!!!
هیچ شانسی
نداشتم…
…وقتی
این‌طوری شهوتش
رو می‌زنه تو صورت
آدم…!
اِ…
هی…
هوم؟ چی♡
اِ… می‌شه
س-سینه‌هات رو
لمس کنم؟
هومم؟
پس داشتی به اینا
نگاه می‌کردی؟
فکر کردم
یه چیزی روی
پیرهنمه…
…ولی
کوچولوی من…
…فقط یه مزه از
اینا می‌خواست♡
وای…
بدون سوتین
بزرگ‌تر شدن…!
شکلش…
…و اون بوی
شیرین شیری…
غرایزم رو تحریک
می‌کنه…
…که
بمکمشون!!
ننغ…؟!
نغ…
هنغ…
آه… ننغ!
آآآه…
هااا♡
این… چیه؟
هنغ
آه
هااا
وقتی یکی
دیگه نوک سینه‌هام
رو لمس می‌کنه
خیلی بهتره♡
فقط همین
که سینه‌هام رو
می‌مکه…
…کوسم
رو این‌قدر خیس
کرده♡
ب-بس
کن!!
تا کی می‌خوای
مثل بچه سینه‌هام
رو بمکی؟!
دیگه
بسه…
…پس دیگه بذارش
تو کوسم…!
اولین بارمه که ازش
استفاده می‌کنم…
هی، درست
گذاشتیش،
نه؟
ها؟ آره…
احتمالاً؟
ب-به‌هرحال،
دارم می‌رم…!
آآآآآه هههههه
تق تق
یه‌جین،
برای تو و آقای
هان نوشیدنی
آوردم.
ادامه دارد...سرراست بزرگترین مرجع
اختصاصی داستان های سکسی تصویری
قسمت5
پایان

قسمت ۵ تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۳ ساعت بعد

فردا ۰۹:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها
برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یادگیری به روش سخت
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت