آخخخ…
باز یه روز دیگه
تدریس…
آخ، نمیخوام
برم…
کی فکرشو
میکرد…
…که شاگرد
جدیدم…
…همون
قلدر دبیرستانم
باشه!!
و اینکه
همونجا…
…با اون
خوابیدم…!
اون لحظه…
…انگار یا باید
غرق میشدم یا
شنا میکردم.
ولی اصلاً فکرشو
نمیکردم کار به
اینجا برسه…!
یادگیری به روش سخت
ترجمه اختصاصی سایت سرراست
گرالت
وای خدا…!!
ها!
هانگ…؟!
یعنی، جو
گیر شدم…
…ولی
مگه میتونم
این کارو…
…با یکی از
شاگردام بکنم؟
بگا رفتم!
معلم خصوصی دوچهره از کنکوری
درماندهٔ بار سوم ، سوءاستفاده میکند
<بازداشت مظنون، آقای هان>
عقل از سرم
پریده بود! دیگه
هیچوقت نمیتونم
جبرانش کنم!
چ-چیکار
کنم؟! اول باید
مدرک(؟) رو از بین
ببرم…
نه، من چم
شده؟!
ممم…
…هی، هان!
ب-بله،
خانم؟!؟!؟!
دستمال
مرطوبهای روی
میز رو بیار.
…داره
همهش میریزه
بیرون، احمق!
همینجا
وایسادی؟! زودباش!
پنجرهها رو هم باز
کن هوا بخوره!
اوه…
چشم!
خداحافظ،
زندگی موفق…
پس این آخرشه،
عمر تدریس من…
…خب.
هفتهای
چند بار…
…میای؟
پس خودت
میای
بیام؟ کجا؟
میخوای تو زندان به
دیدنم بیای؟
اون نه، خنگول!
مگه نیومدی
بهم درس بدی؟
هفتهای دو
بار بیا، باشه؟
این جنده کلاً
عقلشو از دست
داده…؟
یعنی، میتونم…
ولی مگه میشه؟
با دو شرط.
«شرط؟»
اول،
من اصلاً حال درس
خوندن ندارم.
این کلاس
خصوصی کلاً
فکر مامانمه.
پس…
ممنون،
آقای هان!
…بیا فقط وقت
بگذرونیم.
خواهش میکنم.
باید
داستانمون رو
یهجور بچینیم.
تو پول راحت
درمیاری، منم درس
نمیخونم.
همهش به نفع
هر دومونه.
میفهمم چی
میخوای… ولی نمیتونم
این کارو بکنم…
چی؟!
چرا نه؟!
میترسی وجدانت
اذیتت کنه؟!
این به نفع هر
دومون نیست…
نه…
اگه نمرههاتو بالا
نبرم، اخراج میشم…
آهان.
چرا یه
معلم دیگه پیدا
نمیکنی…؟
مطمئنم تو
هم از من راحت
یاد نمیگیری.
بیخیال!
میتونم معرفیت
کنم به سانبیم!
*سانبی: لقبی برای خطاب به
بزرگترها یا همردههای بالاتر
در محیط کار یا مدرسه.
اونم تدریس
میکنه. معلم
خیلی خوبیه!!
هوم… به این
فکر نکرده بودم.
اوف! ولی
من نمیخوام درس
بخونم!
وقتی بقیه
اخراج میشدن برام
مهم نبود…
…ولی نمیخوام
این یکی بره…
لذتش با ویبراتورم
قابل مقایسه نبود.
هنوز اون پایین
تیر میکشه…!
و رام کردنش
هم راحته…!
ب-باشه،
درس میخونم.
راضی شدی؟
تلاشمو میکنم.
چطوره؟
باورت نمیکنم…
…واقعاً؟
واقعاً!!!
چرا اینجوری
نگاهم میکنی؟!
درس
میخونم…
ولی!
شرط دومم.
هر وقت اومدی، این
کارو میکنیم. باشه؟
…«این
کار» چیه؟
من از کجا بفهمم این
ضمیر به چی اشاره داره؟
میگم سکس،
خنگول!!!!!!
برای یه بازنده،
اون چیزت
بد نیست.
پس میخوام
دیلدوی شخصیم
بشی.
نباید شکرگزار
باشی؟!
این جنده
چه نقشهای
داره…؟
آه، ولی…
این که…
اگه قبول
نکنی…
…به مامانم
میگم که بهم
حمله کردی…!
معلم خوب،
اما در عین
حال یه درنده؟
به محض اینکه
خبرش پخش شه،
کارت تمومه!
من…
…انجامش میدم!
باشه…!
شرایط و قوانین
لیم یهجین
هان جینهو
درس بخون
جندهبازی کن
…پس نتیجه
این شد.
هنوز
نفهمیدم چرا
اون پیشنهاد رو
داد…
بههرحال
قبول کردم،
پس باید
برم…
سلام،
آقای هان.
دقیقاً سر
وقت اومدی.
امروز خیلی گرم
نیست؟ یه نوشیدنی
خنک نمیخوری؟
ن-نه،
ممنون. یهجین
کجاست؟
توی اتاقشه.
بهش گفتم بیاد
پایین سلام کنه ولی
گوش نکرد.
آه، که
اینطور…
ولی تو از بقیه
معلمها بهتری،
میدونی.
برای بقیه هیچوقت
خونه نبود…
دلم میخواد
بدونم از چی خوشش
اومد که اینقدر همکاری
میکنه.
خیلی
سختگیره…
خ-خانم؟!
چرا نریم
اتاق من؟
یهجین همهچیزو
بهم گفت
میتونی وقت
بذاری و به منم
نشون بدی♡
هانگ
آهخ…!
ها♡ آقای
هان…
آه- آآه.
هانگ
آه♡
هانگ… آه،
خانم…!
چطوره،
آقای هان؟
باسنم
بهتر از یهجین
تکون میخوره،
نه؟
ها…
هانگ!
میذارم کارهای
کثیفترم بکنی…
هااا
آهخ
…اگه یهجین رو
بندازی دانشگاه.
باشه،
آقای هان؟
آقای هان♡
…هان.
…آقای هان!
چی شده؟ یهکم
گیج زده بودی…
هان؟
ا-اوه، هیچی!
هیچی نیست!
اون هیچی از
اون روز نمیدونه،
مگه نه؟
این عذاب
وجدان دست از سرم
برنمیداره!
یهجین! آقای
هان اینجاست.
درو باز کن.
وای، خدای من.
یادم رفته بود که
اتاق ضدصداست.
احتمالاً صدای در زدن
رو شنیده. برو تو.
آه، باشه.
هی، یهجین.
اینجایی؟
دارم… میام تو…!
چیکار داره
میکنه؟
اونجا چیکار
میکنی؟ بیا اینجا،
شروع کنیم.
من… دیروز
آزمون دادم.
میتونی نتیجهشو
نگاه کنی؟
چی، امتحان سر
کلاس داشتی؟
بخشی از کلاس
آمادگی کنکور بود؟
بذار ببینم چقدر
گند زدی…
قبول شدم…
ادامه دارد...ترجمه
اختصاصی سایت سرراست
…توی تست
بارداری
قسمت 4