اپ هیپنوتیزم
فیک بود
قسمت ۱
ها…
آآآ
هی، اسکار.
میشه موقع ماساژ
شونههام اون صداهای
عجیب رو درنیاری؟
من… فقط عاشق
اربابم بودم…
اسکار.
بله، ببخشید…
هاااه
ماساژ کمر همینجا
بسّه، اسکار.
آه…. ب-بله!!!
اسکار، آب.
آه…! ب-بله!!
آب رو آوردم، ار…
باب…؟!!
آی…
حالت خوبه؟
بله، ببخشید ارباب….
به تو کاری ندارم. پایین
رو نگاه کن، اسکار.
آب نریخت روی
بدن نازنین اربابت؟
ب-ببخشید ارباب…
مجازات من…
درسته، باید تنبیهت
کنم، ولی این بار رحم میکنم
و یه شانس دیگه میدم.
بیا، اگه با دهنت پاهای خیس
منو سرویس کنی، میبخشمت.
حتی اگه اربابمی، این کار
با پاهات… داوطلبانه…
یه کم سخته…
اوه…؟
چی گفتی، اسکار؟
شهوت: در
حال بارگذاری…
حالا اسکار بردهایه
که خیلی دلش میخواد
پاهام رو لیس بزنه.
فهمیدی؟
…بله؟
حالا چی میگی؟ دوباره
چی هستی، اسکار؟
اِهِک… من…
به پاهای ارباب، من…
میخوام… اِهک؟
آفرین، داری خوب
پیش میری، اسکار.
م-من…!!
من یه بردهٔ پستام
که خیلی پاهای اربابم
رو میخوام!!!
اسکار
ریت!!
آره، حالا
میتونی داشته
باشیش.
ممنون!!
خیلی خوبه،
اسکار!
اسکار ریت که
همیشه ادای نجیب
ها رو درمیاره،
فکر نمیکردم جلوی من
اینقدر هرزهگیشو نشون بده!!
آه… سخته نخندم…
خب، قبلاً فکرشم
نمیکردم این اتفاق بیفته،
ولی حالا این «اپ
هیپنوتیزم» رو دارم…!!
شهوت: در حال بارگذاری….
اب هیپنوتیزم فیک بود! ترجمه
اختصاصی سایت سرراست
اپ هیپنوتیزم
همونطور که از اسمش
پیداست، اپیه که باهاش
یکی رو هیپنوتیزم میکنی
و هر کاری بخوای میکنه.
خوشش بیاد یا نه، هر
جور آدمی که باشه،
چی، داری منو میکنی…؟
چی چرت میگی؟
چرا باید با
یه نرد مثل تو این
کارو بکنم…؟
تا وقتی از این اپ
هیپنوتیزم استفاده
کنی، مهم نیست.
کصکش… به خاطر آزار
جنسی گزارشت میکنم…
اوه؟
هااا!!
ارباب…
خیلی ت-تند
میری… یه کم…
آرومتر لطفاً…
ه-همونجا…
ه-همونجا…!
هااااه
آآآ
وه
من…! تو
من…! تو
من بریز!
یه زن رو اینجوری
درآوردن راحته.
هر کاری دلت بخواد
میتونی باهاشون بکنی.
آه…
ه-همونجا…
ه-همونجا…!
ولی اپ هیپنوتیزم
اینجوری استفاده نمیشه…
این نویسنده
هیچی حالیش
نیست…
اگه قهرمان
زن اینقدر راحت بیفته،
دیگه حال نمیده…
بعد از اینکه تا میتونن
آزارش بدن و تحقیرش کنن،
باید با اپ هیپنوتیزم
کمکم بکننش یه
هرزهٔ لذتطلب…
اسم من
«پاستور»ه.
هر وقت بیکارم، معمولاً
وقتم رو میذارم پای
کارتونهای هیپنوتیزم،
تازه،
عضو یه گروهم به
اسم [تلهٔ دروغگوها]
مثل اونا، منم
یه «بیدارشده» با
تواناییهای خاص.
البته، من یک درجه F هستم، از
همه پایینتر، و وقتی صحبت از حمله
به سیاهچالها میشود، بیفایدهام.
برای همین حالا اینجا
تو مقر تنزل رتبه خوردم
که کارای دمدستی بکنم.
اینجوری هیولای توی
سیاهچال رو زدم زمین!
آه! دیروز هم که به یه
سیاهچال حمله میکردم…
ولی یه چیز منو از
بیدارشدههای معمولی
کلاس اف جدا میکنه،
و اون اینه که یه «اپ
هیپنوتیزم» واقعی دارم.
برای همین دارم مطالب
رو مرور میکنم،
دارم فکر میکنم امروز
چه جور هیپنوتیزمی
بکنم…
کصکش، کیه؟!
چی؟
آه… تویی…
اسم این زن وقیح
«اسکار ریت»ه.
بیدارشدهٔ کلاس اس
از خانوادهٔ ریت، که به
کنترل آتش معروفن.
پس بهعنوان وارث
خانوادهش، تواناییش
به وحشیگری
بدنامش معروفه
شعلهای خشن داره که دشمن
و غیر دشمن نمیشناسه،
خلاصه، نخبهایه که
خیلی زود کلاس
اس شناخته شد.
و ما بیست ساله دوستیم،
از یه جایی به بعد، به جای
حرف زدن، منو نادیده میگیره
و میگه ما «دوستایی
هستیم که یه کم
همدیگه رو میشناسیم».
برعکس من که الان کارای دمدستی
میکنم، اون به خاطر تواناییهای
فوقالعادهش شناخته شده.
و با این استعداد،
شد سرگروه تیم
۱ تلهٔ دروغگوها.
آخ!!
حرومزاده، چرا
کار نمیکنی؟
آخ!! الان
وقت ناهاره!!
یه کلاس اف مثل تو
چطور استراحت میکنه؟
آخ!!!
تازه، فقط چون
بیدارشدهٔ کلاس افام واقعاً
تحقیرم میکنی…
این چیه؟
این چه سایت
انیمیشنیه؟
چ-چرا… داری
گوشی یکی دیگه رو
نگاه میکنی؟!!!
وای، تو از
اینا میبینی؟
چی؟ اپ
هیپنوتیزم؟!!
هاااخ
ارباب، خیلی تند
نمیری؟
ه-همونجا…
ه-همونجا…!
وای هاهااا
واقعاً خوب منو
میخندونی~
آه… واقعاً… اینقدر
میخندم چون دقیقاً
خود خودتی هاهاهاااا
ببخشید هاهاهاااا
این واقعاً بهت میاد…
این واقعاً
منحرفه…
پس داشتی سعی میکردی بقیه
رو هیپنوتیزم کنی، پاستور؟
ببین، واقعاً منحرفه~ با همین
فکر بهمون نگاه میکرده؟
مریضه، نباید
گزارشش کنیم؟
کسبوکار خوب، خرید
درونبرنامهای داره
♡ حتی احمقها هم
میدونن: اپ هیپنوتیزم
نصب
بیا، یه هدیه.
امروز با این خوش
بگذرون~ پاستور!
اسکار ریت…
اشتباه کردی…
امشب، با همین
اپ هیپنوتیزمی
که نادیده گرفتم…
میکنمت «دستیار
سقوطکرده»ی خودم
هااا-
هِک
ن-نه
سینههام…
هااانگ
همیشه
این جورابشلواری سکسی رو
پوشیدی، نکنه تصمیم گرفتی
یه پسر رو اغوا کنی؟
گروه اینو بهم داده…
با این سینهها،
چقدر طول کشید ارتقا
پیدا کنی؟؟
رهبر گیلد؟ معاونش؟
به چند نفر اینو دادی؟ یا به
بقیهٔ پسرا هم دادی؟؟
حرفام درسته؟
اسکار ریت؟
این… درست نیست…
نقطهٔ ضعف اسکار ریت
بزرگ، نوک سینههاشه
هاه
انگار واقعاً زنی؟
ا-اونجا
حساسممم…!!
اوه، اینجا منطقهٔ
حساسته؟
هی، از پس
این برمیآی؟
هاااه
ا-ارباب. قلقلکم میاددد
انگار داره ارضا میشه.
بعد برای
آخری…!
ا-ارباب… من…
دارم ت-تقریباً…
وسط خوشگذرونی،
اینقدر دیر شد.
قطار آخر
رفت دیگه…؟
ولی اون دختر هنوز
همون حالته. حالش
خوب میشه؟
خب، خودش
درست میشه. ببینم،
نزدیکترین مترو…
در حال بارگذاری….
…اوه؟
اِه… نمیشه که…
نیست،
مگه نه…؟
این…
شهوت: بارگذاری…
ولی اپ هیپنوتیزم
خودم که نیست…؟
پس چطور اون…
هیپنوتیزم شد…؟!
هههه… ارباب… ♡
ادامه دارد…سرراست بزرگترین مرجع
اختصاصی داستان های سکسی تصویری
ممنون که اومدید
و مانهوا رو خوندید.
چه بامزه هه