
ورود فقط
برای پرسنل
کارخونه
بیرون اومد…؟
آه… آره…
این دیگه
چه خبره…؟
چقدر میتونه
خنگ باشه؟
از… پشه بدم میاد…
اصلاً نمیفهمه
داره چیکار میکنه…
فکر میکنه واقعاً یه
پشهست…
هر چی بگم
همون کارو
میکنه.
خارش داره؟
کهکهکه. میخوای
از تو برات بخارونم؟
گم شو…!
باید بتونم هر چقدر
دلم میخواد بکنمش!
میخوام لباسامو
عوض کنم.
من میرم خونه.
ها؟ هنوز ظهر
هم نشده.
باید برم خونه
لباسامو عوض کنم.
عجب. هر چی
دلش بخواد همون
کارو میکنه؟
یه چیزی رو
یادت رفته؟
چی رو یادم رفته؟
سرِ کاری هستی.
میدونم، ولی با این لباسای
کثیف طاقت نمیارم.
این داره
چی میگه؟
مگه فکر نمیکنه؟
از سرِ راهم
برو کنار.
معلومه که
نمیکنه.
و این یعنی من هر کاری
بخوام میتونم بکنم.
خانم کیم،
صبر کن!
الان وقت
ناهاره.
چرا نمیای
خونهی من
لباساتو بشوری؟
میخوام برم خونه.
ولی… من
تو خونهی سازمانی
زندگی میکنم، مال
من نزدیکتره.
زودتر
میتونی لباساتو
عوض کنی.
کمربند
ایمنی
کلاه ایمنی
باشه.
ایمنی!
گول زدن این خنگول
که کاری نداره. پفف.
رسیدیم.
ها؟ فکر کردم
اینجا انباره.
نه، خونهست
که سازمان داده.
بو میده… باید یه
دستی بهش بکشی.
من با زندگی اینجا
مشکلی ندارم.
هر چی. زود باش
لباساتو دربیار.
همین الان؟
اینجا هم پذیراییه هم اتاق
خوابم. خونه کوچیکه. لباساتو
دربیار تا زودتر شسته بشن.
یه دست لباس تمیز
میدم بهت بپوشی.
ن-نه، نمیخوام.
کثیفن.
پس با پتو
خودتو بپوشون.
ک-کثیفن!
لعنتی… با این
وضع وقت ناهار
هم تموم میشه.
اون لباسا کثیفن.
نمیخوای
عوضشون کنی؟
همم…
ماشین لباسشویی رو
بذار روی حالت پشم.
سوتینم رو هم
با دست بشور.
شورت منم
همینطور…
لعنتی. عجب سینههایی.
شورت…
چ-چ-چ-چی؟!
چ-چرا داری لخت میشی؟!
آبِ کُصت
ریخته
همهجام.
ب-بس کن! اون
چیزو بذار کنار!
چرا؟
این کیره!!! بذارش کنار!!!
کیرم چه عیبی داره؟
تازه، من که کُنتو دیدم.
اون وضعیت
اضطراری بود!
شاید منم نیش
خورده باشم. میتونی
یه نگاه بندازی؟
هااه…
تو دیوونهای.
فکر نمیکنم
نیش خورده باشی.
ها؟ چشمات
۲۰/۲۰ست؟
از
اونجا میتونی
ببینی؟
خودت یه نگاه بنداز. گندهست،
مطمئنم خوب میبینیش.
یه جاهایی
هست که
نمیبینم.
اگه به خاطر تو
یهو بمیرم، جنازهمو
تحویل میگیری؟
چرا همچین
کاری بکنم؟!
پس فقط
باید جاهایی که
نمیبینی رو نگاه
کنم؟
آره. کهکه.
هیچی نیست.
باید زیرش رو
هم چک کنی.
زیرش؟
مهمترین قسمتش همینه.
یه کم نزدیکتر نگاه کن.
همم… راستش یه کم
عجیب به نظر میرسه…
ها؟ چی عجیبه؟
بوش عجیبه. تازه،
مگه نباید قرمز باشه؟
اولین بارته کیر میبینی؟
راستی خانم کیم…
هنوز نتونستیم
پشه رو پیدا کنیم.
مرده.
چی؟!
یعنی یه پشهی
مرده تویِ توئه؟
چی؟!
خب
فکر کن.
من مدام
توی کصت فرو
میکردم، پس
حتماً مرده.
و تو هم سعی
کردی بیرونش
بندازی، ولی…
هیچ پشهی
مردهای بیرون
نیومد.
یعنی… هنوز تویِ منه…؟
مگه نه؟
با انگشتام هم
بیرون نیومد.
شاید باید…
این دفعه یه چیز گندهتر
و کلفتتر به کار ببریم.
تا مطمئن بشیم
بیرون میاد.
یه چیز گندهتر…
و کلفتتر…؟
اگه بخوای، میتونم
مال خودمو قرض بدم.
مال خودتو
قرض بدی…؟
آره، وگرنه
باید بری درمانگاه
پایین شهر…
ولی یه ساعت طول
میکشه برسی…
یعنی میخوای
این چیز یه ساعت کامل تویِ
من باشه؟!
کِی همچین چیزی
بهت گفتم؟
پس میخوای چیکار کنی؟
پس زود تمومش
میکنم…
هر وقت پشه بیرون
اومد بهم بگو.
باشه، همون
لحظه بهت میگم.
فکر کردی همچین
کاری میکنم؟!
امروز این کُسخل
رو خورد میکنم.
ولی…
این چه مرگشه؟ چرا
نمیتونه بذارش تو؟
باید پایینتر بری.
میدونم. خفه
شو و تکون نخور.
اووف… چرا مدام
بیرون میزنه؟
حتی یه
بار هم نمیتونی
درست انجامش
بدی؟
سوراخ خودتو
نمیشناسی؟
ها؟ داره خودشو
باکره جا میزنه؟
با اون سینهها که باکره
نمیتونه باشه. پفف.
مدام
داره کُنتو به کیرم
میماله…
اووف… چقدر رو اعصابی.
هی!
داری عمدی
خرابش میکنی؟
اون چیزت مدام
تکون میخوره…
میگی کیرم شله؟
همین الان سفتِ سفته.
پس چرا مدام
تکون میخوره؟
هیچکس الان
تکون نمیخوره.
کیرت تکون
میخورد.
کیر من که
رقص بلد نیست.
نمیدونم. فقط
مدام تکون میخوره.
هااه… مدام منو
مقصر میکنی.
چی؟ ولی
تو داشتی-
خفه شو.
چقدر رو اعصابی!!!
آه…
sarrast.com
قسمت 3
اینکه تو دو قسمت
دیگه کردتش
همه گیری
حماقت
چه ربطی داشت
