
فقط چون ویروس
گرفتهای…
یکدفعه که
خنگ نمیشی.
مریضها فکر میکنن حالشون
خوبه. همهی اطلاعاتی هم که تا
حالا به دست آوردن همراهشونه.
فقط وقتی ویروس
میگیرت، طرز فکرت
خیلی ساده میشه.
اوف! این
پشهی لعنتی!
شروع میکنن روی
غریزههای اولیهشون
تمرکز کنن.
مثلاً خواب، گشنگی
و تولیدمثل.
گرفتمش!
وقتی خوابشون
میگیره، اینطوریان…
«خوابم میاد…»
«گشنمه…»
«کیرم سیخ
شده… میخوام
بکنمش تو کس…»
تابستون
خیلی وقته تموم
شده.
این
پشهها از کجا
اومدن؟
این «اختلال نقص
شناختی»ـه.
که بهش میگن
«سیآیدی».
این برنامه خیلی
حوصلهسربره. چقدر میخواد
فقط علائم رو توضیح بده؟
مگه هیچ ویدیوی
خندهداری از آدمایی که
ویروس گرفتن نداره؟
فکر کنم اون یارو تو میتیوب تو کانالش
یه چیزایی همینطوری گفته بود…
اوف… کاش
وقتی ویروس اوج
گرفته بود بیشتر
ویدیو میدیدم.
فکر نمیکردم هنوز
آدمایی باشن
که اینو بگیرن.
درب
قرنطینه،
درب داخلی
معوق
کارمندایی که روز
سال نو کار نمیکنن
۲/۱ مووون (مرکز
بهداشت) ۲/۱۴ دونگیوپ
(مرکز بهداشت)
پس… اونم ویروس
گرفته، آره…؟
من که
نمیبینمش.
برای همین حرفم
رو دربارهی پشهی
سمی باور کرد؟
من تا حالا
مریض سیآیدی ندیدم،
پس مطمئن نیستم باید
اینطوری باشه.
شاید یه جای
دیگه رفته.
واقعاً به نظر میرسه
حرفم رو باور کرده.
ولی مدام سؤال میپرسه،
پس فکر کنم اونقدرم
راحت قانع نمیشه.
صبر کن، اگه تقصیر
ویروس نباشه چی؟
اگه واقعاً یه پشهی
سمی یا همچین
چیزی باشه…؟
اگه برای همین
ترسیده باشه…؟
خب، کی اهمیت میده.
این فرصت رو نمیتونم
از دست بدم. هههههه.
هوم… نمیشه که.
دیدم رفت تو
دامنت. جدی میگم.
مطمئنی؟ شاید
فقط توهم بوده.
آخرش هیچ کاری رو
درست انجام نمیدی.
این جنده! هیچوقت
جنده بودنش رو کنار
نمیذاره، مگه نه؟!
پس میتونم
دقیقتر بگردم؟
کجا رو دست میزنی؟!
خب پس من
چیکار کنم؟
میخوای انجامش
بدم یا نه؟
اوف… اگه میخوای
انجام بدی، فقط بگرد
پشه رو پیدا کن…
داری… مثل یه
هرزه رفتار میکنی.
چی؟ هرزه؟
داشتم جونم رو به
خطر مینداختم که اون
پشه رو برات بگیرم.
من لایق اینجور
برخوردی نیستم.
هی، چرا طوری رفتار میکنی
که انگار هیچ گناهی نکردی؟
از من چی
میخوای؟
موفق
باشی پشه رو
پیدا کنی.
پشه باید
خیلی سریع
باشه.
حتی منم
نمیبینمش.
بدترین چیزی که ممکنه
اتفاق بیفته اگه اون
پشه نیشت بزنه، مردنه.
ت-تو
آشغال…
هان؟ همین الان
صدای پشه شنیدم.
کجاست؟
کجا رفت؟
آخخخ!!! همین الان از کنارم
رد شد!!! همینجاست!
باید خیلی
سریع باشه.
نمیبینمش!
باشه، تکون
نمیخورم!!!
بگیرش!!!
من که
نمیبینمش!
هههههه. چه خری.
اینو هم
باور میکنه؟
زود باش…! داره
فرار میکنه!
خب من چیکار کنم؟ خودت
الان گفتی دست نزن.
بگیرش!
بگیرش!
خودت
گفتی میخوای
بگیریش!
تو مردی!
نمیتونی حرفت
رو عوض کنی!
اینطوری از کسی
خواهش میکنن؟
باید از من
عذرخواهی کنی.
من… عذرخواهی
نمیکنم…
چی؟ نمیکنی؟ خب
باشه. من میرم-
معذرت میخوام!!!
زود باش بگیرش!
کسی که
عذرخواهی میکنه
داد میزنه؟
صدات شبیه
عذرخواهی نیست. چرا
یه بار دیگه امتحان
نمیکنی؟
نگاهش کن.
داره حتی عذرخواهی
هم میکنه.
حالا که ترسیده،
یهجورایی حرفگوشکن
شده.
ت-تو…!!!
کثافت احمق!
وقتی رئیست میگه
انجام بده، انجام بده!
جلوی من
جواب پس نده!
حالا دیگه
نزدیکه گریه کنه.
حالا بگو ببینم جای من بودی
چه حالی داشت، جنده؟
هاا… چارهای نیست
پس… تکون نخور.
اگه دوباره
بهم بگی
هرزه…
من فقط میرم. اونوقت
خودت با پشه سر و کله بزن.
باشه. زود باش بگیرش.
با این
پشهی لعنتی
حتی نمیتونم
کار کنم.
خیلی رو
اعصابه.
خب، نهایت
تلاشم رو میکنم.
کنار این
میزه؟
روی این
دیواره؟
هاا… کجا رفت؟
تجهیزات
ایمنی!
وای، نه…
پیداش نمیکنم.
یه لحظه صبر
کن… این جای نیش
پشهست؟
ورم کرده
به نظر.
چی؟ کجا؟!
اینجا.
عجب. واقعاً ورم کرده.
ا-این…
این بده. فکر کنم
نیش خوردی.
و-واقعاً…؟
خ-خوب لمسش کن… فکر
کنم… باید… همینطوری باشه…
هان؟
همین الان ناله
کردی؟
خانم کیم، از
نیش پشه تحریک
شدی؟
الان به من میگفتی
هرزه، ولی تو بدتری.
ن-نه… اون…!
چون تو هیچوقت بدن
یه دخترو لمس نکردی-
هاااه!
واقعاً؟ پس پاهات رو بازتر
کن تا درست لمسش کنم.
عجب… انگار
خجالت نمیکشی
پاهات رو برای من
باز میکنی.
زیاد این کارو
میکنی، نه؟
شاید برای همین این
حس عادی نیست.
باید نرم باشه، ولی…
خیلی ورم کرده و سفته.
چطور ممکنه این نیش
پشه نباشه؟ صبر کن…
همین الان تحریک شدی؟
فحشهایی که میده
مثل ملوان مسته، ولی
اینپایین خیلی نرمه.
چرا اینقدر
شهوتانگیزه؟
اگه بیرون از این کارخونه
بهم میخورد، این جنده
هیچ شانسی نداشت.
ولی فقط چون
یهکم لمسش کردم، آبش
همهجا رو گرفته.
م-من…
تحریک نشدم…
حتی وقتی ویروس داره هم
باید غرورش رو حفظ کنه.
حس لامسهت
هنوز سالمه.
پس فکر نمیکنم اینجا
نیش خورده باشی.
آره…
من… تحریک
نشدم. فقط حس
میکنم دستت بهم
میخوره، همین.
محاله وقتی یکی مثل تو بهم
دست میزنه تحریک بشم.
آها، واقعاً؟
تأخیر
مرخصی زودتر
راستی،
من پشه رو
نمیبینم.
واقعاً
فکر میکنم
رفت تو.
۱/۲۴ دهو لی،
۲۵ گولوم پو
کارمندایی که روز
سال نو کار نمیکنن
۲/۱ مووون اونگ
(مرکز بهداشت)،
۲/۱۴ دونگیوپ
کو (مرکز بهداشت)
چیکار کنیم؟
چ-چی میگی؟
فقط میترسم دوباره شروع
کنی صدای عجیب دربیاری.
کِی همچین
کاری کردم؟!
من که چیزی
حس نمیکنم،
پس زود باش
پیداش کن!
پیداش کن
و بکشش.
هان؟
باشه،
پس…
هرچه زودتر اون
پشه رو پیدا میکنم.
آخخخ!
حس میکنم
یه چیزی توئه.
ولی اینقدر لیزه که
نمیتونم پیداش کنم.
کجا
میخاره؟
تو عمقشه؟
یا نزدیک
لبههات؟
آه…
آها،
اینجاست؟
این…!
هااه
آه!
آااه! آه!
نه…!
هااه…
وایسا…!
ی-یه چیز عجیبی
داره بیرون میاد…!
حتماً رفته تو!
جوجه هرزه! میخوام
این کس رو خرد کنم!
هااه… هاا…
آه…
اینقدر تنده که
نمیتونم از بین ببرمش!
هاااه!
سعی کن بندازیش بیرون!
sarrast.com
قسمت 2
همه گیری
حماقت