راز دختر فروشنده قسمت ۴ از ۴۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷
داره از چی
حرف می‌زنه؟
بهتره برم…
آه!
کی اون‌جاست؟
لعنتی…!
بدبخت شدم!
مغازه‌ی اون-هه
قسمت ۰۴
فکر کنم یه…
موش داره به
حرفامون گوش می‌ده!
این دیگه چیه…
هیچ‌کس اینجا نیست؟
اوف…
حالا چیکار کنم؟
هیچ‌جا هم ندارم برم…
صبر کن…! این…؟
چطور سطل آشغال
خودش افتاد؟
می‌دونم قایم
شدی! بیا بیرون
اگه نمی‌خوای
کشته بشی!
بدبخت شدم…!
حتماً یه گربه‌ی
ولگرد بوده.
تو این محله
زیادن…
هوم، هوم…
تونا
این محله چه
مرگشه؟ لعنتی!
اون-هه،
یادت نره…
تنها دلیل اینکه
این همه راه رو تا اینجا
اومدم تو هستی.
فهمیدی؟
اوه…
بهتره یه انتخاب
عاقلانه بکنی.
امیدوارم
گرفته باشی.
بعداً می‌بینمت.
آه!
این آخرین
شانست هست.
داره می‌ره؟
فکر کردم دارم
می‌میرم…
می‌دونستم خودتی.
کارت دانشجویی‌ت
افتاد.
بیا.
نمی‌دونستم
افتاده!
آه، خیلی ممنون…
چقدر شنیدی؟
ببخشید…؟
آه، خب…
این داره از چی
حرف می‌زنه؟
بگو.
راستش چیزی
نشنیدم…
اِاِ… گفت «تو
قبلاً بهترین بودی»
یه چیزی تو همین
مایه‌ها.
بهش بگم که راستش
چیزی نشنیدم؟
همه‌چیزو
شنیدی.
آه…
چش شد...؟
اون-هه…
می‌خوای چیکار کنم؟
ها…؟
وای خدای من…!
اگه اینو بین
خودمون نگه داری،
آه… خیلی
نزدیکه…!
هرچی بگی همون
کارو می‌کنم…
نفسشو حس
می‌کنم…!
هرچی بگم گوش می‌دی…؟
این چطوره؟
ها…؟
خوشت میاد؟
پشمام!
اون-هه…
سینه‌هاشو
می‌بینم!
تورو خدا، بس کن…
دارم شق
میکنم...
هممم
جوابم رو نمی‌دی…
نه بابا…! الان داره
حتی میمالتش!
ولی به جای تو، داره
به من جواب می‌ده…
باید یه گپ کوچیکی
باهاش بزنم…
اوه!!
جون-بانگ!
کجایی؟!
آخ! دا-یه
رو کامل یادم
رفت!
این بشر کجا
غیبش زده؟
دوستت داره
دنبالت می‌گرده.
آره…
خدا رو شکر… اون-هه
دوباره خودش شد.
باید برم.
صبر کن…
دفعه بعد راجع به
این حرف می‌زنیم.
اوه…!
مغازه بسته بود.
بیا بریم بخوابیم.
چرا از اون طرف
میای؟ مغازه
اون طرفه.
اون همه‌چیزو
دید؟
باید به‌زودی دوباره با
من مشروب بخوری.
تو الکلی هستی؟
چی؟ من
امروز اصلاً زیاد
نخوردم!
چرا زیپش بازه؟
چه عجیب…
راز دختر
فروشنده
ادامه دارد
پایان

قسمت 4 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۱۰:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۲ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی راز دختر فروشنده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت