


جی-یون…
میشه…
شلپ
یه کار دیگه بکنیم؟
هههه…
معلومه!
راز دختر
فروشنده
قسمت ۱۸
ببخشید طول کشید.
هی…
خودشو زده
به خواب…
سونگ~ هیون~
هیون-وو!
ها؟!
هی!
هیون-وو!
واقعاً خوابه؟!
آخ!
ممم…
جی-یون…
جی-یون…
همونیه که
ترکش کرد…؟
اوه~
بدبخت رو ترکش کرده
چه بازندهی بامزهای.
جون-بانگ، چقدر
داری زحمت میکشی~
وای… چقدر
خیس شده…
جی-یون… این
خوبه بهت…؟
آره… خیلی
خوبه…!
میخوای یه
چیزی رو بدونی که
حتی بهتره؟
چی…؟
قبلاً انجامش دادیم.
و دوباره هم
انجامش میدیم.
آه…
آه!
آه!
آه…!
نن…
آه…
چقدر پرم
کرده…
هههننن…
اون خیلی هم
ماهر نیست…
ولی همین بیشتر
منو تحریک میکنه…!
اوه…!
فردا کلاس
ندارم… میتونم تا
صبح ادامه بدم!
هههننن!
واقعاً… جون-بانگ
بهترینه!
آااه!
هاا…
عاشق این کیر
لعنتیتم…!!
اوف…
جی-یون!
ههننن…
اوف…
جی-یون.
میتونم
بریزم توت؟
آره…!
ههننن!
آاااه!
دارم ارضا
میشم!
نننگ…
وووف…
آه…
میخواستم یه چیزایی
یادش بدم ولی کنترل از
دستم در رفت…
ولی خب خیلی
گندهست…
انگار هنوز توم هست…
ها…؟!
جی-یون…
دوباره شق
شده؟
وووف~
این دفعه،
تو برو رو.
باز کن
جی-یون، نمیری
دانشگاه…؟
امروز کلاس
ندارم… بای~
باشه پس،
میبینمت…!
واو… باورم نمیشه…
هوم~
تمام شب با جی-یون بودم!
هوم~
هوم~
ها…؟
جون-بانگ…؟
اینجا چیکار
میکنی؟
دا-یه…!!
راز دختر
فروشنده
ادامه دارد
sarrast.com
خوابیده کصخل
ادم زحمت کشیم خب
جنده رو ببین
خسته نباشی دلاور
