راز دختر فروشنده قسمت ۱۷ از ۱۷۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷
خب، بگو ببینم.
چه کمکی ازم برمیاد؟
اِاِ…
چند روز دیگه
بهت خبر می‌دم.
دقیقاً این‌طوری نیست که…
هنوز آماده نیست.
کتابت رو با من هم
به اشتراک بذار~
ها؟
جی-یون…
داری خیلی نزدیک
می‌شینی…
هاها…
هیون-وو… عصبانی
به نظر می‌رسه…!
خب که چی~؟
فقط می‌خوام کتابت
رو باهم بخونیم
من این درس رو زیاد
مطمئن نیستم، چون
ترم اول حذفش کردم.
این دیگه چه کوفتیه…
قطعاً عصبانیه…
اوه! دا-یه…
سلام…
هاها…
بعداً با هم درس بخونیم.
به کمکت نیاز دارم~
هان؟!
اوه، آره…
هومف!
لعنتی، باز داره
نادیدم می‌گیره…
ولی چرا نادیدم می‌گیره؟!
دا-یه کیم
هی، دا-یه. از
دستم ناراحتی؟
بگو چی شده، دا-یه…
داره می‌خونتش…!
همین‌طوری
نادیدم گرفت!
داره دیوونه‌ام می‌کنه…!
هیون-وو؟
چرا تنها داری
می‌خوری؟
نا-یون… چرا
این‌قدر بی‌حالی…
یعنی چی؟
آه… بی‌خیال.
چی؟ به این دختر
خوشگل و سکسی بگو
تو فکرت چی می‌گذره~
تو نمی‌فهمی…
آخه از دست جی-یون
حرصم گرفته…
فقط یه روز گندِ
لعنتی داشتم~
هوم…
حتماً روز خیلی
بدی بوده.
یه دختره ولت کرده
یا همچین چیزی؟
داری چی می‌گی تو؟
یعنی… وگرنه چرا
تنهایی داری می‌خوری،
بدون دختر؟
ولت کرده؟
اوووه!
من تو رو دارم.
خوشگل
و سکسی.
خب… آره دیگه،
من همه‌ی اینام.
پس…
می‌خوای بیای
خونه‌ی من؟
چرا جی-یون باید تو همون
ساختمون دا-یه زندگی کنه…؟
حتماً اگه بهش بربخورم
خیلی خِیط می‌شه…
جی-یون…
آه،
چه زود تموم شد~!
هوف…!!!
همین اطراف بودم…
خوشحالم که با هم
درس می‌خونیم~
خونه‌ی خودشه… هر چی
بخواد می‌تونه بپوشه…
امتحانا نزدیکه.
امیدوارم فکرش
جای دیگه نباشه…؟
تو.
داری کون منو
نگاه می‌کنی؟
چی؟!!
نه…!!!
دروغگو~
بیا اینجا بشین~
آه، باشه…
آخیش… خدا رو شکر که
واقعاً می‌خواد درس بخونه…
خب، کتابت کو~؟
هومم… بیا
درس بخونیم~
با این وضع چطور درس بخونیم…!
چه فصل‌هایی
رو باید بخونیم؟
وای خدا…!
هوم~
واو، تو توی این
کار حرفه‌ای‌ای.
همه‌چی خیلی
منظمه~
اوفف…!!
فکر کردم منظورش درس بود…
این اصلاً چیزی نبود که تو کله‌م بود!
از اون چیزی که فکر
می‌کردم سرسخت‌تره~
خب پس…
هومف! یه چیزی
می‌خوای بخوری؟
آآآه!!
چی می‌خوای؟
بگیرش…!!
جی-یون…
می‌شه…
یه کار دیگه بکنیم؟
ادامه دارد
هه‌هه…
معلومه!
نمیتونم...
راز دختر فروشنده
sarrast.com
اینم خوبه ها
منطق میگه این درس نیست
پایان

قسمت 17 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۳ ساعت بعد

فردا ۱۰:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۲ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی راز دختر فروشنده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت