

فکر کنم پیدا کردن
یکی بهتر از جون-بانگ
سخته…
آه♥
جون-بانگ…
میکنمت اسباببازی
خصوصی خودم.
راز دختر
فروشنده
قسمت ۱۵
فروشگاه اون-هه،
تلفن ۲۶۸-۴۹۴۹
سلام~!
یه پاکت سیگار لطفاً.
بله، میشه
۴.۵۰ دلار.
من عاشق اومدن
به مغازهتونم، آقا.
دخترتون خیلی
مهربون و خوشگله.
آها، جدی؟
هاها…
خانم، میتونم
آدرس بپرسم؟
ممنون، خداحافظ~
اون-هه.
میخوای مغازهت
رو خراب کنم؟ هان؟
همین رو میخوای؟
خیلی شرمندهام…
میشه فردا حرف بزنیم؟
باشه، بهت اعتماد میکنم
اون-هه. فردا میبینمت.
این دفعه ناامیدم
نکن، فهمیدی؟
آها، تو اینجایی.
اون-هه
خوشگلم~
میخوای خبر خوب
بدی، مگه نه؟
از من چی
میخوای…؟ یه بار هم
که شده ولم میکنی؟
خفه شو، آشغال!
جین-کیو…
وقتی تو بدبختی بودی،
خیلی پشتت بودم.
جدی…
دیگه واقعاً نمیخوام
این کارو بکنم…
هوم…
خب…
راست میگی.
به لطف تو، کلی
پول درآوردم.
این دفعه یه پیشنهاد
دیگه برات دارم.
امیدوارم ردش نکنی…
این آخرین شانسته.
حواست باشه نقشهای
تو سرت نباشه.
یکی دو تا پسر دانشجو
بفرست متلم.
هومم…
باشه… ولی قول بده
دیگه نه پیش من میای نه
پیش پدر و مادرم…
فهمیدم. حتماً
یکی دو تا احمق
عاشقت شدن.
حتماً دلشون
میخواد بکننت.
خدای من…
امتحان داره میاد…
ولی حتی نمیتونم روی پورن تمرکز کنم!
هوفف…
آه…
این اواخر زیادی ارضا شدم؟
اینجوری نمیشه…
باید یه قهوه بخورم.
ههه…
همینه!
آه
ههه
اگه یکی این کارو با من بکنه،
شرط میبندم کیف میکنم.
مثل اون دفعه که واقعاً با
جی-یون سکس کردم…
از اون-هه بپرسم…
من این کارو برات میکنم.
با ممهام…
میتونم بذارم بین ممهاش؟
اوه…!
چه موقعیت خوبی…!
هی.
ترسوندمت؟
نه، خوبم…
این موقع شب اینجا
چیکار میکنی؟
اگه اومدی
چیزی بخری، مغازه رو
برات باز میکنم.
نه.
اون-هه…
نگفتی هرچی بگم
انجام میدی؟
یهجوری…
فرق داره…
دفعه قبل همین که
زیپش رو کشید پایین
خجالت کشید…
خب، این بهتره.
خب،
چی میخوای
برات بکنم؟
میخوام با ممهات
انجامش بدی…
اه، خیلی
خجالتآوره که بگم.
ها؟
پوف…!
فکر کنم زیادی
پورن میبینی.
…دراز بکش.
خدای من…!
همین رو
میخوای.
مگه نه؟
sarrast.com
دختره داره کونی بازی درمیاره؟
تموم شده
باید برم مغازه اینهیو بخرم
بزار اول پورن رو خاموش کنم بگا نرم
وایسا ببینم